X
تبلیغات
بیداری اسلامی

بیداری اسلامی

دعوتی،اصلاحی،فرهنگی،عقیدتی ، سیاسی و اجتماعی

ضرورت تغيير نفساني

ضرورت تغيير نفساني




اصلاح گروه ها و ملت ها بدون حساب و كتاب و به صورت خود جوش تحقق نمي يابد، امت ها از سرخوردگي به خيزش، از ضعف به نيرومندي و از فروپاشي به ترقي نمي رسند؛ مگر بعد از تربيت اصلي و راستين؛ چون تغيير روحي و زيربنايي، سكون را به حركت، خواب را به بيداري، ركود را به خيزش، سستي را به قوت، ايستايي را به سازندگي و مرگ را به زندگي تبديل مي سازد.
دگرگوني در عالم رواني مشابه انقلاب و دگرگوني در عالم ماده است، تغييري كه ديدگاه ها، اخلاق، آرزوها و عادت ها را متحول مي سازد. تغيير اصولي و ريشه ي بايد به هر حركت و نهضت، انقلاب سياسي و اجتماعي همراه باشد، در غير اين صورت نهضت و انقلاب حرف هاي بدون عمل بوده و سخنان بيهوده ي است كه در هوا پراكنده مي شود.
سنت ماندگار خداوندي در جهان هستي را قرآن كريم به عبارت كوتاه و بليغي بيان مي كند:‌ { إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ} رعد 11) خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتي را تغيير نمي‌دهد ( و ايشان را از بدبختي به خوشبختي ، از ناداني به دانائي ، از ذلّت به عزّت ، از نوكري به سروري ، و . . . و بالعكس نمي‌كشاند ) مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند.
اين تغيير آسان و ساده نيست؛ بلكه بار سنگيني است كه نيرومندها و ميانسالان از حمل آن عاجز اند؛ چون انسان موجود عجيب و پيچيده ي است و مشكل ترين تغيير انساني، تغيير نفس، قلب و فكر انسان مي باشد؛ زيرا تسلط بر اقيانوس بزرگ، تغيير مسير دريا، كندن زمين، درهم كوبيدن صخره ها و يا هر تغيير در هستي مادي آسانتر است از تغيير نفس ها و قلب ها و افكار.
ساختن شركت ها، آموزشگاه ها، پل ها و مؤسسات آسان و در حد توان است؛ اما مشكل ترين قضيه ساختن انسان است. انسان توانا بر نفسش و مسلط بر شهواتش كسي است كه درست زندگي نموده، واجباتش را ادا مي كند، حق را مي شناسد، به آن ايمان دارد و از حق دفاع مي كند. خوبي ها را شناخته و براي مردم آن چه را دوست دارد كه به خودش مي پسندد و در راه اصلاح فساد، دعوت به سوي خوبي ها، امر به معروف، نهي از منكر، قرباني نفس و مال در راه حق؛ مشكلات را تحمل مي كند.
ساختن اين قسم انساني مشكل است و آسان نيست؛ اما ايمان شگفتي ها مي آفريند، ايمان است كه نفس ها را آماده مي سازد تا به انجام خوبي مبادرت ورزند اگر چه درين مسير به تكليف، مسؤوليت، قرباني و مشقت مواجه گردند.
ايمان يگانه عنصري است كه نفوس را تغيير اساسي مي دهد و انسان را باز مي آفريند و او را از نو قالب ريزي مي نمايد تا اهداف، طرق، ديدگاه، رفتار، سليقه و مقياس هايش دگرگون شود. اگر كسي را در دو دوره ( دوره كفر و دوره ايمان) در نظر بگيريم، مي بينيم كه شخصيت دومي اش غير از شخصيت اولي است و پيوند بين اين دو دروه فقط به محور نام و نسب مي چرخد.
دانشمندان تربيت و روانشناسي مي گويند:‌ سن معيني براي قبول عادات، كسب صفات، اصلاح طبيعت و اخلاق وجود دارد كه سن كودكي است؛ آنگاه كه زن و مردي همراه صفات خاصي بزرگ شوند، خيلي بعيد است كه تغيير چشمگيري در آن ها ايجاد گردد؛ چون كسي كه با عادتي بزرگ شود و جوان گردد، همراه آن عادت مي ميرد.
و ينفع الادب الاحداث في صغر وليس ينفع عند الشيبة الادب
ان الغصون اذا قومتها اعتدلت و لين تلين اذا قومتها الخشب
تربيت در سن كودكي مفيد است و در وقت جواني فايده ندارد؛ چون شاخه هاي تازه را مي توان راست كرد اما چوب خشك هرگز راست نمي شود.
ليكن يك مسئله وجود دارد كه مربيان و روانشناسان آن را فراموش كرده اند، آن ايمان و دين است؛ چون ايمان اگر در قلب جاگيرد و در اعماق وجود ريشه دواند، ديدگاه انسان نسبت به هستي و زندگي، نگرش او نسبت به اشياء و اعمال متحول مي شود و رفتار انسان با الله متعال و مردم متعادل مي گردد و او را عنفوان جواني، كهنسالي و پيري از مسير حق باز نمي دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 1:34  توسط ثناء الله (فائز)  | 

ضرورت شفقت ومهرباني باهمديگردرعصرحاضر

ضرورت شفقت ومهرباني باهمديگردرعصرحاضر



آنگاه كه مردم در قريه هاي كوچكي زندگي مي كردند، پيوسته و به طور ناخودآگاه به كارهاي شايسته مشغول بودند؛ اين يك حقيقت مسلم بود كه در روستاها وشهرهاي كوچك به وضوح مشاهده مي شد.
اما امروز همه چيز تغيير كرده است؛ آبادي ها زياد شده وروابط قطع گرديده و آزادي هاي شخصي به صورت خودخواهي و انانيت رشد يافته و مردم از اينكه با ديگران رابطه داشته باشند؛ مي ترسند و از پيوستن به ناآشنايان در هراسند.
وقتي به «سلام گفتن» كه رمزي براي مشاركت معنوي و شفقت است، نگاه كنيم مي بينيم تعداد كساني كه به آن اهتمام ورزند كم اند، عده¬ اي سلام نمي دهند مگر به آشنايان خود؛ عده ا¬ي جواب سلام را نمي دهند به دليل اينكه جواب سلام دادن مزاحم كارشان مي گردد؛ متأسفانه بعضي ها نسبت به كسي كه سلام گويد احساس دلتنگي و ناراحتي مي كنند در حاليكه سلام دشمني ها را مي زدايد و نابود مي كند.
اين وضعيت ناگوار نشانه¬ ترك سنت و كوتاهي در اداي واجب است و در حقيقت نوعي سستي پيرامون رابطه مشترك انساني است، رابطه¬ اي كه اساس زندگي مي باشد.
دردآور تر اينست كه احساس مي شود امروزه كلمه(برادري اسلامي) كه فضائل بي شماري دارد، از ميدان عملي رخت بربسته و در ميدان تئوري و نظري نيز به آن وقعي گذاشته نمي شود.
نمي خواهم اسباب اين وضعيت ناگوار را بيان كنم؛ اما دوست دارم به بعضي اموري كه واجب است در نظر گرفته شود اشاره نمايم تا عرصه زندگي براي مان خوشايند گردد.
1) آنگاه كه بين فرزندان يك سرزمين جفا راه يابد و روابط نيك و شفقت و مهرباني ضعيف گردد كه مردم به چشم هاي وحشتناكي به يكديگر نگاه كنند، روبروشدن چشم هاي شان اساس دلتنگي و انزجار قرار گرفته و اختلاف درباره چيزهاي سهل و آساني صورت گيرد. درين صورت نيكي يكي از ما با برادران، همسايه¬گان وهمكاران در قدم اول به هدف پاكي قلب وآماده كردن دل براي پذيرش خوشي ديگران ازجمله فداكاري و قرباني محسوب مي شود. در حقيقت كسي كه با ديگران لطف و مهرباني دارد، براي خود نيكي نموده و پاداش اين عمل شايسته خود را فوري دريافت مي¬كند. وقتي مسلمان بداند كه خداوند بزرگ و توانا كارخير اورا مي گيرد وبهترين پاداش برايش مي¬دهد؛ درين حال تمام احساسات وآرزوهاي او به حركت آمده وتلاش مي¬كند كارهاي مفيدي زيادي انجام دهد. درين مورد خداوند مي فرمايد: «أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» (توبه 104) آيا نمي دانند كه خداوند توبه بندگانش را قبول نموده و صدقات شان را مي گيرد، به تحقيق كه خداوند توبه پذير و مهربان است}. اعمال خيريه وتمام فعاليت هاي مفيد انساني سبب تشكيل جامعه اسلامي گرديده و قدم هايش استوار مي شود؛ اما قوانين و مجازات ها اين جامعه را حمايت مي نمايد و درخلال اين تشكيل وحمايت، اخلاق و روح معنوي و نسل هاي جديد اسلامي مورد پشتيباني قرار مي گيرد.
2) مهرباني و شفقت بايكديگر سرشت خداوندي است كه انسان ها را برآن سرشته است، چنانچه مي بينيم طفل شيرخوار وقتي طفل ديگري را درحالت گريه ببيند به گريه مي افتد درحالي كه نمي تواند بين خود و عالمي كه زندگي دارد تمييز قايل شود، بلكه نظر به مصيبي كه احساس كرده غمگين و اندوهگين مي گردد. ونيزشفقت و مراعات احساسات ديگران جزء ميراث زندگي انساني است اما اين گرايش هاي زيبا اگر رشد داده نشود و رعايت نگردد؛ پنهان مانده وخاموش مي گردد. ازين جا ثواب بزرگي كه خداوند براي كساني كه به عناصر ضعيف در جامعه،عطوفت دارند، مي فهميم و چقدر اين حديث شريف باارزش است كه رسول خدا مي فرمايد: فاصله من وسرپرست يتيم دربهشت مثل فاصله انگشت شهادت و انگشت وسط است. (بخاري) ونيز فرمودند: كسي كه براي حل مشكل بيوه زني ومسكيني تلاش مي كند مثل مجاهد در راه خداست.(بخاري)
3) فرزندان ما آيات واحاديث زيادي كه به كارهاي خيرتشويق مي كند حفظ مي نمايند اما اين حفظ نتايج مطلوبي ندارد؛ بدليل عمكردهاي پدران و مادران كه به كارهاي خيري اهتمام نمي دهند ونيز نبود فرصتي كه اطفال از خلال آن نيكي ها وكارهاي معروف را تجربه كنند؛ باعث مي شود از وضعيت بد ونابسامان جوامع اسلامي متأثر شده و شعور نيكي كردن را از دست خواهد داد.
لذا برما لازم است كه در مورد خانواده خويش و كيفيت كمكي كه به مستحقين آن انجام مي دهيم توجه جدي نماييم. و برمدارس و مكاتب و پوهنتون ها لازم است تا بعضي ساعت هاي درسي را اختصاص به خدمات عامه و خدمت به جامعه داده و اين خدمات را از جمله شروط فراغت قرار دهند و بر رسانه ها كه بيشتر اطفال را مصروف خود كرده اند نيز لازم است به اين مهم توجه جدي نمايند تا نسل مهربان ، باشفقت و خدمتكار به جامعه تقديم كنيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 1:29  توسط ثناء الله (فائز)  | 

عاشورا ( ازحقيقت تا خرافات)

عاشورا ( ازحقيقت تا خرافات)




اسلام ديني كامل و شاملي است كه هيچ گوشه زندگي ما را فروگذاشت نكرده وبرنامه فراگيري است كه تمام جوانب زندگي دنيوي و اخروي، مادي ومعنوي، جسمي وروحي ما را احتواء مي كند. هرگاه به مشكلي برخورديم يا حقيقت يك مسئله را نمي دانستيم مي بايست به دين رجوع نموده و دو منبع اصلي دين (قران وسنت) را معيار سنجش حق و باطل قرار دهيم.
از جمله اين موضوعات بحث برانگيز قضيه عاشورا مي باشد كه خيلي ها درين مورد دچار اشتباهاتي شده و از حقيقت عاشورا طفره رفته اند،؛ چه خوب است كه به مناسبت اين روز با عظمت نگاهي هرچند گذرا به منابع ديني خود بيندازيم تا حقيقت اين روز را شناخته و خرافات را از دامن پاك آن بزدائيم. در مورد بيان حقيقت عاشورا دو نكته قابل توجه است كه درين روز چه كاري بايد انجام دهيم و چرا؟ پيرامون وظيفه ما درين روز بايد گفت: كه خداوند(جل جلاله) و رسولش صلي¬الله عليه وسلم فرصت هاي را در اختيار ما قرارداده است كه با استفاده مطلوب ازين فرصت ها خودسازي نموده و روح و روان خويش را پالايش دهيم تا بتوانيم در مقابل امواج متلاطم فساد و تباهي مقاومت كرده و در دين خود استقامت داشته باشيم؛ از جمله اين فرصت ها، روزه ها و صدقات و نماز هاي نفلي مي باشد.
وقتي به نصوص ديني مراجعه مي كنيم درميابيم كه قرآن كريم درخصوص روز عاشورا هيچ اشاره هم نكرده؛ اما احاديث نبوي صلي الله عليه وسلم بيانات مفصلي را در باره حقيقت عاشورا بازگو كرده است كه اينك به اين احاديث نگاهي مي اندازيم:
1) امام مسلم حديثي را از ابي قتاده روايت نموده كه پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: «اميد وارم كه خداوند روزه عاشورا را سبب كفاره گناهان سال گذشته قرار دهد».
2) از ابن عباس حديثي در صحيح بخاري و مسلم روايت شده كه پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم به مدينه منوره مهاجر شدند، ديدند كه يهوديان در روز عاشورا روزه مي گيرند، فرمود: اين به چه مناسبتي است؟ گفتند: اين روز نيكويي است، خداوند در اين روز حضرت موسي و بني اسرائيل را از دشمنان شان نجات داد. وموسي به خاطر آن پيروزي، روزه گرفت. پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: {أنا أحق بموسي منكم}من از لحاظ گراميداشت موسي عليه السلام از شما شايسته ترم. و آن روز را روزه گرفت و روزه گرفتن درآن روز را دستور داد.
3) ونيز رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: « روز عاشورا را روزه بگيريد و بايهود مخالفت كنيد به اين صورت كه يك روز قبل و يك روز بعد از عاشورا را هم روزه بگيريد» مسند احمد.
4) ودر روايتي آمده كه وقتي رسول خدا به روزه گرفتن روز عاشورا دستور دادند، صحابه گفتند: كه اين مشابهت با يهود است؛ فرمودند: سال آينده روز نهم را هم روزه بگيريد.
ازين احاديث به وضاحت دانسته مي شود كه از ديدگاه شريعت محمدي روز عاشورا فقط براي روزه گرفتن است نه چيز ديگري؛ و بهتر است روز نهم و دهم و يازدهم محرم را روزه دار باشيم تا بتوانيم به همه آن ا حاديث عمل كنيم.
اما در مورد اينكه حكمت روزه گرفتن درين روز با عظمت چيست؟ طوري كه از حديث قبلي هويدا مي گردد حكمت، شكر نعمتي است كه نصيب حضرت موسي و بني اسرائيل گرديد و از چنگال فرعون زمان نجات يافتند. ودربعضي روايات آمده كه درين روز كشتي نوح عليه السلام به كوه جودي نشست كرد و حضرت نوح و پيروانش نجات يافته و بقيه مستكبران وكافران غرق شدند. لذا ما هم وقتي روزه مي گيريم درقدم اول دستور دين ماست و سنت است كه روزه بگيريم و در قدم دوم ما سزاوارتريم كه شكر گذار نعمت هاي باشيم كه نصيب پيامبران الهي شده اند.
در خصوص خرافاتي كه متأسفانه به اين روز بزرگ عارض شده بايد گفت: كه مسلمانان اين روز را روزه داشتند تا اينكه به طور تصادفي امام حسين عليه السلام سردار جوانان بهشت و نوه رسول معظم اسلام درين روز شهيد شدند؛ عده ظالم و ستمگر اين بزرگمرد تاريخ را ناجوانمردانه به شهادت رسانيدند. به تعقيب اين شهادت خرافاتي درين روز بروز كرد؛ برخي به نام دوستداران امام حسين به محبت ايشان غلو نموده و بدعاتي را ايجاد كردند و برخي ديگر به نام مخالفين امام به اموز ناجايزي دست زده و خرافاتي را به وجود آوردند.
• اباطيلي در چارچوب جشن و شادي: بعد از شهادت امام حسين رضي الله عنه، مخالفين ايشان و آناني كه اين حماسه آفرين را شهيد كرده بودند؛ اين روز را جشن گرفته و شادي و سرور داشته، لباس جديد مي پوشيدند، شهرها را چراغان مي كردند، به مردم دستور مي دادند كه بايد محافل شادي برگزار كنند كه نمونه اين اباطيل را تاريخ به نام ننگين حجاج ثبت نموده است.
• خرافاتي در چارچوب سوگواري: اين خرافات را آناني به وجود آوردند كه مدعي محبت امام حسين اند، امروزه اين خرافات را هم خيلي گسترش مي دهند و مي خواهند تمام امت اسلامي به ايشان همگام شده و مثل آن ها اين روز را سوگوار باشند. اين مردم كه به نام دوستداران اهل بيت معروف اند؛ سوگواري و عزاداري شان را به شيوه هاي گوناگوني تبارز مي دهند. از جمله: تكه هاي سياه را به در وديوار ها آويزان نموده، لباس سياه مي پوشند، به سروصورت شان مي زنند، بدن هاي خود را خون آلود مي كنند، به قصد خود را تشنه نگهميدارند كه گويا مي خواهند مثل امام حسين باشند، ازهمه بدتر اينكه خيلي از بزرگان امت اسلامي را دشنام مي دهند و به مردم خوراكه و نوشيدني مي دهند و....
متأسفانه پيرامون اهداف انقلاب حسيني هيچ تصميمي گرفته نمي شود در حالي كه امت اسلامي در وضعيت ناهنجاري قرار دارد و از هر طرف تهاجم نظامي، سياسي و فكري متوجه امت اسلامي شده است و خيلي نيازمنديم كه با تأسي از انقلاب امام حسين، در مقابل اين مظالم و استبداد ها عاقلانه قيام كنيم و فرزندان امت را تربيه نمائيم تا به تمام معني به اسلام چنگ زنند و امت اسلامي را از وضعيت شرم آور موجود نجات دهند. به اميد اينكه همه تصميم بگيريم تا حقايق را شناسائي نموده و خرافات را از دامن پاك حقيقت بزدائيم و از حوادث و واقعات، درس عزت و سربلندي را گرفته و خواري و ذلت را از سرزمين وجود مان دور سازيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 1:21  توسط ثناء الله (فائز)  | 

 

 (انتخاب زن به عنوان نماینده مجلس شوری)

درین رابطه میان دانشمندان اسلامی دو دیدگاه وجود دارد:       

بند1): دیدگاه عدم جواز:

علماء مذاهب چهاگانه به استثنای امام ابوحنیفه (ح) وفتوای "شبکه اسلامیه" از کویت وفتوای رسمی علماء الازهز ودانشمند معروف دکترعبدالکریم "زیدان" به دلایل ذیل عضویت زن درمجلس شورا جایز نمی دانند :

اول: هدف ازعضویت درمجلس شورا امرار معاش باشد ازین جهت عضویت درمجلس وظیفه دولتی به شمار می آید درحالیکه مخارج زندگی زن را شوهر یا ولی او تامین می کند درصورت عدم نیاز راهی برای توجیه کار بیرون ازخانه وجود ندارد،زیرا این کار درانجام تکالیف خانه داری تاثیر منفی می گذارد لذا جایز نیست.

دوم: اگرهدف زن ازشرکت درمجلس شورا شرکت درکارهای مجلس ومفید بودن برای جامعه باشد،توجهی پذیرفتنی نیست.

زیرا کارهای مجلس هرچند برای امت سود مند است وازواجبات کفایی به شمار می آید اما مردان ازراه انتخاب این را انجام میدهند ضرورتی برای انتخاب زن نیست.

برای زن لازم است به کارهای روی آرد که برایش فرض عین است مانند خانه داری تربیت فرزندان رعایت حقوق شوهر ومطالبات زناشویی.

سوم: اصل سد ذریعه،اصلی است که درشریعت اسلامی درستی آن تایید گشته واحکام اجتادی برپایه آن بنا نهاده شده است.

این اصل انتخاب زن را درمجلس شورا منع قرارداده است. زیرا زن برای انجام این کار باید ازخانه بیرون برود. در حالیکه وظیفه اصلی او انجام تکالیف خانه است واین امور برایش واجب عینی است نه کفایی واین چنین سبب می شود که بامردان عضو مجلس هم صحبتی ومجالست نماید که ازنظر شرعی حرام وگناه است.

چه بسا خلوت با برخی آنان،آثار ناپسندی به بار می آورد که انکار ناشدنی است.بنابرین برای سد ذریعه وجلوگیری ازفساد،انتخاب زن برای عضویت مجلس ممنوع است.(حقوق وتکالیف زن دراسلام،عبدالکریم زیدان،/1/ص  204و 205). ترجمه سهیلا رستمی،چاپ سعدیه کتب خانه ،بی تا).

 

بند2): دیدگاه قایلین به جواز:

به باوراین دانشمندان زنان می توانند در پارلمان بعنوان نماینده مجلس ایفای وظیفه نمایند:

علماء احناف وبرخی از دانشمندان معاصر مانند دکتر قرضاوی اشغال ادارات عمومی دولتی وعضویت مجلس شورا را برای زنان جایز قرار داده اند وقرضاوی رابطه به انتخاب زنان در پارلمان درکتاب خود" فقه سیاسی اسلام " بحثهای طولانی نموده است که فشرده آنرا درین جا آورده ایم:

دکتر قرضاوی می نویسد: ( زن نیز مانند مرد انسانی است مسول،برای بندگی خدا تلاش می کند تمام اوامرودستورات بااستثنای مواردی شامل زنان هم  می شود مانند "یاايها الذين أمنوا" و"يايهاالناس" و"بعضكم من بعض" ورسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرماید: "انما النساء شقایق الرجال" (زنان همتای مردان اند). این حدیث را ترمذی ،ابوداود واحمد روایت نموده است.

زنان درعصر نبوت نقشی خوبی را انجام دادند اولین صدایی که درتصدیق وتایید رسالت بلند شد صدایی خدیجه واولین کسی که درره اسلام جانش فداکرد سمیه مادر عمار وخانم یاسر بود.برخی احکام اجتهادی است باتغییر زمان درآنها نیز باید تغییرات آورد.علمانیون ومکتب سکولاریسم باکمک مساله زنان به یرویج واتهامات ناروا به اسلام می چسپانند که اسلام به زنان ستم نموده ونمی گذارد استعداد ها وتواناییهای آنها شگوفا شوند که اسلام ازین اتهامات مبرا است.

سپس به اراءه دلایل ورود زنان به پارلمان می پردازد که درج ذیل اند:

1-     مشوره ام سلمه به رسول الله در صلح حدیبیه.

2-     خانمی درمسجد به هنگام سخنرانی برحضرت عمر (ض) از رای ایشان انتقاد کرد،به مساله دینی،یعنی تعیین مقدار مهریه،اشاره داشت پس ازانتقاد آن خانم ،حضرت عمر ازآن تصمیم اولیه برگشت.

3-     خروج ام المومنین حضرت عایشه (ض) باوجود آگاهی از آیه (وقرن ..) ازمنزل بیرون شد ودرجهت گرفتن قصاص ازقاتلان عثمان (ض) کوشید.اگرچه بعدها متوجه اشتباه سیاسی خود شدند اما نفس بیرون شدن ایشان ازمنزل خود نامشروع نیست.

4-     آیه "وقرن" مخاطب آن زنان پیامبر(ص) اند.

5-     آیه ":(إن الله يأمركم أن تأدوا الأمانات إلى أهلها..). این آیه عام است ومرد زن هردورا دربرمی گیرد.

6-     عملا زنان ازمنازل بیرون شده به مدارس دانشگاهاسرازیر گردیده اند تاآنجا ییکه بسیاری ازعا لمان مذهبی آنهارا درشرایط ویژه با اجماع تایید کرده اند.

7-     ضرورت ایجاب می کند که درپی مقابله با زنان سکولاریست وعلمانی که میخواهند رهبریت اجتماعی زنان را به عهده بگیرندزنان مسلمان با التزام حجاب ومتانت وارد فعالیت های اجتماعی شوند وگاهی نیازهای سیاسی،اجتماعی،بسیارمهم وحیاتی تر ازنیازهای شخصی وخانوادگی زنان وعدم خروج آنان ازمنازل است.

وی ادعا می کند که تنها موردیکه به زنان حق ریاست داده نشده است "امامت عظما" یارهبری عمومی است.بدلیل روایت "لن یفلح".اما درموردی برخی امور دیگر مانند: مرجعیت اجتهادی وصدورفتوی معلمی واستادی وروایت حدیث وریاست دراموراداری،زنان می توانند فعالیت کنند.

امامسولیت نمایندگی:

دکترقرضاوی میگوید: درنظامهای دیموکراسی فعلی جهان مجلس شورا دو وظیفه را به عهده دارد:

·         استیضاح وبازخواست دولت،

·         تشریع وقانون گذاری،

استیضاح وبازخواست دولت: براساس مفاهیم قانونی محاسبه ومراقبه وبه مفهوم شرعی امر به معروف ونهی ازمنکر است مردان وزنان هردو مسولیت توصیه ونصیحت را دارند."والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض" (توبه/71).

ومشوره ام سلمه(ض) به آن حضرت درصلح حدیبه. حضرت عمردرمورد قانون عدم غیبت بیش ازشش ماه نظامیان ازخانواده،ازدخترش،حفصه،پرسید:بیشترین مدتی که یک خانم می تواند غیبت شوهرش را تحمل کند چند ماه است؟حفصه درپاسخ فرمود:ازچهارماه تاشش ماه.

حضرت عمر ازشعرآن زنی که درفراق شوهرش ودرآن شعرشکوه ازتنها یی ودوری ازیارهنگام خواب دربسترش سروده بود،به شدت آزرده خاطرگشت،درآن شعرمی گفت:

تطاول هذا الیل واسوَّد جانبه                            وارقنی ألا حبیب الاعبه

      فو الله لولا الله تخشي عواقبه                             لحرک من هذا السریرجوانبه

وقت زنان به صورت فردی حق نصیحت واظهار رای را دارند هیچ دلیل شرعی وجودندارد که آنها را ازعضویت پارلمان محروم کند.

جنبه قانون گذای: این برمی گردد به استنباط مسایلی که درباره آنها نص وجود ندارد. باب اجتهاد درشریعت بابی است که برا ی مردان وزنان گشوده شده است دربیان شرایط اجتهاد هیچ کس شرط مرد بودن را نگفته است.بسیاری مسیل را صحابه ازحضرت عایشه سوال می کردند واو یکی ازمجتهدان وصاحب نظران اصحاب بود.

مدیریت های عمومی: هدف ازدادن حق مدیریت مشاغل عمومی،برای مردوزن،کسب درآمد مشروع،روزی حلال به (ویژه به زنان بی سرپرست وبینوا) ورضایت خداوند وازسوی دولت هدف اعطای این مناصب برای زن سپردن این مناصب به امانتدارایی شایسته برای انجام مقتضیات آن،به اندازه ای توانایی انجام تکالیف آن می باشد.

این عده ازعلمایی که برای زن مسلمان این حق را جایز میدانند برای شغل درمدیریت مناصب عمومی به شرایط ذیل مقید می نمایند:

شرط اول: داشتن این حق به تکالیف و وظایفش آسیب نرساند: تکلیف اصلی زن،خانداری،تربیت فرزند وشوهر داری است.درحدیث شریفی که امام بخاری ازعبد الله ابن عمر روایت کرده،آمده است که پیامبر(ص) فرمود: "... زن نیز مسول خانه شوهر است ودر متعلق مسولیتش پاسخ گو می باشد".

درحدیث فوق وظایف: خانه داری،تدبیر امورخانه،فرزندان،خدمت کاران ودل سوزی وخیر خواهی درهمه ی کارهای شوهر است.پس به زن جایز نیست که به کارمباح مانند شغل دولتی مشغول شود وازواجب خود بماند.ونیز دربیرون رفتن اواجازه شوهر هم لازم است.

شرط دوم: به کسب حلال وبدست آوردن روزی ازراه این کار نیاز داشته باشد: زن درصورتی می تواند ازحق مدیریت کارهای دولتی استفاده کند که به درآمد حاصل ازآن نیاز داشته باشد. درصورت عدم نیاز توجیه اشتغال او به کار دولتی منتفی می شود.تربیت فرزندان آماده سازی خودش برای خدمت به شوهر، بنابرشریعت اسلامی شایسته تر وبهتر ازبیرون رفتن ازمنزل برای انجام کار های دولتی است،چون حق نفقه وی بربالای شوهر است وبه کسب امرار معاش نیازندارد. (حقوق وتکالیف زن دراسلام،صص 177- 181).

هرانسان دادگری به ناچار می پذیرد که تربیت فرزندان برای زن،مهم تر ازپرورش جوجه ای مرغ در باغهای دولتی است.

 شرط سوم: دکترقرضاوی می نویسد: باید متذکر شد تنها زمانی ورود خانمها به مجالس شورا ومدیریتهای عمومی مانعی ندارد که ایشان بی قید وشرط ورعایت حد وحدود با مردان بیگانه نشست وبرخاست ننمایند وبه مفاوضه نپردازند وحضوردرمجلس زمینه ای زیان به ارکان خانواده شوهر وفرزندان را فراهم نکنند وسبب خروج آنها ازآداب وپوشش وشیوه ای راه رفتن ونوع سخن گفتن شرعی نباشد.

 بلکه باید همه آن موارد را برای صیانت ازکرامت ومزلت خویش مراعات نماید.(پایان سخنهای دکتر قرضاوی).(دیدگاهای سیاسی فقهی معاصر،صص 73- 88).

بند3):

برسی دلایل ودیدگاهای قایلین بر جواز عضویت زنان درشوری:

1-     قیاس قضاوت به شهادت این نوع قیاس یک قیاس فاسد قیاس فاسد است:

·         اولا درتصادم با نص است

·         ثانیا قیاس مع الفارق است.

لذا این قیاسها چندان محکمی نیستند ودر امورمهم متمسک باینها بجایی  نخواهد رسید وبه گفته مولانا:

پای استدلالیان چوبین  بود

                                پای چوبین سخت بی تمکین بود                  (مولانا)

2-      بعد ازتحقیق وبرسی درمذهب احناف درمی یابیم اصل نزد آنها منع است ولیکن زن اگر فیصله ای را انجام دهد قضاوتش درغیر حدود وقصاص نافذ می شود.

 پس نزاع آنها همراه جمهور درغیر مساله ای ما است،یعنی محل نزاع درمساله این است که آیا قضاوت زن درابتداء جایز است یاخیر؟؟.

بعدازبرسی درمی می یابیم که هریک ازجمهور واحناف برعدم جواز متفق اند ولی اگر زن قضاوت کرد پس جمهور قضاوتش را غیر نافذ واحناف حکم اورا درغیر قصاص وحدود نافذ میدانند. والله اعلم.

3-     قایلین میگویند که الله تعالی از ملکه سبا ستوده و از تدبیر و دوراندیشی آن یاد آورد شده است! درین این جا چند توجیه امکان دارد:

·         در پاسخ باید گفت :در کجا؟  الله تعالی ازوی ستوده است؟ آیا درنسبت دادن کفر وگمراهی به وی؟ قسمی که الله تعالی می فرماید: ": (وَصَدَّهَا مَا كَانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِنْ قَوْمٍ كَافِرِينَ).

·         یا در تعریف فرستادن آن رشوه را به عنوان هدیه ؟! مانند این فرموده الله تعالی: (وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ (35) فَلَمَّا جَاءَ سُلَيْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آَتَانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آَتَاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ). (النمل).

·         وجه  دیگری وجود دارد وآن اینکه این درشریعت پیش ازما بود.

·         یا این که مملکت وپادشاهی برای بلقیس قبل ازاسلام آوردن وی بود،اما وقتی اسلام آورد تابع سلیمان علیه السلام شد.

4-      درپاسخ به استدلال از آیه ":( إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها..) دونوع توجیه اراءه شده می تواند :

الف) آیه عام است وبه ادله قبلی که درمنع تولی زن از قضاء گذشت تخصیص یافته است.

ب) اگر از این آیه استدلال به جواز تولی زن برقضا صحیح با شد استدلال برتولی زن به ولایه عامه نیز صحیح خواهدبود  که به اجماع علماء باطل است.

·         اما استدلال ازداستان مشوره گرفتن رسول الله (ص)از ام سلمه برجواز انتخاب زن بحیث عضوی پارلمان ازین واقعه استدلال برجواز ورود زن به شوری درست نیست بنابر وجوهات ذیل:

·         ازکدام مورد داستان ام سیلم این مساله فهمیده می شود که گوش دادن به مشوره وی دلیل به انتخاب آنست؟

·         و آیارسول الله (ص) وی را به عنوان عضو شوری برگزید؟

·         آیا سایرامهات المومنین درامور سیاسی امت بعنوان نظریه پرداز مشارکت می کردند؟ به ویژه درعهد صدیقی وفارورقی در انتخاب وزراء، والیان،آماده سازی ارتش ونظام بیت المال سهم داشتند؟!

·         مشوره گرفتن پیامبر ازام سلمه وحضرت عمر ازحفصه باین ادعا دلیل شده نمی تواند چون آن یکی ازهمسرخویش ودیگری ازدختر خود مشوره دیده اند وهیچ یک ازدانشمندان باین باور نیستند که حاکم ازن ودخترش مشوره گرفته نمی تواند.

ولی حدیث:"شاوروهن وخالفوهن" صحیح نیست،امام سخاوی این را در"المقاصد الحسنة"، وشوكاني "الفوائد" ، ضعیف گفته اند وبرخی علماء این را موضوع دانسته اند.

5-      اما واقعه خروج حضرت عایشه (ض) :

أ‌.        خروج حضرت ام المومنین عایشه (ض) بعنوان حاکم وامیر نبوده چون اصحاب بزرگواری مانند زبیر وطلحه وجود داشتند که ازارتش رهبری کنند.

ب‌.     وثانیا سیدنا عایشه به هدف اصلاح بیرون آمد تاکه ازفسادی بیشتر جلوگیری کند که متاسفانه آنچه فکر می کردبدست نیامد که بعدها یاد آوری می کرد وگریه می نمود.

6-      استدلال قایلین برجواز انتخاب زنان درمجلس شورا: ازتعیین حضرت "شفا" (ض) توسط حضرت عمر بعنوان مامور باز رسی شهر این هم از دووجه خالی نیست :

1-                 این روایت ازلحاظ سند ضعیف می باشد چون ابن حزم این را به صیغه ای تمریض (رٌوِیَ) بیان نموده است.وامام ابن عربی درتعلیق این روایت چنین می نگارد:"هی من دسایس مبتدعه".(احکام القرآن،ص،352).

 این داستان را ابن جوزی در تاریخ حضرت عمر(ض) و ابن عبدالبر در الاستیعاب وابن حجر به تبعیت آنها در"الاصابه" آورده است. ولی در همه موارد بدون سند می باشد.

2-                  روایت فوق "قول صحابی" است وابن جوزی قول صحابی را حجت نمیداند پس چگونه به این عمل می کند. (حکم تولی المراة القضاء/ج1/ص 15).

(مناظره پیرامون قضاوت زن)

درپیرامون این مساله قاضی ابوبکر بن طیب مالکی اشعری با ابوالفرج بن طرار امام شافعی ها در بغداد درمجلس سلطان بزرگ،عضد الدوله طبق عادت مردم آن زمان دراثبات ونفی آنچه به ابن جریر منسوب شده بود به مناظره ومباحثه پرداختند ونهایتا به نتیجه نرسیدند ابن طرار به آنچه به ابن جریر نسبت می شد برنده شد.

ابوالفرج بن طرار  گفت: دلیل برینکه جایز است زنان قاضی وحَکَم باشند این است که در احکام قضاوتش نافذ ودلایل بینه را شنیده وفصل خصومت میان آنها کرده بتواند و ازعهده ای وی این کارشده می تواند چنانچه ازعهده ای مردمی باشد.

قاضی ابوبکر بروی اعتراض نموده ودلایل اورا به امامت کبرا نقض نمود که هدف از امامت کبری حفاظت ثغور،تدبیرامور،حمایت بیضه اسلام وگرفتن خراج ومسترد نمودن آن به مستحقین وی می باشد.وازعهده این همه زن می تواند براید چنانچه ازعهده اینها مرد برا می تواند.

قاضی ابوالفرج درپاسخ فرمود: این درشرع یک اصل است.مگراینکه دلیلی برمنع آن قایم شود.

قاضی ابوبکر درجواب چنین استدلال نمود: نمی پذیریم که این یک اصل شرعی است.

قاضی ابوبکر فقیه میگوید: سخنان شیخین درین مساله ازچندان ارزشی برخوردار نیستند. چون برای زن جایز نیست که درمجالس ظاهر شود ومخالطت نماید وبامردان روبرو نشسته بیکدیگر بنگرند،وبامردان مزدحم شوند ومنظر به آنها باشند.

زیرا نگاه به سوی زن جوان وسخن گفتن همراه او حرام است(اما اگر کهن سال باشد باکی ندارد) وهرگز قوم وملتی که به این تصور وباور باشند به فلاح وکامیابی نخواهدرسید(احکام القرآن،ابوبکرمحمدبن عبد الله المعروف بابن العربی، انتشارات،دارالکتب العربی،تاریخ نشر،2004م).

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 0:26  توسط ثناء الله (فائز)  | 

نقش خانواده مسلمان ونیکوکاردرپیش گیری جرائم ازدیدگاه پیامبرصلی الله علیه وسلم:

نقش خانواده مسلمان ونیکوکاردرپیش گیری جرائم ازدیدگاه پیامبرصلی الله علیه وسلم:

پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم نقش خانواده مسلمان وافراد نیکوکار را برای جلوگیری ازجرائم درچند حدیث بیان فرموده است ،  به گونه ای که والدین وسرپرستان خانه هراندازه از این ویژگیهارا داشته باشند وخود را بیشتربه اجرای آنها پایبند بدانند، فرزندانشان نیز به همان میزان به آنها پایبند وعلاقه مند میشوند ومیتوانند درتقویت اخلاقی آنها وپیشگیری ازجرائم نقش مهم به رازنده داشته باشد عبارتنداز:

1- افراد خانواده مسلمان ونیکوکار پیوسته محیط وفضای خانه خود را باذکر ویاد خدا آباد می کنند وآن را زنده وپویا می گردانند. چنانچه دراین رابطه امام مسلم ازابوموسٰی اشعری رضی الله عنه روایت نموده که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده است :«مَثَلُ البَیتِ الَّذِی یُذکَرُاللهُ فِیهِ وَالبَیتِ الَّذِی لَایُذکَرُاللهُ فِیهِ مَثَلُ الحَیِّ وَالمَیِّتِ:»(صحیح المسلم )چگونگی خانه ای که درآن ذکرویاد خدا می شود، نسبت به خانه ای که درآن ذکرویاد خدا نمی شود، به مانند شخص زنده است نسبت به شخص مرده .

درحدیث دیگری آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده است :« إِنَّ البَیتَ الَّذِی یُذکَرُفِیهِ اسمُ اللهِ لَیُضِیءُ لِأَهلِ السَّمَاءِ کَمَایُضِیءُ النُّجُومُ لِأَهلِ الأَرضِ»: (کنزالعمال 1/424)"بی گمان خانه ای که درآن (به وسیله طاعت وعبادت)اسم خدا برده شود به اهل آسمان نور وروشنایی می بخشد، هم چنانکه ستارگان برای ساکنان روی زمین نور وروشنایی ایجاد می کنند.

2- خانه افراد مسلمان ومتقی به وسیله نرمی ومهرورزی آباد ومملوازصفا ومحبت می باشد ، چنانکه پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم فرموده است :« إِذَاأَرَادَاللهُ بِأَهلِ بَیتٍ خَیراً، أَدخَلَ عَلَیهِمُ الرِّفقَ»: (مسنداحمد6/71)"هرگاه خداوند خیروبرکت خانواده ای را بخواهدنرمی ومهرورزی را برآنان وارد می کند.

3- خانه افرادمسلمانی که بهوسیله تلاوت قرآن آباد می باشد ، ازگزند شیاطین وآسیب رساندن موجودات مُضِرّ به دور ودرأمان می باشد،  چنانکه در روایتی آمده است:«إِنَّ البَیتَ لَیَتَّسِعُ عَلی أَهلِهِ وَتَحضُرُهُ المَلَائِکَةُ وَتَهجُرُهُ الشَّیَاطِینُ وَیَکثُرُخَیرُهُ أَن یُقرَأَ فِیهِ القُرآنُ،  وَإِنَّ البَیتَ لَیُضِیقُ عَلی أَهلِهِ وَتَهجُرُهُ مامَلَائِکَةُ وَتَحضُرُهُ الشَّیاطِینُ وَیَقِلُّ خَیرُهُ أَن لَایُقرَأَ فِیهِ القُرآنُ»:(مسند دارمی)" خانه ای که درآن قرآن خوانده  می شود ، فضای آن برافراد داخل آن وسعت وگشایش می یابد وفرشتگان نیز درآنحاضر می شوند وشیازین وموجودات مُضِرّازآن دور میگردند وخیر وبرکت درآن  فزونی می یابد، (اما)خانه ای که درآن قرآن خوانده نمی شود ، فضای آن بر افرادِ ساکن درآن تنگ ودل گیر می گردد وفرشتگان ازآن دور می شوند وشیاطین وموجودات مُضِرّ درآن حضور می یابند وخیر وبرکت درآن کاهش می یابد.

در روایت دیگر آمده است که :پیامبراکرم صلی الله علیه وسلم فرموده :«لَاتَجعَلُوا بِیُوتَکُم مَقَابِرَ، إِنَّ الشَّیطَانَ یَنفَرُ مِنَ البَیتِ الَّذِی تُقرَأُفِیهِ سُورَةُ البَقَرَةِ»:(جامع الترمذی)" خانه های خودرا (به واسطه نخواندن قرآن وعدم عبادت)به صورت قبرستان مگردانید، زیراخانه ای که درآن سوره بقره خوانده شود شیطان وموجودات مضر می گریزند وازآن دور می شوند.

4- افراد خانواده مسلمان وباتقوا، باادای سنتها خانه خود را آباد می کنند وفضای آن را نورانی وروحانی می گردانند. در روایتی آمده است که عیشه رضی الله عنها گفته: « نزد رسول خدا رفتم درحالیکه نماز میخواند ودَر،  برروی اوبسته شده بود، حضرت دَر را برایم بازکرد وفوری به جایی که نماز می گزارد برگشت.(سنن النسائی)

5- خانه افراد مسلمان وپرهیزگار به وسیله اشخاص شایسته ونیکوکار آباد وآراسته می گردد وازأفراد فاسد وهوسران ، همچنین ازهرگونه فسق وفجوری به دور می باشد.چنانکه نسائی ازعلی ابن أبی طالب نقل کرده که گفته است :

درحالیکه درخانه ودر حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بودم ،  این چهارجمله را بیان فرمود:«لَعَنَ اللهُ مَن لَعَن وَالِدَیهِ، وَلَعَنَ اللهُ مَن ذَبَحَ لِغَیرِاللهِ، وَلَعَنَ اللهُ مَن آوَیٰ مُحدِثاً، وَلَعَنَ اللهُ من غَیَّرَمَنَارَ الأَرضِ»:(سنن النسائی)

خداوند نفرین کرده است کسی راکه والدین خود را نفرین کند ونفرین کرده است کسی راکه حیوانی را بابردن نام غیر خدا ذبح می کند، ونفرین کرده است کسی راکه پناه دهد به فرد بدعتگذار وبرپاکننده فساد، ونفرین کرده استکسی راکه علامت وحدود مشخص ومعین شده میان خود وهمسایه اش را تعییروجابه جانماید.

مسلم ازأنس رضی الله عنه روایت کرده که روزی مادربزرگش مُلَیکة ، رسول خداصلی الله علیه وسلم را برای صرف غذایی که برای اوتهیه نموده بود دعوت کرد، پیامبر صلی الله علیه وسلم دعوت را پذیرفت وتشریف آورد، پس از صرف غذا، فرمود: «برخیزید نمازرا به جماعت برای شما بخوانم » أنس بن مالک می گوید :من نیز بلند شدم وحصیرکهنه ای که آنجابود وگردوغبار روی آن نشسته وکثیف شده بود ، باپاشیدن آب برآن ،  پاک وتمیزنمودم ، حضرت صلی الله علیه وسلم بلند شد وروی آن ایستاد، من وفرد دیگر یتیم پشت او صلی الله علیه وسلم ایستادیم وپیره زنی نیز پشت ما فرار گرفت ونماز را با پیش نمازی حضرت صلی الله علیه برگزارنمودیم ، سپس تشریف برد.(صحیح البخاری)

بنابراین تردیدی نیست که افراد آگاه ونیکوکار فضای خانه را لبریزازشادی وسرورمی کنند،  به ساکنان آن نیرو وجان تازه می بخشند، به خاطراینکه کودکان وخردساسلان خانه باافراد تازه وارد به فعالیت وجست وخیز می پردازند ونزد آنان می روند وآنان نیز ایشان را می بوسندوبرای شان دعای خیرمی کنند ودرنتیجه به ذکرویاد خدا می افتند سپس برای ادای نماز برمی خیزند وکودکان خانه همراه آنان نمازمیخوانند به گونه ای که درآثر آن مشاعر واحساسات ایمانی واعتقادی دردل ودرونشان روشن وبرافروخته می شود وبه خوبی درمی یابند که درمیان جمعی قرارگرفته اند که همگی افرادی نیکوکار وبسیار متقی وپرهیزگار می باشند.

6- خانواده مسلمان ونیکوکار درهر حال وموقعیتی ،  به ویژه به هنگام بیماری ومرگ افراد ،  به گفتار وکردار مشروع وخداپسندانه می پردازند .

ابن ماجه ازشدادبن أوس نقل نموده که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرموده است :« إِذَاحضرتم موتاکم فأغمضوا البصر، فَإِنَّ البصریتبع الرُّوحَ وقولواخیراً، فإن الملائکةَ یؤمنون علی مایقول أَهل البیت»(صحیح المسلم کتاب الجنائز)

هرگاه نزد افراد مریض مشرف به مرگ آمدید (درحین جداشدن روحش از بدن ) چشمانش را برهم نهید، چون چشم نیز تابع روح می باشد ، گفتارنیک برزبان آورید زیراکه فرشتگان درچنان حالتی به آنچه که اهل خانه می گویند ، آنان نیزآمین می گویند(وبرای آن طلب اجابت می کنند).

7- افراد مسلمان به تبعیت ازسنت رسول خدا(صلی الله علیه وسلم )پیوسته محیط خانه وفضای خانواده را بابیان مطالب علمی ونقل داستانهای آموزنده اخلاقی ودینی مُنورمی سازند، چون اسلام درابتدای امربه صورت سرّی درخانه ارقم بن أبی ارقم نشأت گرفت این خانه درواقع پناه گاهی بود برای رسول خدا(صلی الله علیه وسلم )ازشرّدشمنان وکفارقریش ، لذا حضرت محمدصلی الله علیه وسلم به همراه پیروان وایمان آورندگان درآن جمع می شدند ورسول خدا(صلی الله علیه وسلم )به طومخفیانه به تبلیغ رسالت خویش در دوره پنهانی می پرداخت .

وابستگان وتابعین صحابه گفته ها ورهنمودهای حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را در خانه های خود وسایر برادران وآشنایان خود نقل وبازگو می کردند رسول خدا(صلی الله علیه وسلم )تأکید می فرمودکه مسلمانان اعمال خودرا خالص برای رضای خداوند بدور ازهرنوع ریا وخودنمایی انجام دهند، چنانکه امام احند ازعمرة بن مرة نقل نموده که گفته است: مردی در خانه أبی عُبیدة برای ما بحث می کرد که از عبدالله بن عمروشنید که برای عبدالله بن عمر صحبت می کرد ومی گفت : از رسول خداشنیدم می فرمود:«مَن سَمَّعَ النَّاسَ بِعَمَلِهِ ، سَمَّعَ اللهُ بِهِ سامع خلقه وصغرهُ وحقره »

(مسنداحمد):کسی که عملش را(به خاطرخودنمایی وریا)به سمع مردم برساند، خداونداورا به شنوندگان خلق خود معرفی می کند وکوچک وخوارش می گرداند. این راکه گفت،  ازچشمان عبدالله بن عمراشک سرازیرشد وبه گریه افتاد.(تربیت فرزندان ازدیدگاه پیامبر)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 0:23  توسط ثناء الله (فائز)  | 

تقویت اخلاق درپیشگیری جرایم درپرتوکتاب وسنت:

 

3- تقویت اخلاق درپیشگیری جرایم درپرتوکتاب وسنت:

 

پیامبرگرامی اسلام برنامه دعوت خودرا چنین معرفی وتعین می نماید:

«اِنَّمَابُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکَارِمَ اَلاَخلَاق»(الموطأللامام مالک)"جزاین نیست که مبعوث شده ام تاارزش های اخلاقی را به اتمام برسانم"ازاین سخن حکیمانه چنین برمی آید که رسالت وپیامی که مسیرخود را درصفحه هستی بشریت ترسیم نموده وپیام آور این پیام زندگی بخش باتمام سعی وکوشش در امتداد اشعه تابناک آن وجمع آوری کتله های بزرگ انسانی حول آن تلاش نموده است ، برهیچ موضوع دیگری مانند فضایل وارزشهای اخلاقی وتقویه آن درنفوس پیروانش تأکید وترکیز نکرده است ،  وبااعلام این پیام راستین ، آفاق کمال وعظمت انسانی را در برابر شان منور گردانیده است تابابینائی کامل بسوی آن بشتابند وخود را به کمال مطلوب برسانند .

عباداتیکه دراسلام فرض گردیده وبحیث ارکان اساسی اسلام معرفی شده اند، هیچکدام حرکات خشک وبی مفهوم نمی باشد که فقط رابطه انسان را باغیبیات ناقبل دید برقرارسازد ونه هم اسلام انسانهارا به ادای اعمال بی مفهوم مکلف می سازد، بلکه تمام فرایضی که اسلام برپیروانش لازمی گردانیده است همانند تمرین های متکرری است که انسان را به رعایت کردن ارزشهای نیک اخلاقی بادیگران عادت داده وچنان تربیت می نمایدکه درشرایط وظروف مختلف زندگی به این ارزشها پابند ومتمسک باشند وآنچنان که انسان با انجام تمرینهای بدنی سلامت جسمی خودرا حفظ می نماید فرد مسلمان نیزباانجام دادن این فرایض وعبادت سلامت معنوی واخلاقی خود را محفوظ می دارد .وقرآن کریم وسنت مطهرپیامبرصلی الله علیه وسلم باتمام وضوح این موضوع را بیان میدارد الله زمانیکه به اقامه نماز امر می کند حکمت وهدف اساسی آنرا چنین چنین بیان میدارد:

«وَأَقِمِ الصّلٰوةَ إِنَّ الصَّلوةَ تَنهَی عَنِ الفَحشَاءِوَالمُنکَرِ» العنکبوت( 45)"وبر پا دارنمازرا زیرانماز ازفحشاوبدکاری جلوگیری میکند"پس دوری جستن از رذایل اخلاقی وپاک بودن ازگفتاروکرداربد حقیقت نماز می باشد . واین مطلب درحدیث قدسی به صورت واضح تر بیان شده است ، جاییکه پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه وسلم میفرمایند: «إِنَّمَااَتَقَبَّلُ الصَّلَاةَ مِمَن تَوَاضَعَ بِهِ لِعَظَمَتِی وَلَم یَستَطِل عَلی خَلقِی ولم یبت مُصِرًاعَلی مَعصِیَتی وَقَطَعَ النَّهَارَ فِی ذِکرِی ورحم المسکین وابن السبیل والارملة ورحم المصاب»(مسندالبزار )

"الله تعالی میفرماید:یقینانمازکسی را می پذیرم که باادای آن درمقابل عظمت من تواضع کند وبرمخلوقاتم تجاوز نکند وشب را مصرانه برمعصیت نگذارندوروز را بذکرمن طی نموده ، برمساکین ومسافران وبیوه گان رحم نماید وبرمصیبت رسیدگان دلسوزی داشته باشد."

به همین منوال زکات که بنای دوم عملی دراسلام است تنهاوتنهاتکس وضریبه های مالی محض نبوده وبه این معنی نمی باشد که مقداری پول ازکیسه ثروتمندان بیرون آورده شود وبه جیب حاجتمندان ریختانده شود ، بلکه اسلام می خواهد قبل ازهرچیز دیگر نهال رأفت وعطوفت را درقلوب افراد جامعه غرس نماید.

الله رب العزت می فرماید :«خُذ مِن أَموَالِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وَتُزَکِّیهِم بِهَاوَصَلِّ عَلَیهِم إِنَّ صَلوتک سَکَنٌ لَهُم»(التوبه/103)

"بگیر ازاموال شان زکات را تاپاک سازی وبابرکت کنی ایشان را ودعای خیرکن
برایشان ....."

بنابرین پاکسازی نفس انسانی ازمال پرستی وحرص دریک جانب وازبین بردن حقد وکینه درجانب دیگر ودرنتیجه بلند بردن مستوای اخلاقی ومعنوی جامعه به سوی یک مجتمع برتر وپاکیزه ،  اولین هدف زکات بحساب می آید .

ازهمین جاست که پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه وسلم مفهوم ومدلول کلمه "صدقه"را که مسلمان مکلف به ادای آن است این چنین توسعه می بخشد:«عَن اَبِی ذَرٍّ رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم تَبَسُّمُکَ فِی وَجهِ أَخِیکَ لَکَ صَدَقَةٌ وَأَمرُکَ باالمعروف ونهیک عن المنکرصدقة وإرشادک الرجل بی أرض الضلال لک صدقة وبصرک للرجل الردیء البصرلک صدقةً وإماطتُک الحجر والشوکة والعظم عن الطریق لک صدقة وإفراغک من دلوک فی دلوأخیک لک صدقةً»(جامع الترمذی)

"ازابوذر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: تبسم کردن تو به روی برادرت صدقه است ،  امرکردن به نیکی ونهی کردن ازبدی برایت صدقه است رهنمای کردن کسی راکه راه گم کرده است برایت صدقه است ،  رهنمای کردن توبرای کسی که دیدس ضعیف است (بینایی درست ندارد ویابصیرت وآگاهی ندارد)- برایت صدقه است دورکردن اشیای مضرمانند خار واستخوان ازسرراه برایت صدقه است ،  ریختاندن آب ازدلو خود به دلو برادرت (کمک کردن اودرگرفتن آب ازچاه )برایت صدقه است" این ارشادات که به ربان ساده برای مجتمع صحرانشین ومردمی که عمری را در دشمنی وپراگندگی گذرانده بودند،  صورت گرفته است ،  بخوبی بیانگراهداف ارزشمند وانسانی میباشدکه اسلام به ارمغان آورده ومردم را بسوی آن فرامیخواند.

همچنان روزه تنهابخاطرمحروم کردن انسانها ازخوردن ونوشیدن فرض نشده است ،  بلکه هدف ومقصد اساسی فرضیت آن ،  این است تا نفس انسانی را درین کوره صبرگداخته وازشهوت پرستی پاک سازد وازهوس های بیهوده وخواهشات لجام گسیخته به سوی صیانت دایمی هدایتش نماید.

پیامبرصلی الله علیه وسلم درین معنی چنین می فرمایند: « عَن أَبِی هُرَیرَةَ رَضِیَ اللهُ عَنهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ مَن لَم یَدَع  قَولَ الزُّورِ وَالعَمَلَ بِهِ فَلَیسَ لِلّٰهِ حَاجَةٌ فِی أَن یَدَعَ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ » (صحیح البخاری)"ازابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسیکه گفتن دروغ وعمل کردن برآن را ترک نمی کند پس الله تعالی را حاجتی به این نیست که (آن صائم ) خوردنی ونوشیدنی خودرا ترک کند"

ونیز می فرمایند: « لَیسَ الصِّیَامُ مِن الاکل والشرب إنماالصیام من اللغو والرفث،  فإن سابک أحدٌ أوجهل علیک فقل إنی صائمٌ»(صحیح ابن حبان)"روزه گرفتن تنها خود داری ازخوردن ونوشیدن نیست بلکه روزه گرفتن عبارت ازخود دارای کردن ازبیهوده گویی وسخنان دور ازحیا میباشد واگرکسی ترا دشنام دهد ویاازروی جهالت برتو تجاوز نماید پس بگومن روزه دارهستم "

وقرآن کریم ثمره وحاصل روزه گرفتن را چنین بیان می دارد:«یَٰأَیُّهَاٱلَّذِینَ ءَامَنُواکُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیَامُ کماکتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون»(البقرة /183)" ای مومنان روزه برشمافرض شده است چنانچه برآنانی که قبل ازشما بودند فرض شده بود تاباشد که پرهیزگارشوید"

درمورد حج نیزنباید چنان گمان بریم که تنها سیر وسفر به اماکن مقدسه هدف اصلی آن بوده وانی عبادت بزرگ ازمعانی وارزشهای اخلاق وتقویت اخلاقی عاری می باشد وأثری درجهت جلوگیری ازجرائم و تزکیه اخلاقی انسان ندارد.....

نه هرگزچنین نیست واین پندار،  خطای محض وبرداشت نادرست ازحج بوده وباواقعیت این فریضه عظیم توافق وتطابقی ندارد زیرا پرور دگار حکیم در وصف حج وکسانی که حج را برخودلازم میگردانند می فرماید:

« الحَجُّ أَشهُرٌ مَعلُومٰتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الحَجَّ فَلَارَفَثَ وَلَافُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الحَجِّ وَمَا تَفعَلُومِن خَیرٍ یَعلَمُهُ اللهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرِالزَّادِ التَقوی وَاتَّقُونِی یَٰأُولِی الأَلبٰب»(البقرة/197)

"وقت حج ماه های معلوم است ،  پس کسی که لازم گردانید برخود درآن ماه ها حج را پس جایز نیست برای اوجماع بازنان (ودواعی آن )ونه بدکاری ونه مناقشه وجدال دروقت حج ،  وآنچه ازنیکویی می کنید الله میداند، وباخود توشه گیرید ،  وهرآئینه بهترین توشه ها خود داری وجلوگیری ازسوال کردن ازمردم است وبترسیدازمن ای کسانیکه عقل ودانش دارید"

بااین برسی اجمالی ومختصرازبعض عبادات مشهوری که بعنوان ارکان اساسی وتقویت اخلاقی اسلام شناخته شده اند درمیابیم که رابطه متین ومحکمی میان عبادات اسلامی وارزشهای  اخلاقی وجود دارد واین عبادات اگرچه درمحتوای ومظهرخود ازهم تفاوت دارند ولی درنهایت امر همه به سوی یک هدف درحرکت می باشند ، وبرای تحقق یک مأمول فرض شده اند واین هدف گرامی همانست که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را درین سخن جامع وحکیمانه خویش توضیج داده اندکه :«إنمابعثت لاتمم مکارم الاخلاق»(مؤطا)

بنابرین روزه ،  نماز،  زکات ،  حج وفرایض دیگری که دراسلام مورد تأکید قرارگرفته اند همه به مثابه وسایلی اند که انسان را به کمال مطلوب رهنمائی نموده وبه درجات بلند انسانیت ارتقاء می بخشند وزمینه طهارت وپاگیزه گی شخصیت او را از رذائلی که منافی بامفهوم انسانیت است فراهم می نماید ،  تابدین ترتیب زندگی انسان ازانحراف وسقوط درگودال بدبختی نجات یافته به سوی تقویت اخلاقی تعالی وفضیلت رهیاب گردد.

ازآنچه گفته آمدیم بخوبی هویدا می گردد که اسلام عزیز برای سجایای نیک وتقویت وزین اخلاقی که ثمره وحاصل همه عبادات است مقام ومنزلت بس عظیمی قائل است وکسانیکه ازین عبادات درجهت تزکیه نفس وصفایی باطن خود استفاده نکرده ورابطه خود را باالله عزوجل وبندگان ومخلوقات اومهذب نگرداندبدون شک خسرن وسقوط هولناکی درانتظارش خواهدبود.

الله تعالی می فرماید:«إِنَّهُ مَن یَأتِ رَبَّهُ مُجرِماً فَإنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَایَمُوتُ فَیهَا وَلَایَحیی وَمن یَأتِهِ مُؤمِنًا قَدعَمِلَ الصّٰلِحٰتِ فَأُولَٰئکَ لَهم الدرجٰت العلٰی جنتُ عدنٍ تجری من تحتهاالانهٰرخٰلدین فیها وذٰلک جزآءُمن تزکٰی» (طه /74/76)"به یقین آنکه نزد پروردگار خود بیاید درحالیکه مجرم است ،  پس برای اوجهنم است ،  که درآن نمیمیرد ونه هم زنده می باشد ،  وکسانیکه همراه باایمان واعمال صالحه می آیند بران آنان درجات بلند بوده ودر جنت های که در آن انهار جاری است همیشه می باشند،  والبته که این جزای کسی است که خود را تزکیه کرده است "

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 0:19  توسط ثناء الله (فائز)  |