نيت و اخلاص
· طاعت و معصيت در نهان و آشكار
- منظور از اخلاص، جويا شدن رضايت خدا در عمل و تصفية آن از شائبه هاي شخصي يا دنيوي است؛ يعني انسان جز به خاطرجلب رضاي خدا و منزلت اخروي كاري را انجام ندهد .
- اخلاص يكي از ثمره هاي توحيد كامل ، و به معناي منحصر كردن عبادت و استعانت از پروردگار عز و جل است: «اياك نعبد و اياك نستعين » «تنها تو راعبادت مي كنيم و تنها از تو ياري مي طلبيم» فاتحه/5
- علماي دين و مربيان مسلمان و سالكان راه در پيمودن مسير آخرت بر اهميت اخلاص اتفاق نظر دارند.
- تأكيد اسلام بر كسب اخلاص و پاكيزه كردن نيت و تصحيح موضع نسبت به خداي خويش نوعي بيهوده كاري و محدوديت قائل شدن نيست ، بلكه زندگي بدون اخلاص، استقامت و ترقي را به دست نمي آورد و اكثر مصيبت ها و بحرا ن هاي كمرشكن كه امت ها و گروه ها را در تنگنا قرار داده است، ناشي از كساني است كه باور و اميد به خدا و منزل اخروي ندارند.
- اخلاص جز باد و عنصر تحقق نمي يابد:
1- حضور نيت، چرا كه پايه و اساس كار نيت است و كار بدون نيت صرفا نظر از حسن و قبح آن انسان را درزمره مخلصان قرار نمي دهد
2- زدودن شائبه هاي شخصي يا دنيوي و انحصار مخلصانه آن براي خدا.
- خداوند از اين نيت مشروط در قرآن با عبارات مختلفي نام مي برد مانند: «ارادة وجه الله»، «ابتغاي وجه الله» يا «ابتغاي مرضات الله»
- لازم به تذكر است كه بين قصد خدا و قصد آخرت تفاوت و دو گانگي وجود ندارد و كسي كه بر آيه « منكم من يريد الدنيا و منكم من يريد الآخره » چنين تحليلــــي دارد، با توجه به اين، پس چه كسي خدا را مي خواهد ؟ اين تحليل غلط است. زيرا آنانكه آخرت را مي خواهند، خدا را مي خواهند و قصد آخرت يعني قصد رضايت و ثواب و اميد به آنچه نزد خداست. و اميد به بهشت و ترس از جهنم براي مخلصان عيب نيست چنانكه خداوند پامبران و نيكوكاران را به علت داشتن بيم و اميد و رغبت و رهبت نسبت به بهشت و جهنم ستوده است و سخني بالاتر از قرآن وجود ندارد. بهشت هم فقط يك منزل مادي مادي محض نيست بلكه منزل رضوان بزرگ و نعمت نگريستن به وجه الله است : « وجوه يومئذ ناضرة الي ربها ناظره» قيامت / 22-23
- سنت نبوي مملو از احاديثي است كه پيرامون فضل و امتياز نيت و اخلاص صحبت مي كنند:
«انما الاعمال بالنيات و انما لكل امريء ما نوي ...» « همانـا پاداش اعمـال به نيت فرد بستـگي دارد و هر كـس نتيجة نيت خود را دريافت مي كند» روايت امام بخاري و مسلم و ابوداود و ترمذي و نسائي
« ... ان الله لا يقبل من العمل الا ما كان خالصا لوجهه و ابتغي به وجهه » « خداوند در ميان اعمال جز عمل خالص كه به خاطر رضاي خدا باشد را قبول نمي كند » منذري / الترغيب و الترهيب
- «جوهري» در الصحاح مي گويد: «نيت يعني تصميم قطعي» و «زركشي» در «قواعد» خود گفته است: «حقيقت نيت ربط قصد به يك مقصود معين است» و «ماوردي» مي گويد: « نيت يعني قصد مقرون به اقدام، اگر بين قصد و اقدام فاصله افتد آن عزم است نه تصميم.»
- پس نيت يك خطوره محض نيست كه براي لحظه اي بر قلب عارض شود و زود از بين برود.
- نيت كار زبان نيست، بلكه يك عمل قلبي محض است. بنابراين از پيامبر و ياران او و تابعين در ميان سلف صالح ديده نشده است كه در عبادتهايي مثل نماز ، روزه، غسل و وضو، نيت را تلفظ كنند؛ و آنچه كه مي بينيم عده اي در نيت آوردن و شروع عبادت خود را به تكلف و دشواري مي اندازند، مانند : نويت رفع حدث الاكبر، يا نويت صلاة الظهراربع ركعات يا نيت دارم چهار ركعت نماز عصر را براي خدا مي خوانم و يا نيت دارم فردا روزه ماه رمضان را بگيرم ... همه اينها دليلي از قرآن و سنت ندارند و بي مفهوم هستند، چرا كه انسان هنگاميكه قصد رفتن به بازار يا سفر دارد ، نمي گويد: نيت دارم به بازار بروم يا نيت دارم به سفر بروم!
- به خاطر اهميت نيت در توجيه عمل و كيفيت بخشيدن و تعيين نوع و ارزش آن ، دانشمندان يكي از ريشه دارترين قاعده ها از قواعد فقهي را استنباط كرده اندكه: « الامور بمقاصدها» يعني اصل كار ، قصد و نيت است.
- به خاطر نيت ، يك شيء واحد كه داراي صورت واحد است ، به پسنديده و ناپسند تقسيم مي گردد، مانند توكل و عجز، اميد و تمنا، حب خدا و حب غير خدا، نصيحت و سرززنش، هديه و رشوه، شرح حال و شكوي، در تمام اين كلمات اولي پسنديده و قرينة آن ناپسند است در صورتي كه شكل يكي است، فقط نيت آن را تغيير مي دهد.
- اگر كسي عادتا يا به علت مشغوليت ، از خوردن و ونوشيدن در روز خودداري كند و قصد قربت و عبادت نداشته باشد، روزه دار محسوب نمي شود و اگر جهت يافتن گمشده اي به دور كعبه بگردد براي او ثواب طواف منظور نمي گردد. و اگر به قصد عطا و بخشش ( نه به قصد زكات فرض) چيزي به نيازمند بدهد ، پرداخت زكات محسوب نمي شود. و اگر فردي در مسجد بنشيند و قصد اعتكاف نكند معتكف محسوب نمي گردد.
- تاكنون توضيحاتي را درباره نيت ارائه داديم اما آنچه كه مورد اتفاق همه است اين است كه نيت در تغيير حرام تأثيري ندارد، يعني حسن نيت و قصد نيك، حرام را حلال نمي كنند و صفت پليدي كه اساس حرام بودن ا ست با حسن نيت زدوده نمي شود. مثلا كسي كه به قصد بناي مسجد يا ساختن پناهگاهي براي يتيمان يا تأسيس مدرسه براي حفظ و قرائت قرآن يا صدقه دادن به فقرا و نيازمندان و اهداف خير ديگر اقدام به رباخواري و غصب اموال ديگران مي كند كار او حرام است و نيت پاك او در حلال كردن حرام و تخفيف گناه تأثيري ندارد. احاديث صحيح تأكيد مي كنندكه: خداوند پاك است و جز پاك را نمي پذيرد. روايت امام مسلم
- اسلام قاعده «هدف وسيله را توجيه مي كند » را انكار مي كندو جز وسيله پاكيزه براي اهداف شريف چيز ديگر را نمي پذيرد و همواره بايد هدف شريف و وسيله پاكيزه باشد.
- برادر مسلمانم گمان نكنيدكه تحقق اخلاص يك كار آسان است و اخلاص در دسترس هر كه بخواهد قرار مي گيرد، اين يك تصور دور از واقعيت ا ست. بر خلاف نظر ساده انديشان، تحقق اخلاص كار آساني نيست ودر ميان سالكان راه خدا ، عارفان حقيقي از دشواري راه اخلاص و مشقت آن بر نفس بندگان جز آنانكه خداوند راه اخلاص را بر آنان آسان كرده است حكايت مي كنند:
سفيان ثوري مي گويد: تا حالا مشكلي كه ازتصحيح نيتم دشوارتر باشد حل نكرده ام ، زيرا هميشه در مقابل فعاليت هاي من ايستادگي مي كند.
يوسف بن اسباط گفته است:براي كارگزاران اسلام پاك نمودن نيت از فساد، دشوارتر و سخت تر از طول دوران جهاد است. باز گفته است: انتخاب كردن خدا در بين خواسته ها و اميال و آرزوها از قتال في سبيل الله دشوارتر است.
به نافع بن جبير گفتند: در اين تشييع جنازه شركت نمي كني؟ گفت: صبر كنيد تا نيت بياورم. پس چند لحظه فكر كرد، سپس گفت: حالا برويم!
يوسف بن حسين رازي مي گويد: سخت ترين كار در دنيا اخلاص است، و چقدر جهت زدودن ريا از قلبم تلاش مي كتم اما با رنگ ديگر و از جهت ديگر همچون قارچ از زمين سبز مي شود!
- در اينجا لازم مي دانم به تمام دعوتگران اسلامي و آنان كه براي پيروزي اسلام كار مي كنند تأكيد كنم، انگيزه ها و اهداف خود را با صداقت مورد تحليل و بر رسي قرار دهند و به نفس خود و خدا ي خود دروغ نگويند.
- امام غزالي بعد از ذكر فتنه هاي مقام پرستي، خودنمائي، شهرت و كسب ستايش مردم، از گفتن حقيقت در اين مورد دريغ نكرده است: « هيچ كس مانند علما در معرض فتنه نيست ، زيرا همراه با محرك و انگيزه نشر علوم، انگيزه هاي بسياري چون لذت چيره شدن بر مخالفان، شاد شدن بر تعداد پيروان و خوشحال شدن بر تعداد پيروان و خوشحال شدن به مدح و ثنا آميخته مي شود...»
- حضرت عمر فاروق – رضي الله عنه – مي فرمود: «بار الها! تمام كردارم را صالح، و براي رضاي خود خالص گردان و در انگيزه اعمال من سهمي براي ديگران قرار مده»
- بنابراين دانستن حقيقت اخلاص و كار كردن بر اساس آن، درياي عميقي است كه جز عده اي كم و بسيار نادر، همگان در آن دچار لغزش مي شوند: اين استثنا در قول حق تعالي آمده است: « الا عبادك منهم المخلصين»
- قرآن از مخلصاني تعريف و تمجيد مي كند كه در كار خود جز رضايت خدا هدف ديگري ندارند و دنبال رضايت او هستند و به دنبال رضايت و ستايش مردم نيستند.(سوره انسان)
- از ابن مسعود و ابن عباس و براء و به صورت مرفوع روايت شده است: «اوثق عُرا الايمان: الموالاة في الله، و المعاداة في الله، و الحب في الله، و البغض في الله» «محكمترين ريسمان ايمان عبارتند از : تعهد نسبت به يكديگر به خاطر خدا، دوستي براي خدا، و خشم به خاطر خدا.»
- در حديث ثوبان ، پيامبر صلي الله عليه و سلم مي فرمايد: «در ميان امت من افرادي وجود دارند كه اگر نزد يكي از شما بيايندو درخواست يك دينار كنند به آنها نمي دهيد ، اگر يك فلس درخواست كنند به آنها نمي دهيد، اما اگر از خداوند بهشت را درخواست كنند به آنها مي دهد!»
- عمر بن خطاب رضي الله عنه در نامه خود به ابوموسي اشعري فرمود: «آنكه نيت خود را براي خدا اصلاح گرداند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح مي كند.
- معروف كرخي خود را مي زد و مي گفت: اي نفس! مخلص باش تا خلاصي يابي.
- ابي بن كعب رضي الله عنه از رسول الله صلي الله عليه و سلم روايت مي كند: «اين امت را به روشنائي و مقام بلند و استقرار در زمين نويد دهيد، اما اگر كسي از آنها كار آخرت را براي دنيا انجام دهددر آخرت سهمي از پاداش ندارد.»
- معاذ بن جبل رضي الله عنه هم از رسول الله صلي الله عليه و سلم روايت كرده است:«هر بنده اي كه در دنيا بر مقام شهرت و ريا تكيه زند، خداوند در روز قيامت در حضور خلايق او را رسوا مي كند.»
- زيد بن اسلم رضي الله عنه از پدر خود نقل كرده است : حضرت عمر رضي الله عنه بسوي مسجد به راه افتاد . معاذ بن جبل را بر مزار پيامبر صلي الله عليه و سلم ديد كه گريه مي كند . فرمود: چرا گريه مي كني؟ فرمود به خاطر حديثي كه از پيامبر صلي الله عليه وسلم شنيدم و آن اينكه:
«اندكي از ريا شرك است و آنانكه بادو ستان و اولياي خدا عداوت مي كنند براستي كه آشكارا با خداوند مي جنگند؛ بيگمان خداوند پرهيزگاراني را كه بخاطر پرهيز از تظاهر و رياء خود را نهان مي دارند، دوست دارد. آنانكه فقط خدا را در نظر مي گيرند، و چنان بي سر و صدا هستند كه اگر غايب باشند كسي سراغشان را نمي گيرد و از حالشان نمي پرسد و اگر در ميان مردم حاضر شوند به علت عدم تظاهر شناخته نمي شوند، دلهايشان چراغهاي هدايت است و از هر گرد و غبار تاريكي رهائي مي يابند.»
- استاد ابوالقاسم قشيري در كتاب خويش «الرساله» مي فرمايد: « اخلاص يعني : منحصر كردن طاعت و عبادت به وسيله نيت براي خدا، چنانكه هدف بنده خدا از طاعت و عبادت، تقرب محض و خالص باشد ، نه تصنّع و خودنمائي يا كسب ستايش و تعريف و تمجيد مردم؛ و هر شائبه اي غير از قصد تقرب، مخلّ اخلاص است. به طور خلاصه مي توان گفت: اخلاص يعني تصفيه طاعت و عبادت از ملاحظه ديگر و شائبه ها.» و مي توان گفت يعني : «پرهيز از ملاحظه اشخاص.»
- «حذيفه مرعشي» گفته است:«اخلاص عبارت است از اينكه افعال بنده خدا در ظاهر و باطن يكي باشد».
- در زير به عوامل مهمي اشاره مي كنيم كه حقيقت اخلاص از آنها سرچشمه مي گيرد :
1. مخلص بايد به نظر خالق اهميت بدهد نه به نظر مخلوق
2. ظاهر و باطن و نهان و آشكار او يكسان باشد
3. اخلاص خود را ننگرد مبادا به نفس خود مغرور شود. ابوايوب سوسي گفته است: « اخلاص، ناديدن اخلاص است و هر كه در اخلاصِ خود اخلاص را ببيند، اخلاص او نيازمند اخلاص است» !
4. يكي ديگر از عناصر اخلاص، عدم توقع پاداش آن در آخرت است. رسول الله صلي الله عليه و سلم فرموده است: « عمل محض هيچكدام از شما، شما را به بهشت نمي برد؛ يارانش گفتند: حتي شما يا رسول الله؟؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: حتي من، مگر اينكه خداوند مرا مشمول رحمت خود گرداند».
5. ترس از نفوذ ريا و هواي نفس به درون، بدون اينكه فرد احساس كند. شيطان داراي راه هاي مخفي و كانال هاي پيچيده اي است، كه از طريق آنها به نفس نفوذ مي كند ، و چه بسا از دچار كردن مؤمنان به گناهان ظاهري نااميد گردد، اما پيوســـــته فعاليت مي كند كه آنان را به كانال گناهان دروني بكشاند و اعمال و عباداتي را كه اميد است مورد رضايت و كسب درجات گردد هدر دهد. بنابراين « سهل» گفته است: «جز مخلص، كسي ريا را نمي شناسد».
- يكي از دلايل اخلاص به ويژه زماني كه انسان داراي استعداد و توانائي شهرت باشد، پرهيز از شهرت و انتشار نام از لحاظ دينداري است. بنابر اين، زهد در مقام و شهرت و آوازه مهمتر و بزرگتر از زهد در مال و آرزوهاي شكم و جنس است. مردي را مي بيني كه در خوردن و آشاميدن و كسب و كار اهل زهد و ورع است، اما در هنگام توزيع مقام رياست كسي را شايسته تر از خود نمي بيند.
- زاهد مشهور، ابراهيم بن ادهم مي گويد: « شهرت طلب نه خدا را شناخته و نه او را تصديق كرده است».
- ايشان(ابراهيم ادهم) مي گويد: «در دنيا همچون يك شب خرسند نشدم كه در مسجدي از مسجدهاي شام خوابيده بودم و از درد شكم رنج مي بردم، شب هنگام مؤذن به مسجد وارد شد و از من خشمگين شد و پايم را گرفت و مرا كشيد تا از مسجد بيرونم كرد!» خرسندي ابراهيم بن ادهم از اين بود كه آن مرد او را نشناخته و بدون در نظر گرفتن موقعيت و منزلت او پايش را گرفته و همچون مجرمي او را از مسجد بيرون كرده است. او همان كسي است كه رياست و ثروت را به خاطر خدا كنار گذاشت و اصرار او بر ماندن در مسجد به خاطر شدت مريضي بود كه توان را از او گرفته بود.»
- ابن مسعود مي گويد: « چشمه هاي علم شويد و روشنائي هاي هدايت و چراغ شب، دلهايتان نو و جامه هايتان كهنه باشد تا ميان اهل آسمان معروف و ميان اهل زمين ناشناخته باشيد».
- اما شهرت ناخواسته اگر دور از تكلف و تاكيد باشد، اشكالي ندارد. امام غزالي مي گويد: شهرت براي ضعيفان فتنه و بلاست اما براي مؤمنان قوي دل اشكالي ندارد.
- مخلص هميشه نفس خود را در مقابل خدا و اداي وظايف ، به كم كاري و كوتاهي متهم مي كنم و غرور در عمل و اعجاب به نفس بر قلب او چيره نمي شود.
- بايد كار بي سر و صدا را بر كاري كه داد و فغان ظاهري و طنين شهوت آن را پوشانده است، ترجيح داد. مخلص هميشه ترجيح مي دهد كه يك سرباز گمنام باشد و بدون اينكه او را بشناسند ، جان فدا كند.
- يكي از دلايل اخلاص اين است كه انسان منتظر مدح مداحان نباشد و بر آن اصرار نورزد؛ و اگر مداحي او را ستود مغرور نشود و از حقيقت نفس خويش غافل نگردد.
- از ديگر دلايل اخلاص اين است كه انسان از مدح كسي كه شايسته مدح است و ستايش كسي كه اهليت و شايستگي ستايش دارد، بخل نورزد. چنانكه در احاديث مي بينيم پيامبر صلي الله عليه و سلم برخي از ياران خود را ستوده و بر فضائل و اخلاق بارز و خوب آنها انگشت نهاده است. چيزي كه باعث مي شود از انسانهاي شايسته قدرداني نشود ممكن است هوي و هوس نهان نفسي يا حسادت پنهان و يا ترس از رقابت در مقام باشد و شخص در حالي كه نمي تواند او را سرزنش و ملامت كند، حداقل كاري كه مي كند، از تعريف او منصرف مي شود.
- يكي ديگر از دلايل و جود اخلاص در مسلمان اين است كه اداي مسئوليت در پائين ترين درجه سربازي و بالاترين رتبه رهبري نزد او مساوي باشد.
- نبايد به رضايت مردمي كه در وراي آن خشم خدا نهفته است، اهميت داد، چرا كه مردم از جهت ذوق و بينش، تفكر و آرزوها و اهداف و روشها به شدت با هم مختلف هستند و فعاليت براي راضي كردن همه آنها بيهوده است . چنانچه فرومايه ها راضي شوند، بي ترديد بزرگان خشمگين مي شوند. انسان مؤمن نفس خود را از اين رنج و مشقت آزاد و راحت مي سازد.
- بايد حب و خشم، بخشش و منع و رضايت و ناخشنودي او به خاطر خداوند و دين او باشد، نه به خاطر نفس و منافع خويش...
- طولاني بودن راه، دير رسيدن ثمر، به تأخير افتادن پيروزي و سختي تلاش با سليقه ها و جاذبه هاي مختلف مردم ، او را به سستي و راحت طلبي و شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت و توقف در نيمه راه وادار نكند.
- خداوند در قيامت نمي پرسد كه چرا پيروز نشديد، بلكه سؤال مي كند كه چرا تلاش نكرديد؟ و نمي پرسد كه چرا موفق نشديد، بلكه مـي پرسد كه چرا فعاليت نكرديد؟!
- يكي ديگر از نشانه هاي اخلاص اظهار سرور و خوشحالي به وجود هر استعدادي در صف دعوت است؛ انسان مخلص، اگر كسي شايسته تر از خود را ببيند با كمال ميل پست خود را براي او خالي مي كند و با خشنودي او را بر خود ترجيح مي دهد.
- يكي ديگر از دلايل اخلاص تأكيد بر كار خدا پسندانه تر است، نه نفس پذير. مؤمن مخلص كاري را ترجيح مي دهد كه نفعش بيشتر و تأثيرش عميق تر باشد، اگر چه با هوي و هوس نفس او سازگار نباشد.
- آنچه اخلاص را كامل مي كند اين است كه: فرد مؤمن با تكبر و اطمينان و باليدن به عمل خود آن را باطل ننمايد. از جمله سخنان گهر باري كه به حضرت علي كرم الله وجهه الشريف نسبت داده شده است اين است: «گناهي كه تو را آزار دهد بهتر از كار نيكي است كه تو را مغرور كند».
- قرآن كريم تزكيه نفس به معناي مدح و ثناي خود را نهي كرده است: « فلا تزكوا انفسكم هو اعلم بمن اتقي» نجم/32
- كسانيكه اعمال صالح و نيكو انجام مي دهند، جز در موارد زير نبايد آنرا بازگو كنند:
1. تحدث به نعمت خدا « و اما بنعمة ربك فحدث» ضحي/11
2. تشويق مردم براي انجام آن كار
3. دفاع از خود در زدودن اتهاماتي كه به او چسبيده است و از آن مبراست.
- بر مؤمن سالك لازم است طاعات خود را مخفي نگهدارد و حتي الإمكان اعمال صالح خود را از چشم و گوش مردم بپوشاند
- اصل در فرائض اظهار و در نوافل اخفاء و كتمان است. با اين وجود مي توان سنت ها و اعمال صالح را بدون قصد ريا نزد مردم اظهار كرد.
- مي توان سنت ها و اعمال صالح را با شرايط زير بدون قصد ريا نزد مردم اظهار كرد و چه بسا مؤمن با اظهار آن خوشحال و شادمان گردد:
1- اگر هدف از خوشحالي و شادماني او، شكر خداوند متعال بر توفيق اطاعت و لطف او در اخفاي گناهان و اظهار حسنات باشد؛
2- اگر جهت تفائل و خوشبختي به اينكه خداوند همانطور كه در دنيا زشتي هاي او را پنهان و نيكي هاي او را آشكار كرده است، در آخرت نيز چنين كند.
3- ممكن است انگيزه شاد شدن به ظهور اعمال، تشويق و تحريك ديگران باشد تا در كارهاي خوب به او اقتدا كنند.
4- شايد انگيزه شادي يك مسلمان در ظهور اعمال اين باشد كه آنانكه اعمال او را مي بينند بخاطر خدا او را دوست خواهند داشت.
5- يكي از ابزار توجيه در اظهار عمل صالح، عمل ديگران به آن و بنيانگذار ي سنت حسنه است تا مردم هم سرمشق بگيرند و هدايت شوند. امام حسن بصري گفته است: درست است كه مسلمانان با مخفي كردن اعمال دو كار را احراز نموده اند، اول انجام كار، دوم مخفي كردن آن. اما در بسياري از مواقع اظهار عمل صالح خالي از فايده نيست. بنابراين خداوند، عمل صالح نهان و آشكار را ستوده است:
«إن تبدو الصدقات فنعما هي و إن تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم» بقره/271
(اگر بذل و بخششها را آشكار ، چه خوب، و اگر آنها را پنهان داريدو به نيازمندان بپردازيد براي شما بهتر خواهد بود.)
- شريعت اسلام در حاليكه نسبت به اظهار طاعات مخصوصا فرائض و حتي گاهي اوقات سنت ها بنا به اهداف و مقاصدي كه ذكر كرديم، اجازه داده است، به هيچ صورتي اظهار و اعلان گناه را اجازه نداده است. بلكه در صورت رخ دادن گناه امر به پوشيدن آن نموده است.
- حسن كتمان گناهان و پوشاندن آنها از عموم در نكات زير نهفته است:
1- اولا ما مسئول هستيم هرگاه به معصيتي دچار گشتيم با پوشش خدايي آن را بپوشانيم. در حديث آمده است: «از اين زشتي ها كه خداوند نهي كرده است پرهيز كنيد و اگر كسي دچار ان شد با پوشش خدايي آن را بپوشاند و گستاخانه آن را ابراز نكند.» به همين خاطر آشكار كردن گناه ديگران نيز همانند آشكار كردن خود گناه مكروه است.
2- جهت اجتناب از پرده دري در آشكار كردن گناه و بيم اينكه نفس به آشكار نمودن گناه عادت كند و گستاخ شود؛ چرا كه اگر نفس به آشكار نمودن گناه عادت كند بيشتر در آن غرق مي شود...
3- كسي كه گناه انجام مي دهد بايد آن رابپوشاند تا ديگران از او تقليد نكنند و باعث انتشار معصيت خدا در روي زمين و گستاخي مردم براي انجام آن نشود
4- تا در موقيت عفو و بخشش خدا قرار گيرد و در زمره مباهات كنند گاني كه گستاخانه گناه را اظهار مي كنند قرار نگيرد! در صحيحين از ابوهريره رضي الله عنه روايت شده است:
«تمام امتم جز گستاخان و اظهار كنندگان گناه، بخشودني هستند و اين حماقت است كه شخصي شب هنگام گناهي مرتكب شود و صبح با وجود اينكه خداوند گناه او را پوشانده است بگويد: اي فلاني؛ امشب چنين و چنان كردم... خداوند گناه شب او را مي پوشاند و او صبح آنرا برملا مي كند!» متفق عليه
5- تا در جمع اهل حيا قرار گيرد آنانكه ذوق سالم و حياي ايشان مانع اظهار گناه مي شود. از ابو هريره رضي الله عنه روايت شده است:
«ايمان شصت و اند شاخه است و حيا شاخه اي از ايمان است» متفق عليه
6- تا در زمره كساني قرار گيرد كه امت شاهد خير بودن آنان است. پيامبر صلي الله عليه و سلم گفته است:
«هر مسلماني كه مرگ او فرا رسد و چهار خانواده از همسايه هاي نزديك او گواهي دهند كه جز خير و صلاح درباره او چيزي نمي دانند، خداوند مي فرمايد كه علم و شناخت شما در باره آن مسلمان را پذيرفتم و از گناهاني كه شما بي خبر هستيد درگذشتم.» منذري در الترغيب و الترهيب
7- تا زمينه غيبت و ملامت ديگران را بر خود فراهم نكند و ديگران را در دام معصيت قرار ندهد...
8- تا از سرزنش مردم در صورت اطلاع بر گناهش رنج نبرد زيرا سرزنش قلب را آزار مي دهد و اين چيز فطري و بديهي است و چه بسا زخم زبان اگر ادامه يابد به علت تاثير و اضطرابي كه در درون ايجاد مي كند مانع خشوع در عبادت شود، اگر چه مقام برتر آن است كه ثنا و سرزنش مردم نزد او يكسان باشد...
9- تا از اذيت و سو ء قصد احتمالي كه با همراه شدن معصيت همراه است در امان باشد و اشكال ندارد كه مسلمان نفس خود را از اسباب آزار دهنده برحذر دارد.
- اگر مسلماني علاقمند محبت و مودت ديگران باشد گناهي نكرده است بلكه اين يك خصوصيت فطري و غريزي انسان است كه دوست دارد و از ديگران انتظار دوستي دارد. خداوند فرموده است:
«إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا»
«بي ترديد كسانيكه ايمان مي آورند و كارهاي شايسته انجام مي دهند خداوند مهربان آنان را دوست دارد و محبت ايشان را به دلها مي افكند» مريم/96
ضرورت اخلاص براي دعوتگران
- فعاليت براي رهبريت اسلام و بازگشت آن به صحنه تنظيم حيات با عقيده و قانون و تمدن آن، از جهتي عبادت و تقرب بسوي خدا و از سويي ديگر جهاد در راه خدا محسوب مي گردد. احضار نيت براي خدا در اين عبادت و جهاد، اساس و مبناي پذيرش عمل از طرف خدا و موفقيت در آن است زيرا نيت آميخته عمل را باطل و نفس را آلوده مي كند و صف جماعت را ضعيف و پاداش عمل را مي سوزاند.
- سالم بن عبدالله در يك نامه نصيحت گونه به عمربن عبدالعزيز نوشته است: «بدان ياري خدا به بنده خود بر اساس نيت است، آنكه نيتش كامل باشد، ياري خدا بر او تكميل مي گردد و آنكه نيتش براي خدا ناقص باشد، ياري خدا براي او ناقص مي گردد.»
- روايت مي كنند كه فردي براي ازدواج با زني بنام «ام القيس» به مدينه مهاجرت نمود (نه بخاطر خدا) و به اين خاطر او را «مهاجر ام القيس» نام نهادند!
- رهبري حق بوسيله كساني كه بر سر مبادي و اصول تجارت مي كنند و اسلام را فقط به عنوان وسيله اي براي بدست آوردن دنيا مي خواهند، و رياكاراني كه فقط به خاطر جلب نظر مردم و شهرت و آوازه و سر زبان افتادن و انگشت نما شدن كار مي كنند، بر سراي حق نخواهيد تابيد و بدينصورت خير منتشر نمي شود و كلمه ايمان پيروز نمي گردد؛ بلكه حق و خير و ايمان و فضيلت فقط بوسيله مخلصاني پيروز مي گردند كه بر مبادي و اصول گردن نهاده و به دنبال حق مي افتند و در اسلام تاثير گذار و انعطاف پذير و بخشنده اند و بر سر اصول اسلامي جهت رسيدن به دنيا تجارت نمي كنند.
- سربازان دعوت و حاملان رسالت و وارثان انبياء مخلصاني هستند كه در كار خود رضايت و خشنودي خدا را مي خواهند و بر بام موانع، منافع و مصالح شخصي و دنيوي صعود كرده و دعوت را ياري مي دهند و با دعوت قدرتمند مي شوند، اگر چه از نظر مادي فقير، و از نظر مقام ضعيف، و در ميان مردم گمنامند.
- بر دعوتگران و صاحبان دعوت لازم است صف خود را از ناخوانده هايي كه دنبال آرزو و طمع دنيوي افتاده اند بر حذر دارند، طفيلي هايي كه همچون نفوذ ميكروب و ويروس به جسم سالم، بر صف گروه هاي مؤمن نفوذ كرده و خود را بر شانه هاي ديگران آويزان مي كنند. سخنشان بسيار و عملشان اندك است، هنگام مشكلات كم و در وقت طمع زيادند، تا اينكه در وقت محنت ها و مشقت ها خود را نشان مي دهند و خداوند تميز و ناتميز را از هم جدا مي سازد.
- اخلاص داراي پاكيزه و زيبا در روان و حيات است كه به صورت خلاصه آنها را ذكر مي كنيم:
1- آرامش رواني: اخلاص به صاحب خود آرامش رواني و و اطمينان خاطر مي بخشد. خداوند در مثال قرآني، مؤمن يكتاپرست را به برده اي تشبيه كرده است كه داراي يك آقاست و مي داند آقايش از چه چيزي خشنود و از چه چيزي ناخشنود مي شود، پس تمام هم و غم خود را مصروف رضاي او و پيروي از آنچه كه او دوست دارد مي كند. و در اين مثال مشرك را به برده شركا تشبيه كرده است كه هميشه بر سر او در حال منازعه و كشمكش هستند و هر يك از شركا او را به چيزي خلاف نظر شريك ديگر امر مي كند و هر يك از آنها از وي چيزي مي خواهد كه ديگري آن را نمي پسندد پس همت و استعداد او متفرق و قلبش دگرگون مي شود. (سوره زمر/ 29) بدين ترتيب انسان مؤمن با انحصار عبوديت براي خدا از هلاكت بندگي ديگران آزاد مي گردد.
2- قدرت روحي: اخلاص به انسان قوت روحي بزرگي مي بخشد كه نشأت گرفته از علو هدفي است كه نفس خود را براي آن خالص كرده و اراده خود را براي آن آزاد كرده است و آن عبارت است از رضايت و پاداش خدايي. شيفتگان دنيا و آزمندان مقام و منصب و شهرت در مقابل نيم نگاه دنياداران و بخشندگان آرزوهاي خويش بلافاصله خود را مي بازند و ضعف خود را آشكار مي كنند، اما آنانكه نفس خود را به خدا روخته اند با قئت خستگي ناپذير و قدرت عجز ستيز، راه مسير بندگي را مي شكافند و به جلو مي شتابند و به هدف مي رسند و بوسيله تجرد و اخلاص خود را از هر قدرت مادي قوي تر مي پندارند.
3- دوام كار: اثر ديگر از آثار اخلاص، استمرار بخشيدن آن به حركت دعوتگر يا عامل است. آنكه بخاطر ريا يا آرزوهاي شهواني و شكم كار مي كند چنانچه به آن نرسد دست از كار برمي دارد. آنكه جهت كسب مقام و منصب و شهرت كار مي كند به محض اينكه احساس كند كه رسيدن به آنها دشوار است، سستي، سنگيني و تنبلي در كار او را فرا مي گيرد. آنكه بخاطر امير يا رئيس كار مي كند، در غياب رئيس، يا كار را انجام نمي دهد يا آنرا همراه با بي توجهي و سهل انگاري انجام مي دهد. اما آنكه براي خدا كار مي كند پيوسته به كار ادامه مي دهد و سستي و تنبلي و راحت طلبي در سراي عزم و اراده او آشيانه نمي سازد زيرا مراقب و صاحب كار او خداست و خدا هرگز غايب نمي شود.
4- تبديل مباحات و عادات به عبادات: اخلاص كيمياي اعمال است كه بر هر عملي نهاده شود اگرچه آن عمل مباح يا عادي هم باشد آنرا تبديل به طاعت و عبادت مي كند. در حديث آمده است كه پيامبر صلي الله عليه و سلم به سعد رضي الله عنه گفت : «در هر انفاقي كه بخاطر خدا باشد حتي لقمه اي كه در دهان همسرت بگذاري خداوند در قبال آن تو را پاداش مي دهد.» متفق عليه
5- كسب ثواب بدون انجام يا تكميل كار: يكي از بركات اخلاص اين است كه فرد مخلص اگر چه كار را تكميل نكرده و و يا توانايي تكميل آنرا نداشته باشد، پاداش كامل آنرا بدست مي آورد. خوب است در اينجا به سخن خداوند گوش فرا دهيم: {ومن يخرج من بيته مهاجرا الي الله و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع أجره علي الله و كان الله غفورا رحيما} «وهركه از خانه خود بيرون آيد و بسوي خدا و رسول هجرت كند و سپس مرگ او را دريابد اجر او بر عهده خداست، و خداوند بسي آمرزنده و مهربان است.» نساء/100 و نسائي و ابن ماجه از ابي درداء روايت كرده اند كه از پيامبر به ايشان رسيده است: «كسي كه باقصد قيام الليل بر بستر قرار گيرد اما خواب بر چشمان او چيره شود و تا صبح بيدار نگردد، اجر و پاداش قيام الليل را به عنوان صدقه و هديه الهي كسب مي كند.» و در صحيح مسلم آمده است كه پيامبر خدا فرموده است: «كسي كه صادقانه از خداوند طلب شهادت كند خداوند او را به مقام شهدا مي رساند اگر چه بر بستر خود فوت كند.»
6- ياري و ضمانت الهي: يكي از ثمرات اخلاص مورد تاييد خدا قرار گرفتن و مشمول كفايت او شدن است؛ امداد الهي بر حسب مقدار تجرد و از خود گذشتگي و صفاي قلب براي خداست. هرگاه بنده اي مخلص به حق عليه ديگران يا در درجه اول عليه نفس خود قيام كند كسي ققدرت مقاومت در مقابل او را ندارد اگر چه اهل آسمان و زمين و كوهها عليه او به توطئه بپردازند خداوند خواسته او را تضمين مي نمايد. خلاصه مطلب اينكه در مقابل انحصار توحيد ربوبيت و الوهيت براي خدا هيچ قدرتي توانايي استقامت ندارد و آنكه اين دو توحيد را در انحصار خداوند قرار دهد پيروز است، اگر چه دشمنان گروه گروه بر او بتازند. امام احمد رضي الله عنه از حضرت عايشه اينگونه روايت مي كند كه ايشان فرمودند: «آنكه براي رضايت خداوند، مردم را برنجاند، خداوند مردم را براي او كفايت مي كند و كسي كه براي رضايت مردم خداوند را برنجاند خداوند او را به مردم مي سپارد.»
7- يكي ديگر از ثمرات اخلاص، اين است كه خداوند با ياري خود مخلص را ياري مي رساند و با چشماني كه خواب نمي روند او را نگهباني مي كند وآنگاه كه مشكلات و بحرانها و بلاها و رنجها بر فضاي حيات او سايه مي افكنند، خداوند دعايش را اجابت مي كند و ندايش را پاسخ مي گويد
8- نجات جامعه و استقامت حيات: فراموش نكنيم، چنانكه قبلا نيز تذكر داده ايم: نتيجه و ثمر اخلاص فقط خاص قيامت نيست؛ يعني ما اخلاص را فقط بدين خاطر نمي خواهيم كه: اعمالمان نزد خدا قبول گردد و در قيامت بهشت خدا نصيب ما شود و از آتش جهنم نجات يابيم و بس، علاوه بر همه اينها و مهمتر از همه، اخلاص مطلوب است تا كارهاي دنيا استقامت و اصلاح يابند، و خير و سعادت بر جامعه سايه افكند و عدل برپا گردد و ابر سياه ظلم و سايه ظالم از آسمان حيات برچيده شود...
در اينجا به مسائلي اشاره مي كنيم كه پويندگان راه خدا را بر اخلاص نيت و عمل براي خدا ياري مي دهد و آن مسائل عبارتند از: انگيزه هاي رواني، دافعه هاي معنوي، عوامل فكري و جنبه هاي علمي كه اگر فزوني يابند و با هم آميخته گردند بجاست كه عقل و قلب سالك را تحت تاثير قرار دهند و او را در مسير مخلصان قدمي به پيش برند:
1- علم راسخ: اولين ياور و محرك انسان در اين زمينه اين است كه شخصي با علم يقيني در اعماق خود به اهميت اخلاص به عنوان يك ضرورت ديني و ثمرات آن در دنيا و آخرت پي ببرد و بداند كه حق تعالي عملي را بدون اخلاص نمي پذيرد هر چند شكل و شمائل آن زيبا باشد.
2- همنشيني با مخلصان: از جمله چيزهايي كه كه مقام اخلاص را تقويت مي كند، همنشيني و مجالست با اهل اخلاص و زندگي در ركاب آنان است تا الگو و سرمشق قرار گيرند و سالك با اخلاق آنان متاثر شود. زيرا الگو قرار دادن ايشان صلاح و مشابهت با آنان رستگاري است. رسول الله صلي الله عليه و سلم در اين مورد مي فرمايد: «مثال همنشين شايسته و همنشين بد همانند صاحب مشك و صاحب كوره است. صاحب مشك يا از مشك خود به تو هديه مي كند و يا از او مي خريد و يا حداقل بوي خوش آن به مشام تو مي رسد. اما صاحب كوره يا لباس تو را مي سوزاند و يا حداقل بوي بد آن تو را آزار مي دهد.» متفق عليه
3- مطالعه سيره مخلصان: يكي ديگر از چيزهايي كه انسان را در راه اخلاص كمك مي كند، مطالعه سيره مخلصان و آشنايي با زندگي ايشان جهت متاثر شدن به آنها و الهام گرفتن از هدايت ايشان است. فضل و بركت و رحمت خداوند تبارك و تعالي به ما اين است كه در فرهنگ و تمدن و ميراث ديني ما «الگوهاي مخلص» بسياري وجود دارند كه هر كس زندگي آنان را مطالعه كند، ناخودآگاه و بي اختيار از ايشان متاثر مي شود.
4- مبارزه با نفس: يكي از پشتوانه هاي اخلاص عبارت است از مجاهدت و منظور ما از مجاهدت توجيه اراده است بسوي مبارزه با نفسي كه انسان را به انحراف امر مي كند و مقاومت در مقابل اميال شخصي و دنيوي تا اينكه نفس براي خدا خالص مي گردد: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و إن الله لمع المحسنين» «كسانيكه جهت رضايت ما تلاش كنند و در راه پيروزي دين ما جهاد كنند آنان را در راههاي منتهي به خود رهنمود مي گردانيم و قطعا خدا با نيكوكاران است.» عنكبوت/69
5- نيايش و پناه بردن به خدا: چيزي كه اين مسائل را تقويت و بازوي سالك راه خدا را محكم مي گرداند، پناه بردن به خدا در تمام امور است: «اياك نعبد و اياك نستعين» «تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي طلبيم» فاتحه/5 حقيقت توحيد عبارت است از محصور كردن عبادت و استعانت براي خدا. آنگاه كه وسائل مادي انساني و قدرت او ناتوان مي ماند يا اراده او سست مي گردد، جز يك در پيش روي انسان نيست، آن را بوسيله دعا مي كوبد و فضل و بركت خدا را مي طلبد و او هم اهل پاسخ است.
اللهم انا نعوذ بك من أن نشرك بك شيئا نعلمه و نستغفرك لما لا نعلمه.