زن در اسلام

گزيده اي از مواضع اسلام درباره قضيه زنان  

مقدمه: 

در هيچ عصر و زماني مانند عصر حاضر مسألة زن مطرح نبوده و بحث و بررسي دربارة آن تا اين اندازه دامنه دار نشده است. البته جاي تعجب نيست كه زن داراي چنين مقام و اهميتي باشد. به هيچ وجه نبايد زن به عنوان وسيلة سرگرمي در نظر گرفته شود و يا بصورت كالاي قابل خريد و فروش به آن نگاه كنند و يا در جامعه حقي برايش قائل نشوند. بلكه زن ركن و پاية اساسي خانوادة انساني بشمار مي آيد.

قبل از اينكه آزاد شدن زن بوسيلة دين اسلام را به تفصيل بيان نماييم نظر كوتاهي به ارزش و مقام اجتماعي زن در نزد ملتهاي قديم قبل از اسلام و بعد از آن مي اندازيم تا در پرتو آن بتوانيم تابلو واضح و روشني از ارزش و مقامي كه زن در پرتو اسلام بدست آورده است مشاهده كنيم.

مقام زن در نزد ملتهاي قديم:

آتني ها كه كهن ترين ملت متمدن دنيا هستند زن را جزو كالاهاي بي ارزش قرار داده بودند و او را در بازارها خريد و فروش مي كردند و او را نجس و جزو شياطين به حساب مي آوردند.

در شريعت هند چنين آمده است: «...طاعون و مرگ و جهنم و سم و مار و آتش، همه از زن بهترند...» از طرف ديگر تورات نسبت به زن از شريعت هند مهربانتر نبوده است، در سِفر جامع چنين آمده است: «من همراه قلبم به تحقيق و بررسي پرداختم تا بدانم و تحقيق كنم و حكمت و عقل بدست آورم و بدانم كه جهالت و ناداني، شر محض است و حماقت و جنون است، سپس به اين حقيقت پي بردم كه زن از مرگ تلختر است و زن تله اي است كه قلبش دامهاي آن تله مي باشد و دستهايش زنجيرهايي هستند كه در گردن و پاها محكم مي چسبند. در بين هر هزار مرد يك نفر درست و حسابي پيدا نمودم ولي در بين تمام زنان يك زن درست پيدا نكردم...»

در سال 586 ميلادي كنفرانسي در فرانسه تشكيل شد كه در آن كنفرانس، اين مساله كه آيا زن انسان محسوب مي شود يا خير، بررسي شد. سرانجام رأيي با اين مضمون صادر شد كه زن انسان است ولي بخاطر خدمت به مرد آفريده شده است.

اما در انگلستان «هنري هشتم» دستوري صادر نمود كه بر اساس آن مطالعة كتاب مقدس بر زنان حرام شد. و همينطور برابر قانون سال 1850 انگلستان. زنان در سرشماري و آمار جزو جمعيت به حساب نمي آمدند. حتي زن در سرزمين عربستان نيز چنين وضعي داشت.

آزاد شدن زنان بوسيلة اسلام:

وقتي اسلام آمد اوضاع جهان در مورد زن به نحوي بود كه بيان كرديم. اسلام شروع به آزاد ساختن زن و بيرون آوردن او از زير بار بي عدالتي نمود كه و او را به چنين مقام و منزلتي ارتقا داد كه هيچ تمدني نتوانسته بود او را به اين مقام برساند. اسلام با صداي بلند اعلام كرد كه زن يكي از دو اصل و عنصري است كه انسانها از آن بوجود آمده اند و خداوند اين اصل را در قرآن اينگونه بيان مي كند: «اي مردم از پروردگار خود پروا داشته باشيد و از عذابش بترسيد، همان پروردگاري كه همة شما را از يك نفس آفريده است و همسرش را از جنس همان نفس بوجود آورد...» نساء/1

بعضي از اعراب عادت داشتند كه دخترهاي خود را زنده به گور مي كردند، همينكه اسلام آمد، اين كار بسيار شنيع را حرام نمود و آنان را از كشتن جگر گوشه هاي خود منع كرد. آنان عادت داشتند كه زن را از ميراث محروم مي كردند و تنها كساني را وارث مي‏دانستند كه قدرت مقابله با دشمن را داشته باشند. اما اسلام اعلام نمود كه زن حق ارث دارد و حقوق زنان را خود خداوند تقسيم نمود. و ظلم و ستم فراواني كه در تاريخ  ثبت شده و بر زن اين موجود ظريف روا مي شد را ملغي اعلام نمود. خصوصا در امر ازدواج كه فرد، زنِ پدر خود را همراه ثروتش به ارث مي برد و با اجبار با او ازدواج مي‏كرد يا اينكه او را همچون كالايي در اختيار هر كس كه مي خواست قرار مي داد.

همچنين در زمان جاهليت ازدواجهاي فاسد رواج داشت كه وقتي اسلام آمد همه را باطل و حرام اعلام نمود.

ازدواج از ديدگاه قرآن:

ازدواج از نظر قرآن يك زندگي مشترك انساني است كه از لحاظ فردي و اجتماعي داراي مقام و ارزش فراوان مي باشد. در موقعيت درست و صحيح خود، ازدواج يك واجب اجتماعي است تا از انقراض بشر جلوگيري كند. علاوه بر اين با ازدواج بين زن و شوهر، رابطة اطمينان و آرامش بوجود مي آيد و قلبها آرام مي گيرد.

يكي از پايه هاي محكم و استوار براي دوام مهر و محبت و آرامش در بين زن و شوهر، كفائت و وجود تناسب تربيتي و اخلاقي در بين  آنان است. در اين مورد خداوند مي فرمايد: «زنان ناپاك براي مردان ناپاك هستند و مردان ناپاك براي زنان ناپاكند و زنان پاك متعلق به مردان پاكند و مردان ناپاك متعلق به زنان پاكند» نور/26 

از طرف ديگر زندگي زناشويي و خانوادگي يك زندگي مشترك و اجتماعي است و هر اجتماعي لازم است كه رئيسي داشته باشد و الا هر كس بنابر آرزو و سليقة فردي كه در برخي موارد با ديگران متفاوت است اقدام به كار مي كند و اين امر باعث هرج و مرج و بي نظمي مي گردد. درحالي كه اگر رئيسي داشتند از اين اختلاف جلوگيري مي شد و چه كسي بهتر از يك مرد سالم مي تواند در خانه رياست را بر عهده بگيرد، زيرا او آگاهتر به مصالح خانواده مي باشد، به اين خاطر خداوند متعال در آية 34 سورة نساء مي فرمايد: «زناني كه از سركشي و نافرماني آنها بيم داريد پند و اندرزشان بدهيد و اگر مؤثر واقع نشد از همبستري با آنان خودداري كنيد و بستر خويش را جدا كنيد و با ايشان سخن مگوييد (اگر باز هم مؤثر واقع نشد) آنان را تنبيه كنيد آنگاه اگر (در امر مشروع) از شما اطاعت كردند (ترتيب تنبيه سه‏گانه را مراعات كنيد و از اخف به اشد نرويد و جز اينها راهي ديگر) را براي تنبيه آنها مجوييد»

زن مسلمان در رابطه با حجاب

مسالة حجاب كه اكثر نويسندگان غربي به آن حمله كرده اند و آن را مورد ايراد و طعن قرار داده‌اند  تنها بخاطر حفظ وقار و شخصيت و اخلاق زن در قرآن كريم واجب اعلام شده است.

بدون شك خطر شهوت و غرائز جنسي به مراتب بيشتر از خطرات اجتماعي ديگري است كه به منظور جلوگيري از آنها قوانين و مقرراتي وضع مي گردد تا با آنها مبارزه شود و آزادي گردد. خداوند متعال در آية 30 و 31 سورة نور مي فرمايند: «اي پيامبر به مردان مومن بگو چشمان خود را از نامحرم فرو گيرند و عورتهاي خود را محفوظ نگه دارند كه اين كار براي ايشان باعث پاكي و زيبندگي بيشتر است بي گمان خداوند به آنچه انجام مي دهند آگاه است، و به زنان مومنه بگو چشمان خود را از نامحرمان فرو گيرند و چشم چراني نكنند و عورتهاي خويش را نمايان نسازند مگر آن مقداري كه طبيعتا و معمولا به هنگام كار نمايان مي شوند و چارقد و روسري هاي شان را بر يقه هاي شان بكشند، و زينت خود را نمايان نسازند مگر براي شوهرانشان، پدرانشان، پدران شوهرانشان، پسرانشان، پسران شوهرانشان، برادرانشان. پسران برادرانشان، پسران خواهرانشان. زنان هم كيش خودشان، كنيزانشان، پيراني كه غريزة جنسي در آنان نيست، و كودكاني كه هنوز بر عورات زنان آگاهي پيدا نكرده اند و هنگام راه رفتن (با وقار راه روند) و پاهاي خود را بر زمين نكوبند تا زينت هاي پنهانشان نمايان گردد، و اي مؤمنان همگي به سوي خدا باز گرديد تا رستگار شويد»

باز خداوند در آية 33 سورة احزاب خطاب به زنان پيامبر و تمام زنان مي فرمايند: «و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاي خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و رسولش را فرمان بريد، خدا فقط مي خواهد آلودگي را از شما خاندان (پيامبر) بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند»

حجاب، پاكدامني است

خداوند متعال پايبند بودن به حجاب اسلامي را، عفت ياد مي كنند و مي فرمايند: «اي پيامبر به زنان و دخترانت و زنان مؤمن بگو پوششهاي خود را بر خود فروتر گيرند. اين براي آنكه شناخته شوند و مورد آزار و اذيت قرار نگيرند بهتر است و خداوند، آمرزنده و مهربان است» احزاب/59

در واقع پوشش زنان براي اين است كه از اذيت و آزار در امان باشند. آيه اشاره به اين است كه شناختن معارف زن براي افراد نامحرم در واقع باعث فتنه است براي خود زن. حال براي اينكه زن از اين اذيت و آزارها در امان باشد چه بهتر كه به نداي حق گوش دهد.

حجاب پاكي است

خداوند متعال مي فرمايند: « هنگامي كه از زنان چيزي خواستيد آن را از پشت پرده بگيريد، اين كار پاكيزه تر است براي قلبهاي شما و قلبهاي ايشان»

حجاب پاكي است براي قلبهاي مؤمنين زيرا چشم هنگامي كه چيزي را نديد بسوي آن اشتياق پيدا نمي كند به اين خاطر نديدن زن بيگانه براي هر دو طرف بهتر است از طرف ديگر لحن صحبت تأثير زيادي بر مردان دارد بطوري كه خداوند خطاب به زنان پيامبر مي‏فرمايند: «اي همسران پيامبر شما مانند زنان ديگر نيستيد اگر از خداوند پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد چه بسا با اين كار كسي كه در دلش مرض و بي عفتي وجود دارد نسبت به شما طمع ورزد (و در دلش نسبت به شما افكار بد داشته باشد) و گفتار شايسته بگوييد».

حجاب، پوشش خدايي است

پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم مي فرمايند: «خداوند متعال حيا را دوست دارد و شما را مي پوشاند». باز ايشان مي فرمايند: «هر زني كه لباسش را در غير خانه اش خارج كند خداوند متعال پوشش خود را از اين شخص بر مي دارد»

هر كس كه حجاب خود را كنار گذارد خداوند نيز حجاب خودش را از او كنار مي زند و عيبهاي او را در ملأ عام بر ملا مي سازد.

حجاب مردانگي است

حجاب و غيرت در كنار هم قرار مي گيرند. مردي كه غيرت داشته باشد هيچگاه دوست ندارد كه نظر نامحرمان بسوي زن و دخترش باشد در اين مورد حضرت علي - رضي‏الله عنه-  مي فرمايند: «به من خبر رسيده كه مردان كفار در بازار مزاحم زنان شما مي شوند، آيا شما غيرت نداريد؟ در واقع كسي كه غيرت نداشته باشد خيري در او نيست»

اين دستور خدا و بزرگان دين ما در رابطه با حجاب بود اما ببينيم اروپاي نوين با اين واجب اجتماعي چگونه برخورد كرده است.

مضرات بي حجابي در اروپا

وقتي كه فلاسفه و دانشمندان اروپايي در قرن هجدهم به دفاع از حقوق فرد پرداختند و دروازه هاي حريت و آزادي را به روي افراد گشودند در جامعة اروپا تمدن فاسدي حكومت مي كرد. اين حكومت از تركيب نظام اخلاقي ، فلسفة زندگي مسيحيت، و نظام فئوداليستي تشكيل شده بود. اين سه عامل خارجي روح بشريت را به قيود سنگين و غير طبيعي محدود ساخته بود.

نظرياتي را كه دانشمندان نوين اروپا براي از بين بردن اين نظام فاسد و ايجاد نظام پيشنهاد كرده بودند به شكل انقلاب كبير فرانسه عرض اندام كرد تا آنكه بعد از گذشت زمان روزگار به شكل موجود فعلي در آمد تا جايي كه نظرات اساسي و اصولي بنيان اجتماعي اروپاي نوين بصورت سه اصل زير تدوين شد: 1- مساوات بين زن و مرد 2- آزادي زنان در امور زندگي 3- اختلاط و آميزش مطلق بين زن و مرد.

آنان از معني مساوات چنين فهميدند كه بايد زن و مرد در امور بشري و ارزش اخلاقي مساوي باشند و زن در زندگي اجتماعي همان اعمالي را انجام دهد كه مرد انجام مي دهد و همانطور كه مردان در سابق از قيود اخلاقي آزاد بودند زنان نيز از همان بي بند و باري برخوردار باشند. اين برداشت غلط از مساوات زن را از اداي وظيفة فطري و طبيعي اش كه بقا و ادامه نسل بشر است نه تنها غافل بلكه منحرف ساخت و تمام ابعاد وجودي او را از حركات و اعمال سياسي، اقتصادي، و اجتماعي به خود مشغول ساخت و شخصيت فطري او را از بين برد. موضوع انتخابات و وظايف رسمي، رقابت با مردان در تجارت و صنايع آزاد، شركت در مسابقات ورزشي، تئاتر، مجالس رقص و لهو و لعب و ديگر اسباب تفريح كه دستاورد اين تمدن ظاهر فريب مي باشند و حيا مانع از ذكر آنها مي گردد و او را از وظيفة اصلي اش باز داشت و او را از انجام برنامة زندگي اش كه قبول تكاليف زندگي زناشويي، تربيت اطفال، سر و سامان دادن به خانواده بود بازداشت.

استقلال زنان در امور زندگي و مسائل اقتصادي باعث بي نيازي آنان از مردان گرديد. قاعده و رسم قديم بر اين بود كه مرد در بيرون از خانه كار مي كرد و زن مشغول تدبير امور منزل مي گرديد ولي اين نظريه در عصر جديد تغيير كرد و مرد و زن هر دو به كار پرداختند و هتل ها و شركت ها جاي خانه را گرفتند. بنابراين ديگر رابطه و نيازي جز ارضاي غريزة حيواني شهوت بين زن و شوهر باقي نماند و كاملا واضح است كه فقط ارضاي غريزة حيواني زن و مرد را مجبور نمي سازد كه در يك خانه زندگي نمايند و زندگي زناشويي مستمر و هميشگي داشته باشند. زيرا زني كه خودش كار مي كند و همة كارهاي خودش را انجام مي دهد در زندگي روزانه اش نياز به سرپرست ندارد كه از او فرمان ببرد . اين زن به خود مي گويد براي چه با چنين مردي ازدواج كنم؟ و چرا خودم را بي خود به تحمل قيدهاي اخلاقي و بار سنگين قانون سازم؟ در ضمن تفكر معصيت و گناه و ندامت نيز با از بين رفتن دين در اذهان ، رنگ باخته است و از طرف اجتماع هيچ خطري را احساس نمي كنند بلكه اجتماع آنان را براي اين برنامه ها تشويق مي كند. آخرين چيزي كه اين زنان از آن خوف دارند فرزندي است كه از اين طريق بوجود مي آيد ولي وسائل امروزي اين خوف و هراس را نيز از بين برده است ابتدا از وسائل جلوگيري از بار داري، و اگر مؤثر واقع نشد سقط جنين و اگر نشد كشتن يا رها كردن نوزاد در كوچه ها و بازارها...

فراواني اختلاط و آميزش بدون قيد و شرط سبب شد تا آرايش، نمايش زينتها و بي بند و باري در زنان زياد شود زيرا جاذبة جنسي بين زن و مرد داراي قدرت و كشش غير قابل انكاري است و اختلاط دو جنس و دستيابي آسان به جنس مخالف بدون پذيرفتن مسئوليت‏ها و مشكلات اين قدرت و كشش را زياد مي كند. اين اختلاط در جهان منجر به افزايش زنان فاحشه شد تا جايي كه تعداد اين زنان در فرانسه قبل از جنگ جهاني اول به نيم مليون نفر رسيد. يكي ديگر از مضرات آميزش زن و مرد. طغيان شهوات جنسي بود. شبكه اي از ثروتمندان جهان نيز با در دست گرفتن جرايد و روزنامه ها و سينماها به اين امر دامن مي زدند تا هم بازار بهتري به دست بياورند و هم مشتري بيشتري كسب كنند.

مضرات بي حجابي در آمريكا

قاضي بن لندي كه رئيس دادگاه جنايي نوجوانان در شهر «نور» آمريكاست در كتابش بنام تمرد نسل جوان مي نويسد: «كودكان در آمريكا طوري هستند كه زودتر از حد معمول بالغ مي شوند و از سنين خردسالي احساس و هيجان جنسي در ايشان زنده مي شود.»

قاضي مذكور 312 دختر را مورد بررسي قرار مي دهد و چنين نتيجه مي گيرد كه در بين آنها 255 دختر كه سنشان بين يازده تا سيزده سال بود به سن بلوغ رسيده بودند و در ايشان علايم شهواني مشخص بود دكتر مزبور مي نويسد كه در شهر بالتيمور در مدت يك سال تعداد يك هزار شكايت موجود بوده كه تمام آنها در رابطه با ارتكاب زنا با دختران كمتر از 12 سال مي باشد. اين بود نتيجه و ثمرة ابتكاري كه محيط جديد براي زنان بوجود آورده بود.

يك نويسندة آمريكائي مي گويد: اوضاع و شرايطي كه اكثريت مردم ما در آن زنگي مي كنند چنان از فطرت بدور است كه پسران و دختران از سن پانزده سالگي مبتلا به فساد اخلاقي مي شوند و اين كار چه سرنوشت بد و نافرجامي دارد زيرا اين رغبت و علاقة شديد در اين سن و سال در كنار خود خطرها و ضررهاي زيادي دارد كه كوچكترين نتيجه اش اين است كه دختران فرار مي كنند و ...

از ديگر آثار اختلاط بي قيد و بند در جوامع غربي مي توان به آثار زير اشاره كرد:

1-  از هم گسيختگي اخلاقي:

از هم پاشيدن اخلاق و كودتاي شهواني. غلبة شهوات حيواني بر انسانيت انسان. تباه شدن حيا و عفت در بين زنان و مردان و سلب آسايش از جامعه و... همه از آثار بي بند و باري و آزادي جنسي هستند.

كندي رئيس جمهور پيشين آمريكا در يك اعتراف مشهور كه در سال 1962 توسط روزنامه ها پخش شد. اظهار داشت: «جوانان آمريكايي پوچ و خام و از هم گسيخته و در لجنزار شهواني غرق شده اند. شش هفتم آنها به علت فساد اخلاقي لياقت و توانايي خدمت سربازي را ندارند، به عنوان يك مسئول آمريكايي هشدار مي دهم كه آيندة آمريكا در خطر است» 

2-  انتشار فرزندان نامشروع

انتشار فرزنداني كه بصورت غير قانوني متولد شده اند يكي از آثار آشكار بي بند و باري جنسي و برداشته شدن حجاب از بين جامعه است و از گزارشات متعددي كه از دختران حامله در دبيرستانهاي امريكا تهيه شده آمار وحشتناكي بدست‌ آمده است و اينك به تازه ترين سرشماريي در اين مورد مي پردازيم در اين گزارش آمده است كه بيش از يك سوم متولدين سال 1983 در نيويورك. كودكاني هستند كه از راه نامشروع و غير قانوني به دنيا آمده‏اند و اكثر آنها از دختراني متولد شده اند كه سن آنان از 19 سال پايينتر است. تعداد اين كودكان 112353 نفر يعني 37% از كودكان متولد شده در نيويورك است.

3- افزايش تعداد كساني كه علاقه به ازدواج و زندگي زناشويي ندارند: 

وجود راه هاي ارضاي غرايز شهواني بدون دردسر و پيگرد قانوني و بدون تحمل هزينه هاي ازدواج سبب شده كه بسياري از جوانان اين راه آسان را انتخاب كنند و به گمان خود بجاي زندگي راكد و تكراري هر روز با يكي در فضاي تنوع به سر برند و روزهاي جواني را با اين و آن  سپري كنند. از سوي ديگر از دام تكليف هاي همسر داري و هزينه هاي پرورش فرزندان نجات يابند. نتيجة چنين فرهنگي وجود دختران سرگردان بي شماري است كه روزهاي جواني را بدون همسري مي گذرانند كه در كنار او به آرامش برسند. وقتي به سن پيري رسيدند همچون كالايي فرسوده به گوشه اي پرتاب خواهند شد.

4- افزايش طلاق و فروپاشي خانواده ها

مشكلات و موانع بسياري در راه ازدواج قد برافراشته اند و در صورت ازدواج پيوند بين زن و شوهر چندان محكم و مطمئن نيست چنانكه بين زن و مرد نامحرم در جامعه محدوديتي وجود نداشته باشد كسي حاضر نيست اين همه موانع و مشكلات را تحمل كند و حتي به فرض ازدواج هم. خانواده خيلي زود فرو مي پاشد و با كوچكترين بهانه پيوند زن و شوهر از هم مي پاشد و نسبت طلاق در آمريكا روز به روز با رشد وحشتناكي افزايش مي‏يابد.

5- افزايش بيماري هاي وحشتناك

بيماريهاي مسري. اختلالات عصبي و رواني، ديوانگي و ناهنجاريهاي جسمي و رواني هر ساله هزاران قرباني مي گيرد. ايدز اين خطرناكترين بيماري است كه سالهاي زيادي از كشف آن نمي گذرد. اين بيماري سيستم دفاعي بدن را در مقابل ميكروب و بيماريهاي معمولي نابود مي سازد و چنانكه در گزارشهاي پزشكي و آمارگيري هاي رسمي كه از نشريات و روزنامه هاي جهان منتشر مي شوند، اين بيماري جان مليونها انسان را تهديد مي كند.

در اينجا بايد به عظمت اسلام و معجزة پيامبر اعتراف نمود كه مي فرمايد: «ميان هر قومي كه فساد و فحشاگري گسترش يابد و آن قوم در ارتكاب گناه گستاخ شوند طاعون و بيماريهايي در ميان آنان گسترش مي يابد كه در ميان گذشتگان آنان وجود نداشته است»

دعوتگران اختلاط نامشروع و بي بند و باري و از هم گسيختگي اخلاقي چرا مي خواهند اين همه درد و بلا را به جامعة ما تزريق كنند حال آنكه خداوند ما را از آن بر حذر داشته است.

6- از بين رفتن محبت

بي گمان در بسياري از كشورها فسق و فساد پنهاني جايگزين فساد و بدكاري علني شده است، كه به شكل آزاد و بصورت امري روا انجام مي گيرد. بنابراين آزادي جنسي و محبت از شخصي به شخص ديگر در ذات خود محبت واقعي را از بين مي برد، زيرا تا زماني كه انسان به مقصود نرسيده است محبت همان چيز را دارد و همينكه به هدف خود رسيد در پي به دست آوردن محبت ديگري و در واقع به دام انداختن ديگري است. اين بود گوشه‏اي از بي بند و باري كه در اروپا و آمريكا رواج دارد و هر روز زيادتر مي شود.

سؤال

كساني كه در سرزمين ما و ديگر سرزمينهاي شرق، حجاب را نمي پسندند حتما در نظرشان همين طرز زندگي است و همة حواس و شعورشان تحت تأثير مظاهر فريبندة اين نوع زندگي واقع شده است. اينجا سؤالي مطرح است كه آيا اين مردم حاضرند كه عواقب تاريك و شوم اين نوع زندگي را قبول كنند يا نه؟ و يا به عبارت ديگر آيا ايشان راضي هستند كه به نتايج عملي اين نظريات و مبادي بروند يا نه؟ در پاسخ به سؤال مزبور آنها چند گروه مي شوند. گروهي از ايشان نتايج آنرا با كيفيت مي دانند و به‌ آن رضايت دارند و آنرا از آثار روشن و درخشان زندگي غربي مي دانند و نمي خواهند كه آن نتايج را بپذيرند و فقط منافع مادي و شهوتراني آنها را به اين زندگي وادار ساخته است.

گروه سوم نه اين نظريات را مي دانند و نه از نتايج آن خبر دارند و نه مي خواهند كه رابطة بين اين نظريات و نتايج آن را بدانند بلكه مي خواهند چيزي را كه در دنيا معروف و مشهور است از آن پيروي كنند. اي گروه هاي  سه گانه چنان با هم آميخته شده اند كه در وقت مباحثه كسي نمي تواند آنها ا از هم تشخيص دهد لذا از ضروريات مهم آن است كه اين گروه هاي سه گانه از هم جدا شوند و جداگانه بررسي شوند.

غرب زده هاي شرقي

گروه اول كساني هستند كه به فلسفه، نظريات و اصول مدنيت غربي ايمان دارند و خود را تسليم آن نموده اند. آنها در همة امور با طرز فكر غربي فكر مي كنند و با عينك مؤسسين تمدن جديد اروپا به آن مي نگرند و آرزو دارند كه زندگي مدني مملكتشان را مطابق اروپا پايه گذاري نمايند. لذا آخرين هدفشان از تعليم و تربيت زن اين است كه او روش بدست آوردن روزي را ياد بگيرد و در عين حال نقل و نبات مجالس بوده فن اشباع غرايز و مقام و منزلت او در خانواده اين باشد كه مانند مردان يك عضو كاسب و نان آور بوده و سهم خودش را خودش بدست بياورد.

همچنين وظيفة ملي زن را اين مي دانند كه به  يكي از خدمات اجتماعي سرگرم باشد در پستهاي دولتي و كشوري و در مجالس و كنفرانسها حاضر باشد و... اين است زندگي ايده آل در نظر اين گروه غرب زده كه زندگي فقط زندگي غربي مي باشد. اين نوع زندگي را نه تنها فلسفة اخلاقي حمايت مي كند بلكه اصول دمكراسي غربي و نظام سرمايه داري نيز تقويت و مساعدت مي كند و اين قواي سه گانه براي غربي ساختن نظام زندگي دست به دست هم مي دهند. تمام اين رذائل و پستي ها به نفع سرمايه دار تمام مي شود و بخاطر همين نظام سرمايه داري است كه اين كارها در شهرهاي بزرگ و كوچك رواج پيدا مي كند، همين نظام است كه زنها را مجبور به كار مي كند و همين نظام است كه جلوگيري از بارداري را تبليغ مي كند و همه نوع وسايل و داروهاي جلوگيري را در اختيار مردم مي گذارد تا بتوانند آزادانه تر به نقشة آنها عمل كنند.

اتمام حجت با غرب زدگان

غرب زدگان شديدترين اعتراضات را بر حجاب وارد مي كنند. حجاب در نظر آنها يك چيز بي معنا و باطل به حساب مي آيد و براي از بين بردن حجاب دست به تمسخر و و محكوميت آن زده اند ولي استدلال آنها بسيار ضعيف است. آنها اگر يك لحظه تفكر مي كردند و مي فهميدند كه اختلاف اساسي ميان ما و آنها در مقام ارزش انسان است. اموري كه نزد ما قيمت و ارزش والايي دارد نزد آنها بسيار بي ارزش و بي مقدار است و تا زماني كه بين طرفين اين اختلاف وجود دارد هيچ تفاهمي بوجود نمي آيد. پس بياييد مقياس شما را هم مورد ارزيابي قرار دهيم.

گروه ديگري هم بجز گروه اول وجود دارند. گروه اول هم از مسلمانان و هم از غير مسلمانان هستند اما گروه دوم اكثرا مسلمان بوده و از خود احكامي را تراشيده اند كه آن را با احكام حجاب مخلوط كرده اند و تا حال نيز مردود بوده و نه از آن طايفه اند و نه اين طايفه، خود را مانند بسياري از مردم مسلمان مي دانند ولي به اكثر احكام اسلامي پايبند نيستند لذا اين اجتماع اجباري و ساختگي بين رسوم غربي و اسلامي و حجاب و بي حجابي پايدار و استوار نخواهد ماند.

گروه سوم: اين گروه بيشتر كساني هستند كه از خيلي مسايل غافل هستند و قدرت تحليل مسايل را ندارند كه ما دربارة آنها بحث و بررسي داشته ايم

مادراني ماندگار

يكي از رهنمودهاي قرآن آن است كه مادراني صالح و پاك سيرت را به عنوان الگو فراروي مردان و زنان مؤمن قرار مي دهد كه براي بشريت الگو اسوه مي باشند يكي از آنان مادر حضرت موسي است كه به خاطر خدا و بنا به دستور خداوند جگر گوشة خود را به دريا مي اندازد. يكي ديگر مادر حضرت مريم است كه حمل خود را نذر خدمت به دين و دور نگه داشتن از شرك و بندگي غير خداوند مي كند و هميشه از خداوند درخواست مي كرد كه نذر و دعايش را بپذيرد: «فتقبل مني إنك أنت السميع العليم» «از من بپذير زيرا تو شنوا و آگاه هستي» آل عمران/35

اما پس از اينكه فرزندش به دنيا آمد برخلاف انتظارش دختر بود. اين دختر بودن مانع از وفاي عهد او نشد. ديگر مريم دختر عمران مادر حضرت عيسي عليه السلام كه قرآن او را نمونه اي از پاكي و عبادت و تصديق آيات خداوند مي شمارد. اينها نمونه هايي بودند كه خداوند در قرآن كريم از آنها به عنوان زنان نمونه ياد كرده و به ما معرفي مي كند.

چندين موضوع پيرامون مسايل زنان

در طول يك قرن اخير تهاجم فرهنگي غرب و مسيحيت در دو جبهه عليه اسلام سازماندهي و متمركز گرديده است. يكي در ارتباط با موضوع طلاق و دوم راجع به تعدد زوجات يا چند همسري است اما در عين حال ما با توجه به شناختي كه از دين خود داريم هر دو موضوع را به عنوان افتخارات اسلام به شمار مي آوريم. براستي جاي تاسف است كه برخي از مسلمانان آن دو موضوع را به عنوان دو پديدة مشكل آفرين براي خانواده و اجماع تصور نمايند و به گونه اي خدشه آور در ارتباط با شريعت اسلامي سخن بگويند اما حقيقت آن است كه اسلام در راستاي حل و فصل مشكلات مختلفي در زندگي خانوادگي و اجتماعي است كه آن دو موضوع را مشروع و مقرر نموده است و مشكل واقعي آنگونه افراد به كج فهمي در مورد شريعت خداوند يا اجراي ناصحيح آن بر مي گردد و در واقع هر چيزي كه بكار گرفته شود زيانهاي فراواني در پي خواهد داشت.

چرا طلاق جايز شده است؟

اسلام هرگونه طلاقي را بجا و پسنديده نمي داند، بلكه برخي از انواع آنرا بخاطر فرو پاشيدن خانواده مكروه و گاهي حرام مي شمارد. به همين خاطر در حديثي پيامبر صلي الله عليه و سلم مي‏فرمايند: «ناپسنديده ترين حلال نزد خداوند متعال طلاق است»

طلاقي كه از نظر اسلام جايز و مشروع است در واقع همچون عمل جراحي است كه انسان بيمار درد و سختي و مشكلات را در جهت محافظت از سلامت بقية اعضاي جسم و مقابله با ضرري بزرگتر تحمل مي نمايد. زماني كه ميان زن و شوهر كدورت و نفرت عميق و ريشه دار گردد و همة تلاشهاي خانوادة طرفين و دوستهاي آنان بدون نتيجه ماند و امكان آشتي وجود نداشته باشد تنها راه حل و داروي ممكن طلاق و جدايي است. خداوند متعال در قرآن مي فرمايند:

«چنانچه (زن و شوهر) از يكديگر جدا شوند، خداوند هر يك را از بخشش و احسان خود بهره مند خواهد نمود و بي نياز خواهد گرداند» نساء/130

محدود بودن دايرة طلاق

چنانچه اصول و ارزشها و رهنمودهاي اسلام از طرف مردم مورد توجه قرار بگيرد و به آنها پايبند باشند بسيار كمتر به طلاق نياز پيدا خواهند كرد و تا حدود زيادي آمار طلاق پايين خواهد آمد. برخي از ارزشها و مسئوليتهايي كه پايه هاي خانواده اي قوي هستند و از جدايي پيشگيري مي نمايند عبارتند از: 1- دقت و بررسي كافي به هنگام انتخاب همسر 2-پيش از  پيش از عقد دختر و پسر لازم است همديگر را ببينند و با ميزان زيبايي و ظاهر يكديگر بصورت مشروع و شايسته آشنا شوند 3- بستگان دختر همة تلاش خود را براي انتخاب همسري متدين و فهميده و با شخصيت براي او بكار گيرند 4- به رضايت دختر در موضوع عقد و ازدواج اهميت فوق العاده داده شود 5- اطلاع و رضايت ولي طرفين موضوع مهم و ضروري است و به عنوان امري واجب به آنها نگاه شود 6- با مادر دختر در مورد ازدواج صحبت و مشورت شود 7- رفتار و معاشرت خوب را مسئوليتي واجب و اساسي قلمداد كنند 8- مرد را بايد توجيه كرد كه واقع نگر باشد و چندان آرماني و خيالي در مورد همسر خود فكر نكند 9- مردان بايد متوجه اين موضوع مهم باشند كه هرگاه نسبت به همسر خود دچار دلگيري و نگراني شدند عقل و حكمت و مصلحت را قاضي خود قرار دهند  10- مرد بايد با همسر نااهل و نافرمان بر مبناي حكمت و آينده نگري و آرامش بدون ضعف برخورد نمايند و اگر با او تندي كند از خشونت پرهيز كند 11- اسلام در برابر اختلاف پيش آمده ميان زن و شوهر نزديكان و دوستان آنان را مسئول مي داند و آنان را به تشكيل دادگاه خانوادگي از طرف اشخاص مورد اعتماد براي حل اختلافاتشان استفاده كنند.

چرا حق طلاق در اختيار مرد است؟

گاه براي افرادي اين سؤال پيش مي آيد كه به چه علت مرد به تنهايي حق دارد و مي‏تواند همسر خود را طلاق دهد.

در جواب بايد گفت: كه مرد سرپرست و مدير مؤسسة منزل و خانواده است در ابتدا پرداخت مهر و متعلقات آن را او بر عهده گرفته و اركان بناي خانواده بر دوش او استوار گرديده است. به همين دليل براي كساني كه چنان مسئوليتهايي را متحمل شده باشند، بسيار سخت و گران است كه به آساني و بخاطر امور كم ارزش  بخواهد اركان ساختماني را كه با رنج و تلاش و تدبير خود فراهم ساخته متلاشي نمايد.

آيا چند همسري انساني و اخلاقي است؟

چند همسري به گونه اي كه اسلام آن را ترسيم كرده است موضوعي كاملا انساني است كه به مرد اجازه نمي دهد كه هرگاه و با هر زني كه خواست ارتباط نامشروع داشته باشد علاقه و ارتباط با زناني ديگر تنها در دايرة مشروع و رعايت حقوق و شروط آنها است كه جايز است. در ازدواج بويژه ازدواج دوم بايستي خانوادة زن در جريان قرار داشته باشند و به آن رضايت بدهند، و دست كم اعتراضي نداشته باشند و بر اساس مقررات دنياي امروز در دفاتر رسمي ثبت شود و از آن نظر انساني است كه مردي مسئوليت زندگي مادي و عاطفي و انساني زني بي سرپرست را بر عهده بگيرد و او را در كانون گرم خانواده خود راه مي دهد و از او دفاع مي كند.

در چه شرايطي زنان مي توانند كار كنند؟

با توجه به بحث هاي گذشته ممكن است در ذهن عده اي اين سؤال پيش بيايد كه آيا كار و اشتغال براي زنان شرعا ممنوع و حرام نيست؟ در جواب بايد گفت: نه به هيچ وجه كار و اشتغال زنان را نمي توان شرعا ممنوع دانست ولي لازم است توضيح داده شود كه اسلام به چه صورت و در چه زمينه هايي به زنان اجازة كار مي دهد. براي روشن شدن حقيقت كار خانمها و تشكيل حق از باطل بطور كوتاه اين موضوع را مورد بررسي قرار مي‏دهيم. اولين كار و مسئوليت مهم محوري زنان كه هيچ كس آنرا انكار نمي كند همان شغل مادري و تربيت فرزندان است. در واقع مادر خود دانشگاهي است چنانچه آنرا درست اداره نمايد ملتي اصيل و ريشه دار و ماندگار را تربيت و آماده نموده است.

بر اين اساس مي گوييم كه كار و اشتغال زنان اساسا جايز است و چنانچه از داشتن شوهر و پدر و برادر و خويشاونداني كه زندگي او را تأمين كنند محروم بوده مبناي در آمدي هم نداشته باشد و براي تأمين مخارج زندگي و نجات از سر افكندگي و نيازمندي و حفظ كرامت خود بتواند كاري مناسب را انجام دهد بسيار هم خوب و ضروري است.

اين بود مختصري دربارة حجاب و مسائل مربوط به آن، اميدوارم مورد توجه قرار گرفته باشد.

حق و حقيقت را خداوند بيان مي فرمايد و تنها اوست كه راه خير و سعادت را به انسانها مي نماياند.

 

بيداري اسلامي

www.Bidary.com

منابع

    قرآن كريم

    ترجمة قرآن كريم .............................................................. بهاءالدين خرمشاهي

    ترجمة قرآن كريم .............................................................. عزت الله فولادوند

    حجاب .................................................................................. ابولاعلي مودودي

    گناهان و لغزشها از ديدگاه اسلام .................................. عفيف عبدالفتاح

    دورنماي جامعة اسلامي .................................................. يوسف قرضاوي

    جايگاه زن درجامعة اسلامي ........................................... يوسف قرضاوي

    الحجاب لماذا؟ ................................................................... محمد بن احمد اسماعيل

    چشم چراني چرا؟ ............................................................ علي سلطاني

    كرانة سعادت .................................................................... راغب اصفهاني

    روح الدين الاسلامي .......................................................... عفيف عبدالفتاح