أربعون نووي (چهل حدیث ازپیامبراکرم صلی الله علیه وسلم)
|
أربعون نووي تأليف: الإمام محى الدين النووي |
مقدمه مترجم:
الحمد لله رب العالمين قيوم السموات والأرضين، مدبر الخلائق أجمعين وصلوات الله وسلامه على نبينا محمد وسائر الأنبياء والمرسلين وآل كل وسائر الصحابة أجمعين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين أمابعد:
كتاب حاضر (اربعون نووي) نام دارد كه شامل چهل و دو حديث مىباشد و مؤلف آن امام محىالدين ابو زكريا يحيي بن شرف نووى است.
هر حديثي از اين احاديث، قاعده بزرگي از قواعد اسلام به شمار مىرود و علما گفته اند كه مدار كلي اسلام، يا نصف، يا يك سوم اسلام بر اين احاديث استوار است، ناگفته نماند كه امام نووى رحمت الله عليه بر خود لازم دانست كه بيشتر احاديث اين كتاب را از معتبرترين و صحيح ترين آن ها بر گزيند، و همچنين يادآور شويم كه اسناد احاديث، حذف شده تا حفظ كردنِ آن ها آسان شود و فايده آن به همگان برسد ؛ بنابر اين هركس پيروزي و كاميابي آخرت را مىخواهد بايستى احاديثي كه در برگيرنده امور مهم دين و طاعات است را بداند و به آن عمل كند.
اميد است خداوند ترجمه اين كتاب را فقط براي رضا و خشنودي خود بداند و نيز پسند خاطر خوانندگان محترم واقع شود تا ما را از دعاي خير بى بهره نسازند.
وصلي الله علي محمد وآله وصحبه.
حديث (1)
از اميرالمؤمنين ابى حفص عمر بن خطاب t روايت است كه گفت: شنيدم كه پيامبر خدا ص مىفرمود: رَسُولَ اللهِ ص يَقُولُ: ((إنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّياَّتِ وَإنمَّاَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللهِ وَرَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللهِ وَرَسُولِهِ، وَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ لِدُنْياَ يُصِيْبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ يَنْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْه). رَوَاهُ إمَامَا الْمُحَدِّثِينَ أَبو عَبْدِ اللهِ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيْلَ بْنِ إبْرَاهِيمَ بْنِ الْمُغِيرَةِ بْنِ بَرْدِزْبَهْ البُخَارِيُّ وَأَبُو الْحُسَيْنِ مُسْلِمُ بْنُ الْحَجَّاجِ بْنِ مُسْلِمٍ الْقُشَيْرِيُّ النَّيْسِابُورِيُّ فِي صَحِيْحَيْهِمَا اللَّذَيْنِ هُمَا أَصَحُّ الْكُتُبِ الْمُصَنَّفَةِ)).
همانا اعمال و كردار به نيت بستگى دارد، و هركس از كردارش به اندازه نيتش اجر و ثواب مى برد، پس كسى كه هجرت و انتقال او به مدينه به سوى خدا و پيامبر بوده باشد، اين هجرت به سوى خدا و پيامبر اوست، و هركس هجرتش به خاطر مال دنيا باشد و يا به خاطر زني كه بخواهد با او ازدواج كند، اهميت هجرتِ او برابر با همين قصد و همّت اوست.
حديث (2)
همچنين از عمر بن خطاب t روايت استكه گفت: ((بَيْنَمَا نَحْنُ جُلُوسٌ عِنْدَ رَسُولِ الله ص ذَاتَ يَوْمٍ، إذْ طَلَعَ عَلَيْنَا رَجُلٌ شَدِيدُ بَيَاضِ الثِّيَابِ، شَدِيدُ سَوَادِ الشَّعْرِ، لا يُرَى عَلَيْهِ أَثَرُ السَّفَرِ، وَلا يَعْرِفُهُ مِنَّا أحَدٌ، حَتَّى جَلَسَ إلَى النَّبِيِّ ص، فَأَسْنَدَ رُكْبَتَيْهِ إلَى رُكْبَتَيْهِ، وَوَضَعَ كَفَّيْهِ عَلَى فَخِذَيْهِ، وَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، أخْبِرْنِي عَنْ الإسْلاَمِ. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ ص: ((الإِسْلاَمُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لاَ إِلهَ إِلاَ اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ، وَتُقِيمَ الصَّلاَةَ، وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيتَ إِن اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلاً)). قَالَ: صَدَقْتَ، فَعَجِبْنَا لَهُ يَسْأَلُهُ وَيُصَدِّقُهُ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنِ الإِيْمَانِ، قَالَ: ((أَنْ تُؤْمِنَ بِاللهِ، وَمَلاَئِكَتِهِ، وَكُتُبِهِ، وَرُسُلِهِ، وَالْيَوْمِ الآخِرِ، وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ)). قَالَ: صَدَقْتَ، قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنِ الإِحْسَانِ. قَالَ: ((أَنْ تَعْبُدَ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ)). قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنِ السَّاعَةِ، قَالَ: ((مَا الْمَسْؤُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنَ السَّائِلِ)). قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنْ أَمَارَاتِهَا، قَالَ: ((أَنْ تَلِدَ الأَمَةُ رَبَّتَهَا، وَأَنْ تَرَى الْحُفَاةَ الْعُرَاةَ الْعَالَةَ رِعَاءَ الشَّاءِ يَتَطَاوَلُونَ فِي الْبُنْيَانِ)). ثُمَّ انْطَلَقَ فَلَبِثْتُ مَلِيًّا ثُمَّ قَالَ: ((يَا عُمَرُ أَتَدْرِي مَنِ السَّائِلُ))؟ قُلْتُ: اللهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: ((فَإِنَّهُ جِبْرِيْلُ أَتَاكُمْ يُعَلِّمُكُمْ دِيْنَكُمْ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
روزى ما نزد پيامبر اكرم ص نشسته بوديم، مردى بر ما وارد شد كه جامه او بسيار سفيد بود، و موهاى سرش بسيار سياه، و كسى از ما او را نمى شناخت، و هيچ اثر سفر بر او نبود كه بگوييم از جايى دور آمده است، تا اين كه نزد پيامبر ص نشست، و دو زانوى خود را به دو زانوى پيامبر ص چسباند، و دو دستش را بر دو ران آن حضرت ص نهاد، وگفت: اى محمد! مرا از اسلام خبر ده.
پيامبر ص در پاسخ فرمود: اسلام عبارت است از اين كه گواهى دهى و يقين داشته باشى، معبودى به حق جز خداى يكتا نيست، و آن كه محمد فرستاده خداست، و بر پا بدارى نماز را، و زكات بدهى، و روزه[ماه مبارك] رمضان بگيرى، و حج خانه خـدا كنى، اگر توانايى بدنى و مالى و توشه راه و وسيله اى براى سفر داشته باشى.
آن مرد گفت: راست گفتى.
ما به شگفت آمديم كه از رسول اكرم ص سؤال مىكند (در حالى كه سؤال، علامت ندانستن است) و تصديق مى نمايد (در حالى كه تصديق نشانه دانستن است). گفت: پس مرا از ايمان خبر ده، حضرت فرمود: ايمان عبارت است از اين كه ايمان بياورى به يگانگى خدا (در ذات و صفات و افعالش كه هيچ شريكى ندارد)، و ايمان بياورى به فرشتگان خدا (كه پيام رسانان ميان خدا و پيامبران هستند)، و ايمان بياورى به پيامـبران خـدا (كه براى راهنمايى بشـر فرستاده شده اند)، و ايمان بياورى به روز قيامت(و آن چه شامل آن مى شود از جزاى اعمال و حساب و بهشت و دوزخ)، و ايمان بياورى به سرنوشت؛ (يعنى تقدير)، و ايمان بياورى به خير و شر آن.
آن مرد گفت: راست گفتى.
گفت: مرا از احسان و نيكوكارى خبر ده، فرمود: نيكوكاريى عبارتست از اينكه چنان خدا را بندگى كنى گويا او را مى بينى، و اگر تو او را نمى بينى، يقين بدار كه او تو را مى بيند. گفت مرا از روز قيامت خبر ده، فرمود: پرسيده شده (در اين مسأله) داناتر از پرسنده نيست، آن مرد گفت: پس مرا از نشانه هاى قيامت باخبر ساز، فرمود: آنكه كنيز آقايش را بزايد، (يعنى مادران را خوار و حقير شمارنـد و خود را آقاى مادر بدانند). و آنكه پا و تن برهنگان بينوا، و چوپان گوسفندان را ببينى كه به برافراشتن كاخ (و زياده روى در ساختمان) بپردازند. پس آن مرد رفت، و من چندى نشستم، و آن حضرت ص فرمود: اى عمر! مىدانى كه سؤال كننده چه كسى بود؟ گفتم: خدا و رسول خدا بهتر دانند، فرمود: او جبريل بود، كه آمده بود (تا با پرسش و پاسخ كردنش) دينتان را به شما بياموزد.
حديث (3)
از ابى عبد الرحمن عبدالله بن عمر بن خطاب م روايت است كه گفت: شنيدم رسول اكرم ص مىفرمود: ((بُنِيَ الإِسْلاَمُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لاَ إلهَ إِلاَّ اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ، وَإقَامِ الصَّلاَةِ، وَإيْتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ)). (رَوَاهُ البُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ).
اسلام بر پنج قاعده بنا شده است:
گواهى دادن به آن كه معبودى به حق نيست جز خداى يكتا، و گواهى به آن كه حضرت محمد ص پيامبر خـداست، و بر پا داشتن نماز، و دادن زكات، و حج خانهء خدا ، و روزه داشتن در [ماه مبارك] رمضان.
حديث (4)
از ابى عبدالرحمن عبدالله بن مسعود t روايت است كه گفت: پيامبرِ راستگو و راستگو دانسته شده به ما خبر داد كه: ((إِنَّ أَحَدَكُمْ يُجْمَعُ خَلْقُهُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِيْنَ يَوْماً نُطْفَةً، ثُمَّ يَكُونُ عَلَقَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يَكُونُ مُضْغَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يُرْسَلُ إِلَيْهِ الْمَلَكُ فَيَنْفُخُ فِيْهِ الرُّوحَ وَيُؤْمَرُ بِأَرْبَعِ كَلِمَاتٍ: بِكَتْبِ رِزْقِهِ، وَأَجَلِهِ، وَعَمَلِهِ، وَشَقِيٌّ أَوْسَعِيْدٌ. فَوَاللهِ الَّذِي لاَ إِلهَ غَيْرَهُ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، حَتَّى مَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَبَيْنَهَا إِلاَّ ذِرَاعٌ، فَيَسْبِقُ عَلَيْهِ الْكِتَابُ فَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ فَيَدْخُلُهَا، وَإِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ، حَتَّى مَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَبَيْنَهَا إِلاَّ ذِرَاعٌ، فَيَسْبِقُ عَلَيْهِ الْكِتَابُ فَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَيَدْخُلُهَا)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ).
در حقيقت، خلقت يكى از شما در شكم مادرش چنين انجام مى گيرد: چهل روز به حالت نطفه است، پس از آن به پاره خونى تبديل مى شود به قدرِ همان زمان و مدت، سپس به پاره گوشتى تبديل مى شود به اندازه همان مدت و زمان. سپس خداى تعالى به سوى او فرشته مىفرستد تا روح در آن بدمد و فرشته مأمور است به نوشتن چهار كلمه: روزى اش، مدت عمرش، كردار و رفتارش، و اين كه بدبخت يا نيك بخت است.
پس سوگند به خدايى كه هيچ معبودى به حقى غيرِ او نيست، همانا يكى از شما بـه كردار و رفتار اهل بهشت مىپردازد تا آن كه ميـان او و رسيـدن بـه بهشت، فاصله اى نمى ماند مگر يك ذرع. در آن هنگام، سرنوشت و فرجام كردارش بر او پيشى مى گيرد و بـه عمـل مـردم دوزخى مى پردازد و پايان بد، سبب رفتنش به دوزخ مى گردد.
و همانا يكى از شما به كردار و رفتار اهل دوزخ مىپردازد تا آن كه ميان او و رسيدن به دوزخ، فاصله اى نمى ماند مگر يك ذرع. در آن هنگام، سرنوشت بر او پيشى مىگيرد و به كردار بهشتيان و فرجام نيك مى پردازد و سبب رفتنش به بهشت مى شود.
حديث (5)
از ام المؤمنين كه كنيه اش ام عبدالله و نام او عايشه ل، روايت است كه گفت: پيامبر خدا ص فرمود: ((مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ)) (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ). ودر روايت ديگر: ((مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُناَ فَهُوَ رَدٌّ)).
در روايت بخارى: كسى كه در دين ما چيزى تازه و نو آورَد، آن بدعت مردود است و به دين نمى چسبد.
و در روايت مسلم: هر كس كارى كند كه برابر دستور ما نباشد، آن كار مردود است.
حديث (6)
از ابو عبدالله نعمان بن بشير م روايت است كه گفت: شنيدم پيامبر ص مى فرمايد: ((إِنَّ الْحَلاَلَ بَيِّنٌ، وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا أُمُورٌ مُشْتَبِهَاتٌ لاَيَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنْ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ فَقَد اسْتَبْرَأَ لِدِيْنِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَام، كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلاَ وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلاَ وَإِنَّ حِمَى اللهِ مَحَارِمُهُ، أَلاَ وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلُحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلاَ وَهِيَ الْقَلْبُ)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ).
محققاً حلال روشن و آشكار است، و محققاً حرام روشن و واضح است، و در ميان حلال و حرام كارهايى است كه به گونه اى شباهت به حلال يا حرام دارد و اين كارهاى همانند را بسيارى از مردم نمى دانند، پس كسى كه خود را از همانندها نگه داشت، به حقيقت از شك و شُبهه دور گشته و دين و ناموس خود را حفظ كرده است، و كسى كه در شك ها و گمان ها افتاد و از آن ها پرهيز نكرد، در حرام مىافتد؛ مانند چوپانى كه شتران خود را در اطراف مكانِ حفاظت شده براى چرا آزاد مىگذارد و در اين حال، به چرا كردن در آن حريم نزديك مى شود، هان! بدانيد كه هر شاهى، قُرق و حريمى دارد كه مخصوص خـود اوسـت، آگاه باشيد كه بـه يقين منطقه اى كه خدا منع فرموده، از محرّمات است. آگاه باشيد كه در بدن آدمى پاره گوشتى است كه هر زمان به صَلاح آمد و شايسته شد، تمام بدن شايسته مى گردد، و هر زمان آن پاره گوشت، فاسد شد همه بدن به تباهى مىرود، بدانيد كه آن پاره گوشت، قلب و دل آدمى است.
حديث (7)
از ابى رقيه تميم بن اوس الدارى t روايت است كه رسول الله ص فرمود: ((الدِّينُ النَّصِيْحَةُ)) قُلْنَا: لِمَنْ؟ قَالَ: ((لِلّهِ، وَلِكِتَابِهِ، وَلِرَسُولِهِ، وَلأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
دين همه اش سفارش و نصيحت است.
گفتيم براى چه كسانى؟ فرمود: براى خدا، و براى قرآن، و براى پيغمبرش، و پيشوايان و فرمانداران و حكام مسلمين، و براى همه مسلمانان.
حديث (8)
از عبدالله بن عمر م روايت است كه رسول اكرم ص فرمود: ((أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلهَ إِلاَّ اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ، إِلاَّ بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللهِ تَعَالَى)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ).
مأمور شدم با مردم بجنگم تا آن كه گواهى دهند كه معبودى به حق جز خداى يكتا نيست، و آن كه محمد پيغمبر خداست، و نماز را بر پا بدارند، و زكات بدهند، پس اگر اين ها را انجام دادند خون ها و اموال خود را از من نگهداشته اند، مگر به حق اسلام. و حساب آن ها بر خداى تعالى است.
حق اسلام؛ يعنى: آن چه اسلام، كيفرى بر آن ثابت نمايد؛ مانند قصاص، و سنگسار كردنِ مرد زناكارى كه زن داشته باشد و غير آن.
حديث (9)
از ابى هريره عبدالرحمن بن صخر t روايت است كه گفت شنيدم رسول الله ص مى فرمايد: ((مَا نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ فَاجْتَنِبُوهُ، وَمَا أَمَرْتُكُمْ بِهِ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ، فَإِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَثْرَةُ مَسَائِلِهِمْ وَاخْتِلاَفُهُمْ عَلَى أَنْبِيَائِهِمْ)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ مُسْلِمٌ).
از آن چه شما را از آن باز داشتم، دورى كنيد، و آن چه شما را به آن امر كردم، انجام دهيد تا آن جا كه توانايى آن را داريد؛ زيرا به حقيقت، مردمى كه پيش از شما بودند به هلاكت رسيدند، به خاطر سؤال و پرسش بسيار آنها، و اختلاف نمودن و مخالفت شان بر پيامبرانشان.
حديث (10)
از ابى هريره t روايت است كه رسول اكرم ص فرمودند: ((إِنَّ اللهَ تَعَالَى طَيِّبٌ لاَ يَقْبَلُ إِلاَّ طَيِّباً، وَإِنَّ اللهَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا أَمَرَ بِهِ الْمُرْسَلِينَ، فَقَالَ تَعَالَى: â $pkr'¯»t ã@ß9$# (#qè=ä. z`ÏB ÏM»t6Íh©Ü9$# (#qè=uHùå$#ur $·sÎ=»|¹ á[1]. وَقَالَ تَعَالَى: â $ygr'¯»t úïÏ%©!$# (#qãZtB#uä (#qè=à2 `ÏB ÏM0»t6ÍhsÛ $tB öNä3»oYø%yu á[2]. ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ، أَشْعَثَ أَغْبَرَ، يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ: يَا رَبُّ؛ يَارَبُّ؛ وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ، وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ، وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ، وغُذِيَ بِالْحَرَامِ؛ فَأَنّى يُسْتَجَابُ لَهُ !)) (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
محققاً كه خداوند پاك است وجز پاكيزه را نمى پذيرد، و به حقيقت كه خداى تعالى به مؤمنان امر فرمود آن چه را به پيامبران امر فـرموده كه: ((اى پيامبران از روزى0هاى حلال و پاكيزه بخوريد و عمل صالح انجام دهيد))، و خداوند فرمود: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از نعمت هاى پاكيزه كه به شما روزى داده ايم بخوريد)).
سپس پيامبر از كسى ياد كرد كه سفر خود را طولانى مى كند و ژوليده موى و گرد آلود، دو دستش را به سوى آسمان بلند كرده، مى گويد: اى پروردگار من!
در حالى كه غذايش حرام، و آبش حرام، و پوشاكش حرام، و پرورش يافته به حرام است، با اين حال، چگونه خداوند او را اجابت كند و دعايش را بپذيرد؟
حديث (11)
از ابو محمد حسن بن علي بن ابي طالب ريحانهء پيامبر (پسر دختر پيامبر ص) م روايت است كه گفت: ((دَعْ مَا يَرِيْبُكَ إِلَى مَا لاَ يَرِيبُكَ)).
(رَوَاهُ التِّرْمِذِيُّ وَالنَّسَائِيُّ، وَقَالَ التِّرْمِذِيُّ: حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ).
از پيامبر ص اين جمله را حفظ نمودم: آن چه تو را به شك اندازد، آن را رها كن و بگذار. و آن چه تو را به شك نمى اندازد بگير.
حديث (12)
از ابوهريره t روايت است كه گفت پيامبر اكرم ص فرمودند: ((مِنْ حُسْنِ إِسْلاَمِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ مَا لاَ يَعْنِيهِ)). (حَدِيثٌ حَسَنٌ، رَوَاهُ التِّرْمِذِيُّ وَغَيْرَهُ هكَذَا).
از خوبى هاى مسلمانى فرد است، ترك كردنِ آن چه را كه نه مورد توجه اوست، نه به او ربط دارد و نه وابسته به كارش است.
حديث (13)
از ابى حمزه انس بن مالك t خادم رسول الله ص روايت است كه رسول الله ص فرمودند: ((لاَ يُؤْمِنُ أَحَدَكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لأَخِيْهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ)). (رَوَاهُ البُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ).
هيچ يك از شما ايمان نياورده است، تا اين كه دوست بدارد براى برادرش، آن چه كه براى خودش دوست مىدارد.
حديث (14)
از عبدالله بن مسعود t روايت است كه رسول اكرم ص فرمودند: ((لاَ يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِلاَّ بِإِحْدَى ثَلاَثٍ: الثَّيْبُ الزَّانِي، وَالنَّفْسُ بِالنَّفْسِ، وَالتَّارِكُ لِدِيْنِهِ الْمُفَارِقُ لِلْجَمَاعَةِ)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ).
ريختن خون فرد مسلمان روا نمى شود مگر به سبب يك از اين سه چيز: بيوه زنى كه زنا كند، و كسىكه ديگر را بكشد، و كسى كه دينش را ترك كرده، از جماعت مؤمنان جدا شود.
حديث (15)
از ابى هريره t روايت است كه رسول اكرم ص فرمودند: ((مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ لِيَصْمُتْ، وَمَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلْيُكْرِمْ جَارَهُ، وَمَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ).
كسى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، بايد سخن نيك بگويد، يا خاموش و ساكت شود، و كسى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، بايد همسايه خود را گرامى بدارد، و كسى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، ميهمان نوازى كند.
حديث (16)
از ابى هريره t روايت است كه: ((لاَ تَغْضَبْ))، فَرَدَّدَ مِرَاراً، قَالَ: ((لاَ تَغْضَبْ)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ).
مردى به رسول اكرم ص گفت: مرا سفارش ده! آن حضرت ص فرمود: خشم مگير! و چند بار تكرار فرمود: خشم مگير و غضب مكن!
حديث (17)
از ابى يعلي شداد بن اوس t روايت است كه رسول اكرم ص فرمودند: ((إِنَّ اللهَ كَتَبَ الإِحْسَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ: فَإِذَا قَتَلْتُمْ فَأَحْسِنُوا الْقِتْلَةَ، وَإِذَا ذَبَحْتُمْ فَأَحْسِنُوا الذِّبْحَةَ، وَلْيُحِدْ أَحَدُكُمْ شَفْرَتَهُ، وَلْيُرِحْ ذَبِيحَتَهُ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
همانا خدا نيكويى را در باره هر چيز واجب نموده است، پس هرگاه كشتيد، كشتن را بر وجه نيكو انجام دهيد، و هرگاه ذِبح كرديد، بر وجه نيكو ذبح كنيد، چنان كه يكى از شما كارد خود را تيز نمايد، تا حيوانى را كه براى كشتن آماده شده، آسايش دهد.
حديث (18)
از ابى ذر جندب بن جناده وابى عبدالرحمن معاذ بن جبل م روايت است كه رسول الله ص فرمودند: ((اتَّقِ اللهَ حَيْثُمَا كُنْتَ، وَأَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحَسَنَةَ تَمْحُهَا، وَخَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ)).
(رَوَاهُ التِّرْمِذِيُّ وَقَالَ: حَدِيثٌ حَسَنٌ، وَفِي بَعْضِ النُّسَخِ حَسَنٌ صَحِيحٌ).
هر جا باشى از خدا بترس. بعد از بدى، خوبى كن تا خوبىها بدىها را محو و نابود كند و با مردم، خوش رفتار باش.
حديث (19)
از ابى عباس عبدالله بن عباس م روايت است كه گفت: ُنْتُ خَلْفَ النَّبِيَّ ص يَوْماً فَقَالَ لِي يَا غُلاَمُ، إِنِّي أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ: ((احْفَظِ اللهَ يَحْفَظْكَ، احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ تُجَاهَكَ، إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلِ اللهَ، وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللهِ، وَاعْلَمْ أَنَّ الأُمَّةَ لَو اجْتَمَعَتْ عَلَى أَنْ يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَنْفَعُوكَ إِلاَّ بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللهُ لَكَ، وَإِنْ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَضُرُّوكَ إِلاَّ بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللهُ عَلَيْكَ، رُفِعَتِ الأَقْلاَمُ وَجَفَّتِ الصُّحُفُ)).
(رَوَاهُ الْتِّرْمِذِيُّ وَقَالَ: حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ).
و در روايتى غير از روايت ترمذى آمده است: ((احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ أَمَامَكَ، تَعَرَّفْ إِلَى اللهِ فِي الرَّخَاءِ يَعْرِفْكَ فِي الشِّدَّةِ، وَاعْلَمْ أَنَّ مَا أَخْطَأَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيْبَكَ، وَمَا أَصَابَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَكَ، وَاعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ، وَأَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْبِ، وَأَنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً)).
روزي پشت سر پيامبر ص بودم، پيامبر ص فرمود: اي جوان! من چند كلمه را به تو مى آموزم: خدا را نگه دار تا او تو را نگه دارد ؛ به خدا روى آور تا او را در برابر خود بيابى ؛ هرگاه خواهش و نيازى دارى، از خدا بخواه، و هرگاه يارى و كمك خواستى، از خدا يارى بخواه، و اين را يقين بدان كه اگر همه امت جمع شوند تا به تو سودى رسانند، نتوانند رسانيد، مگر آن چه كه خدا براى تو نوشته باشد، و اگر همه امت جمع شوند تا به تو زيانى برسانند، نتوانند رسانيد، مگر زيانى كه خدا بر تو نوشته باشد ؛ قلم هاى سرنوشت برداشته شده و نامه ها خشك گشتند.
و در روايت ديگر: به خدا روى آور تا او را در برابر خود بيابى، خودت را در ناز و خوشى به خدا بشناسان تا خدا تو را در سختى و مشقت يارى كند، و اين را يقين بدان كه آن چه براى تو نبود، به تو نرسيد، و آن چه براى تو بود، ممكن نيست به تو نرسد، و اين را نيز بدان كه يارى خدا همراه با صبر و شكيبايى است [اگر صبر پيشه سازى، خدا تو را يارى رساند] و همراه هر سختى، گشايشى است، و با هر دشوارى، آسانى.
حديث (20)
از ابى مسعود عقبة بن عمرو انصارى بدرى t روايت است كه رسول اكرم ص فرمودند: ((إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ).
آن چه مردم از سخن پيامبران پيشين دريافتند: هرگاه شرم و حيا نداشتى، هر چه خواستى بكن.
حديث (21)
از ابى عمرو گفته شده ابى عمره سفيان بن عبدالله ثقفى t روايت است كه گويد: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، قُلْ لِي فِي الإِسْلاَمِ قَولاً لاَ أَسْأَلُ عَنْهُ أَحَداً غَيْرَكَ، قَالَ: ((قُلْ آمَنْتُ بِاللهِ، ثُمَّ اسْتَقِمْ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
عرض كردم: اى پيامبر خدا! از اسلام سخنى به من بگو كه ديگر از كسى جز تو، درباره آن نپرسم. آن حضرت ص فرمود: بگو ايمان به خدا آوردم، سپس بر ايمان خود استوار و پايدار باش.
حديث (22)
از ابى عبدالله جابر بن عبدالله انصارى م روايت است كه: أَنَّ رَجُلاً سَأَلَ رَسُولَ اللهِ ص فَقَالَ: أَرَأَيْتَ إِذَا صَلَّيْتُ الْمَكْتُوبَاتَ، وَصُمْتُ رَمَضَانَ، وَأَحْلَلْتُ الْحَلاَلَ، وَحَرَّمْتُ الْحَرَامَ، وَلَمْ أَزِدْ عَلَى ذَلِكَ شَيْئاً، أَأَدْخُلُ الْجَنَّةَ؟ قَالَ: ((نَعَمْ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
مردى از رسول اكرم ص پرسيد: ببين اگر نمازهاى فرض را بخوانم و روزه [ماه مبارك] رمضان را بگيرم و حلال را حلال بدانم [و آن را انجام دهم]، حرام را حرام بدانم[و از آن دورى كنم] و بر اينها چيزى ديگر نيفزايم، آيا داخل بهشت مى شوم؟ رسول الله ص فرمود: بلى.
اين است معنى حرمت الحرام: از حرام دورى جستم.
و معنى أحللت الحلال، معتقد بودن به حلال و انجام دادن آن است.
حديث (23)
از ابى مالك حارث بن عاصم اشعرى t روايت است كه رسول الله ص فرمودند: ((الطُّهُورُ شَطْرُ الإِيْمَانِ، وَالْحَمْدُ للهِ تَمْلأُ الْمِيزَانَ، وَسُبْحَانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ تَمْلآنِ – أَوْتَمْلأُ – مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ، وَالصَّلاَةُ نُورٌ، وَالصَّدَقَةُ بُرْهَانٌ، وَالصَّبْرُ ضِيَاءٌ، وَالْقُرْآنُ حُجَّةٌ لَكَ أَوْ عَلَيْكَ، كُلُّ النَّاسِ يَغْدُو فَبَائِعُ نَفْسَهُ فَمُعْتِقُهَا أَوْ مُوبِقُهَا)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
طهارت و پاكيزگى نيمى از ايمان است، و الحمدلله، ستايش خداست كه ترازوى نيكى ها را پر مىكند و سبحان الله و الحمد لله، ميان آسمان و زمين را پر مى كند و نماز، نور و روشنايى است، و صدقه، دليلِ ايمان داشتن است، و شكيبايى، فروغ و پرتو ايمان است، و قرآن، دليلى است به سود تو يا مدركى به زيان تو. همه مردم چـون بامداد شود از خانه بيرون رفته و به تلاش و كوشش مى پردازند، پس خود را به خدا فروخته و آزاد مى كنند، يا خود را به هوا و هوس و مخالفت با خدا فروخته و هلاك مى كنند.
حديث (24)
از ابوذر غفارى t روايت است كه رسول اكرم ص در حديث قدسى از خداوند عز وجل روايت مى كند كه: ((يَا عِبَادِي: إِنِّي حَرَّمْتُ الظُّلْمَ عَلَى نَفْسِي وَجَعَلْتُهُ بَيْنَكُمْ مُحَرَّماً فَلاَ تَظَالَمُوا. يَا عِبَادِي: كُلُّكُمْ ضَالٌّ إِلاَّ مَنْ هَدَيْتُهُ فَاسْتَهْدُونِي أَهْدِكُمْ. يَا عِبَادِي: كُلُّكُمْ جَائِعٌ إِلاَّ مَنْ أَطْعَمْتُهُ، فَاسْتَطْعَمُونِي أَطْعِمْكُمْ. يَا عِبَادِي: كُلُّكُمْ عَارٍ إِلاَّ مَنْ كَسَوْتُهُ فَاسْتَكْسُونِي أَكْسُكُمْ. يَا عِبَادِي: إِنَّكُمْ تُخْطِئُونَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، وَأَنَا أَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً، فَاسْتَغْفِرُونِي أَغْفِرْ لَكُمْ. يَا عِبَادِي: إِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضُرِّي فَتَضُرُّونِي، وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِي فَتَنْفَعُونِي. يَا عِبَادِي: لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَتْقَى قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ، مَا زَادَ ذَلِكَ فِي مُلْكِي شَيْئاً. يَا عِبَادِي: لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَفْجَرِ قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ، مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِنْ مُلْكِي شَيْئاً. يَا عِبَادِي: لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ قَامُوا فِي صَعِيْدٍ وَاحِدٍ، فَسَأَلُونِي، فَأَعْطَيْتُ كُلَّ وَاحِدٍ مَسْأَلَتَهُ، مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِمَّا عِنْدِي إِلاَّ كَمَا يَنْقُصُ الْمِخْيَطُ إِذَا أُدْخِلَ الْبَحْرَ. يَا عِبَادِي: إِنَّمَا هِيَ أَعْمَالُكُمْ أُحْصِيهَا لَكُمْ، ثُمَّ أُوَفِّيكُمْ إِيَّاهَا، فَمَنْ وَجَدَ خَيْراً فَلْيَحْمَدِ اللهَ، وَمَنْ وَجَدَ غَيْرَ ذَلِكَ فَلاَ يَلُومَنَّ إِلاَّ نَفْسَهُ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
اى بندگان من! ظلم و ستم را بر خود حرام نمودم و ميان شما نيز آن را حرام كردم ؛ پس، به همديگر ظلم و ستم نكنيد. اى بندگان من! همه شما گمراه هستيد مگر كسىكه من او را هدايت نموده ام ؛ پس، از من راه راست بخواهيد تا شما را به آن راهنمايى كنم. اى بندگان مـن! همه شما گرسنه ايد مگر كسى كه من او را غذا داده ام ؛ پس، از من غذا بخواهيد تا شما را اطعام كنم. اى بندگان من! همه شما برهنه ايد مگر كسىكه مـن او را پوشانده ام ؛ پس، از من لباس بخواهيد تا شما را بپوشانم. اى بندگان من! در حقيقت همه شما شب و روز خطا مى كنيد و من گناهــان را مىآمرزم ؛ پس، از من آمرزش بخواهيد تا شما را بيامرزم. اى بندگان من! شما هرگز نمى توانيد به من زيان برسانيد، و هرگز نمى توانيد به من فايده و سودى برسانيد. اى بندگان من! اگر از نخستين شما تا آخرين شما و اِنس و جن شما، همه بر پرهيزكارترين قلب باشيد، مانند اين كه يك به يك شما پرهيزكار باشيد، اين تقوا و پرهيزكارى شما، بر ملك من نمى افزايد. اى بندگان من! اگر اول و آخرتان و انس و جنّ شما همه بر بدترين و ناپاك ترين قلب باشيد، اين بدى شما، از ملك من چيزى كم نخواهد كرد. اى بندگان من! اولين فردتان تا آخرين فردتان از انس گرفته تا جنّ، همه در ميدانى ايستاده و از من خواهش كنند و من به هر يك از شما آن چه خواهد بدهم، اين خواهش و خواسته، از آن چه در نزد من است نمى كاهد چنان كه هرگاه سوزن به دريا فرو برده شود، كم نخواهد شد. اى بندگان من! اين همان است كه مى بينيد، درو شده كردارتان است كه براى شما به وفا و تمام مى شمارم و به شما مى رسانم پس كسى كه خوبى را يافت، بايد خدا را ستايش كند، و كسى كه غير از آن يافت، نبايد غير خود ديگرى را سرزنش نمايد.
حديث (25)
از ابوذر t روايت است كه: يَا رَسُولَ اللهِ، ذَهَبَ أَهْلُ الدُّثُورِ بِالأُجُورِ، يُصَلُّونَ كَمَا نُصَلِّي، وَيَصُومُونَ كَمَا نَصُومُ، وَيَتَصَدَّقُونَ بِفُضُولِ أَمْوَالِهِمْ، قَالَ: (أَوَلَيْسَ قَدْ جَعَلَ اللهُ لَكُمْ مَا تَصَدَّقُونَ؟ إِنَّ بِكُلِّ تَسْبِيحَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَكْبِيرَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَحْمِيدَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَهْلِيلَةٍ صَدَقَةً، وَأَمْرٍ بِالْمَعْرُوفِ صَدَقَةً، وَنَهْيٍ عَنْ مُنْكَرٍ صَدَقَةً، وَفِي بُضْعِ أَحَدِكُمْ صَدَقَةً).
قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ أَيَأْتِي أَحَدُنَا شَهْوَتَهُ وَيَكُونُ لَهُ فِيهَا أَجْرٌ؟ قَالَ: (أَرَأَيْتُمْ لَوْ وَضَعَهَا فِي حرَامٍ، أَكَانَ عَلَيْهِ وِزْرٌ؟ فَكَذَلِكَ إِذَا وَضَعَهَا فِي الْحَلاَلِ كَانَ لَهُ أَجْرٌ). رَوَاهُ مُسْلِمٌ.
گروهي از صحابه y به پيامبر e گفتند: اي رسول خدا! صاحبان مال با پاداش ها رفتند و ثروتمندان همه ثواب ها را با خود بردند ؛ نمــاز مىخوانند چنان كه ما نماز مىخوانيم، روزه مىگيرند چنان كه ما روزه مىگيريم و صدقـه مىدهند از بسياري اموالشان.
آن حضرت e فرمود: آيا چنين نيست كه خداوند قرار داده است براي شما آن چه را كه صدقه نماييد؟ شما در برابر هر [سبحان الله] گفتن صدقه اي داريد، و در بـرابـرِ هر [الله اكبر] گفتن صدقه اي، و با هر [الحمد لله] گفتن صدقه اي، با هر لا إله إلاَّ الله گفتن صدقه اي داريد، و در برابر هر امر به معروف و خوبى كردن صدقه اي، در مقابل هر بازداشتن از منكر و زشتي صدقه اي داريد، و در نزديكي يكي از شما با همسرش صدقه اي.
ياران گفتند: اي رسول خدا! آيا وقتي يكي از ما شهوتش را فرو مىنشاند، براي او در اين كار اجر و پاداشي است؟ آن حضرت e فرمود: به من بگوييد اگر شهوت خود را در حرام مىگذاشت آيا بر آن گناهي نبود؟ پس همچنان است اگر شهوتش را در حلال بگذارد براي او اجر و پاداش است.
حديث (26)
از ابى هريره t روايت است كه رسول اكرم e فرمود: (كُلُّ سُلاَمَى مِنَ النَّاسِ عَلَيْهِ صَدَقَةٌ كُلَّ يَوْمٍ تَطْلُعُ فِيهِ الشَّمْسُ: تَعْدِلُ بَيْنَ اثْنَينِ صَدَقَةٌ، وَتُعِينُ الرَّجُلَ فِي دَابَّتِهِ فَتَحْمِلُهُ عَلَيْهَا أَوْ تَرْفَعُ لَهُ عَلَيْهَا مَتَاعَهُ صَدَقَةٌ، وَالْكَلِمَةُ الطَّيِّبَةُ صَدَقَةٌ، وَبِكُلِّ خَطْوَةٍ تَمْشِيهَا إِلَى الصَّلاَةِ صَدَقَةٌ، وَتُمِيطُ الأَذَى عَن الطَّرِيقِ صَدَقَةٌ). رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ.
بر هر پيوندي از بـدن مـردم صدقه اي است. هر روزي در آن آفتاب بيرون مىآيد و بين دو تن اصلاح و تعادل به وجود مىآوري، براي تو صدقه اي است، و وقتي به فردي كمك مىكني تا بر چارپايش سوار شود يا بارش را بر آن بگذارد، براي تو صدقه اي است، و سخن و گفتار خوب براي تو صدقه اي است، و هرگامي كه به سوى نماز برمىداري، براي تو صدقه اي است، و در آن چه از سر راه مردم برمىداري و دور مىكني تا به آن ها آزار نرسد، براي تو صدقه اي است.
حديث (27)
از نواس بن سمعان t روايت است كه رسول اكرم e فرمود: (الْبِرُّ حُسْنُ الخُلُقِ، وَالإِثْمُ مَا حَاكَ فِي نَفْسِكَ وَكَرِهْتَ أَنْ يَطَّلِعَ عَلَيْهِ النَّاسُ). رَوَاهُ مُسْلِمٌ.
نيكوكاري، خوش اخلاقي است و گناه ناراحتي است كه در دل پديد مىآيد و دوست نداري مردم از آن آگاه شوند.
و از وابصه بن معبد t روايت است كه گفت: أَتَيْتُ رَسُولَ اللهِ e فَقَالَ: (جِئْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْبِرِّ؟) قُلْتُ: نَعَمْ، قَالَ: (اسْتَفْتِ قَلْبَكَ، الْبِرُّ مَا اطْمَأَنَّتْ إِلَيْهِ النَّفْسُ وَاطْمَأَنَّ إِلَيْهِ الْقَلْبُ، وَالإِثْمُ مَا حَاكَ فِي النَّفْسِ وَتَرَدَّدَ فِي الصَّدْرِ وَإِنْ أَفْتَاكَ النَّاسُ وَأَفْتَوْكَ). حَدِيثٌ حَسَنٌ رَوَيْنَاهُ فِي مُسْنَدَي الإِمَامَيْنِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ وَالدَّارِمِيِّ بِإِسْنَادٍ حَسَنٍ.
به خدمت حضرت رسول الله e آمدم، آن حضرت e فرمود: آمده اي كه از نيكوكاري بپرسي؟ گفتم: بلي، فرمود: از دلت بپرس! نيكوكاري چيزي است كه روح به سوي آن آرام گيرد، و دل بر آن آسوده شود، و گناه چيزي است كه در دل خارشي پديد آورد، و در سينه شك و ترديد ايجاد كند. اگر همه مردم بر خلاف احساس درون قلب تو فتوا دهند، تو به آن فتوا اعتماد مكن.
حديث (28)
از ابى نجيح العرباض بن ساريه t روايت است كه گفت: وَعَظَنَا رَسُولُ اللهِ e مَوْعِظَةً وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ، وَذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُيُونُ، فَقُلْنَا: يَا رَسُولَ اللهِ كَأَنَّهَا مَوْعِظَةُ مُوَدِّعٍ، فَأَوْصِنَا، قَالَ: (أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَإِنْ تَأَمَّرَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ، فَإِنَّهُ مَنْ يَعِشْ مِنْكُمْ فَسَيَرَى اخْتِلاَفاً كَثِيرًا، فَعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ، عَضُّوا عَلَيْهَا بِالنَّوَاجِذِ، وَإِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الأُمُورِ، فَإِنَّ كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ، وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ، وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ). رَوَاهُ أَبُو دَاوُدَ وَالتِّرْمِذِيُّ وَقَالَ: حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ.
رسول اكرم e ما را پند داد، پندي كه دل ها از آن ترسيد و چشم ها را اشك آورد. گفتيم: اي رسول خدا! چنين مىنمايد كه اين پند وداعي است، پس ما را سفارش ده! آن حضرت e فرمود: شما را به ترس از خداي عزّوجلّ و فرمانبرداري از امير (فرماندار و رييس) خود سفارش مىكنم اگر چه برده اي برشما امير شود؛ زيرا كسىكه از شما باقي بماند و عمري طولاني كند، اختلاف بسياري خواهد ديد. شما را به گرفتن راه من و راه خلفاي راشدين ـ كه هدايت شده اند ـ تشويق مىكنم، اين سفارش را با بن دندان عقل خـود بگيريد، و شما را از راه هاي نو و جديد كه برابر با راه من و خلفا نيست برحذر مىدارم ؛ زيرا هر نو و جديدي (در دين) بدعت است، و هر بدعت گمراهي است، و هر گمراهي در آتش جهنم.
حديث (29)
از معاذ بن جبل t روايت است كه: گفتم اي رسول خدا! أَخْبِرْنِي بِعَمَلٍ يُدْخِلُنِي الْجَنَّةَ، وَيُبَاعِدُنِي عَنِ النَّارِ، قَالَ:
(لَقَدْ سَأَلْتَ عَنْ عَظِيمٍ، وَإِنَّهُ لَيَسِيرٌ عَلَى مَنْ يَسَّرَهُ اللهُ تَعَالَى عَلَيْهِ: تَعْبُدُ اللهَ لاَ تُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا، وَتُقِيمُ الصَّلاَةَ، وَتُؤْتِي الزَّكَاةَ، وَتَصُومُ رَمَضَانَ، وَتَحُجُّ الْبَيْتَ. ثُمَّ قَالَ: أَلاَ أَدُلُّكَ عَلَى أَبْوَابِ الْخَيرِ: الصَّوْمُ جُنَّةٌ، وَالصَّدَقَةُ تُطْفِىءُ الْخَطِيئَةَ كَمَا يُطْفِىءُ الْمَاءَ النَّارَ، وَصَلاَةُ الرَّجُلِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ، ثُمَّ تَلاَ: (تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ) حَتَّى بَلَغَ (يَعْمَلُونَ). ثُمَّ قَالَ: (أَلاَ أُخْبِرُكَ بِرَأْسِ الأَمْرِ وَعَمُودُهُ وَذِرْوَةِ سَنَامِهِ؟) قُلْتُ: بَلَى يَا رَسُولُ اللهِ. قَالَ: (رَأْسُ الأَمْرِ الإِسْلاَمُ، وَعَمُودُهُ الصَّلاَةُ، وَذِرْوَةُ سَنَاِمِه الْجِهَادُ). ثُمَّ قَالَ: (أَلاَ أُخْبِرُكَ بِمَلاَكِ ذلِكَ كُلِّهِ؟). قُلْتُ: بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ، فَأَخَذَ بِلِسَانِهِ وَقَالَ: (كُفَّ عَلَيْكَ هذَا). قُلْتُ: يَا نَبِيَّ اللهِ، وَإِنَّا لَمُؤَاخَذُونَ بِمَا نَتَكَلَّمُ بِهِ؟ فَقَالَ: (ثَقِلَتْكَ أُمُّكَ يَا مُعَاذُ، وَهَلْ يَكُبُّ النَّاسَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ـ أَوْ قَالَ: عَلَى مَنَاخِرِهِمْ ـ إِلاَّ حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ؟). رَوَاهُ التِّرْمِذِيُّ وَقَالَ: حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ.
از كارهايي آگاهم كن كه مرا به بهشت داخل كند و از دوزخ دور گرداند، آن حضرت e فرمود: در حقيقت از چيز بسيار بزرگي پرسيدي و آسان است بر كسىكه خداي تعالي براي او آن كار را آسان سازد، و آن هم عبارت است از اين كه: بندگي كني خداي يكتا را و هيچ چيز براي او شريك قرار ندهي، و نماز را بر پا داري، و زكات بدهي، روزه [ماه مبارك] رمضان را بگيري، و حـج خانـه خـدا بروي، سپس فرمود: آيا تو را از همه درهاي خير آگاه نسازم؟ روزه سپري است كه از روزه دار محافظت مىكند، و صدقـه، آتش گناه و خطاها را خاموش مىسازد؛ چنان كه آب آتش را خاموش مىكند، و نماز شخص در دل شب ها.
سپس اين آيه را تلاوت فرمود: [پهلوهايشان از بسترهايشان دور مىشود]، تا اين كه به )يعملون( رسيد، پس از آن فرمود: آيا تو را از سرآمد كارها و بالاترين كوهان آن با خبر نكنم؟ گفتم: بلي اي رسول خدا! مرا با خبر كن، فرمود: سرآمد كارها اسلام است، و ستون اسلام نماز، و بالاترين كوهان آن جهاد در راه خداست، سپس فرمود: آيا تو را از سر رشته همه اين ها خبر ندهم؟ گفتم: بلي اي رسول خدا! مرا خبر ده، آن حضرت زبان خود را گرفت و فرمود: اين را نگه دار، گفتم: اي پيامبر خدا! آيا ما به آن چه مىگوييم، مورد بازخواست قرار خواهيم گرفت؟ آن حضرت e فرمود: مادرت به داغت بنشيند، آيا مردم بر روهايشان (يا اين كه فرمود بر بينى هايشان) در آتش مىاندازد، مگر سخنان ياوه، بيهوده و دِرو شده زبان هايشان!؟
حديث (30)
از ابى ثعلبة الخشنى جرثوم بن ناشر t روايت است كه رسول اكرم e فرمود: (إِنَّ اللهَ تَعَالَى فَرَضَ فَرَائِضَ فَلاَ تُضَيِّعُوهَا، وَحَدَّ حُدُوداً فَلاَ تَعْتَدُوهَا، وَحَرَّمَ أَشْيَاءَ فَلاَ تَنْتَهِكُوهَا، وَسَكَتَ عَنْ أَشْيَاءَ رَحْمَةً لَكُمْ غَيْرَ نِسْيَانٍ فَلاَ تَبْحَثُوا عَنْهَا). حَدِيثٌ حَسَنٌ رَوَاهُ الدَّارَقُطْنِي وَغَيْرُهُ.
خداوند متعال فريضه هايي را فرض نموده است ؛ پس آنها را ضايـع نكنيد و از كارهايي منع فرمـوده و براي آن ها حدودي (مرزها و محرّماتي) معين كرده است ؛ پس از آن ها پا فراتر مگذاريد، و چيزهايي را حرام نموده است ؛ پس به حرمت و حرام بودنِ آن احترام بگذاريد، و درباره چيزهاي ديگري سكوت كرده به خاطر مهرباني به شما، نه از روي فراموشي ؛ پس آنها را جست و جو مكنيد.
حديث (31)
از ابى عباس سهل بن سعد ساعدى t روايت است كه: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ e فَقَالَ: يَا رَسُولُ اللهِ دُلَّنِي عَلَى عَمَلٍ إِذَا عَمِلْتُهُ أَحَبَّنِي اللهُ، وَأَحَبَّنِي النَّاسُ. فَقَالَ: (ازْهَدْ فِي الدُّنْيَا يُحِبَّكَ اللهُ، وَازْهَدْ فِيمَا عِنْدَ النَّاسِ يُحِبَّكَ النَّاسُ). رَوَاهُ ابْنُ مَاجَه وَغَيْرُهُ بِأَسَانِيدَ حَسَنَةٍ.
مردي نزد پيامبر اكرم e آمد و گفت: اي رسول خدا! مرا به كاري راهنمايي كن كه هرگاه آن را انجام دهم خداوند مرا دوست بدارد، و مردم نيز مرا دوست بدارند، آن حضرت e فرمود: دل به دنيا مبند و از آن روي گردان تا خدا تو را دوست بدارد، و به آن چه نزد مردم است بىميل باش و از آن روي گردان تا مردم تو را دوست بدارند.
حديث (32)
از ابى سعيد سعد بن مالك بن سنان خدرى t روايت است كه رسول اكرم e فرمودند: (لاَ ضَرَرَ وَلاَ ضِرَارَ).
حَدِيثٌ حَسَنٌ، رَوَاهُ ابْنُ مَاجَه وَالدَّارَقُطْنِيُّ وَغَيْرَهُمَا مُسْنَداً، وَرَوَاهُ مَالَكٌ فِي الْمُوَطَّأ مُرْسَلاً عَنْ عَمْرِو بْنِ يَحْيَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّبِيِّ e، فَأَسْقَطَ أَبَا سَعِيدٍ، وَلَهُ طُرُقٌ يُقَوِّي بَعْضُهَا بَعْضًا.
نه به خود زيان برسان و نه به ديگران.
(يعني دين مبين اسلام بر پايه مصلحت و منفعت بنا شده است و ضرر رسانيدن را منع كرده است).
حديث (33)
از ابن عباس رضى الله عنهما روايت است كه رسول اكرم e فرمود: (لَوْ يُعْطَى النَّاسُ بِدَعْوَاهُمْ، لادَّعَى رِجَالٌ أَمْوَالَ قَوْمٍ وَدِمَاءَهُمْ؛ لكِنِ الْبَيِّنَةُ عَلَى الْمُدَّعِي، وَالْيَمينُ عَلَى مَنْ أَنْكَرَ). حَدِيثٌ حَسَنٌ، رَوَاهُ الْبَيْهَقِيُّ وَغَيْرُهُ هكَذَا وَبَعْضُهُ فِي الصَّحِيحَيْنِ.
اگر مردم به مجرد ادعايشان [و همين كه ادعاي چيزي مىكردند] به آن ها داده مىشد، هرآينه برخي ادعاي اموال و خون برخي ديگر مىكردند، ولي بر مدّعي گواهي دهنده اي هست، و بر منكر و انكار كننده، سوگند.
حديث (34)
از ابى سعيد خدرى t روايت است كه گفت: از رسول اكرم e شنيدم كه فرمودند: (مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذلِكَ أَضْعَفُ الإِيْمَان). رَوَاهُ مُسْلِمٌ.
كسىكه از شما كار زشت و منكري را ديد بايد آن را با دست خود تغيير دهد، اگر نتوانست با دست تغيير دهد، با زبان و گفتار خود تغيير دهد، و اگر نتوانست با زبان تغيير دهد، با دل خود آن را انكار كند و اين مرحله؛ يعنى انكار به وسيله دل ضعيف ترين ايمان است.
حديث (35)
از ابى هريره t روايت است كه رسول اكرم e فرمودند: (لاَ تَحَاسَدُوا، وَلاَ تَنَاجَشُوا، وَلاَ تَبَاغَضُوا، وَلاَ تَدَابَرُوا، وَلاَ يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللهِ إِخْوَاناً، الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ: لاَ يَظْلِمُهُ، وَلاَ يَخْذُلُهُ، وَلاَ يَكْذِبُهُ، وَلاَ يَحْقِرُهُ، التَّقْوَى ههُنَا ـ وَيُشِيرُ إِلَى صَدْرِهِ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ ـ بِحَسْبِ امْرِئٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ، كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ: دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ). رَوَاهُ مُسْلِمٌ.
شما مسلمانان به يكديگر حسد نورزيد، به زيان يكديگر سازش نكنيد، و به يكديگر بغض و كينه نورزيد، و به همديگر پشت نكنيد، و هيچ يك از شما بر فروش ديگري نفروشد، بندگان خدا، و برادران همديگر باشيد، مسلمان برادر مسلمان است، به برادر خود ستم نمىكند، دست از ياري و كمك او نمىكشد، او را تكذيب نمىكند، او را خوار و ذليل نمىشمارد، اين تقوا و پرهيزكاري است. و سه بار به سينه اش اشاره فرمود. براي انسان همين كافي است كه برادر مسلمان خويش را حقير و كوچك شمارد، خون و مال و شرف و ناموس هر مسلمان بر مسلمان ديگر حرام است.
حديث (36)
از ابى هريره t روايت است كه پيامبر اكرم e فرمود: (مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الدُّنْيَا، نَفَّسَ اللهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمَنْ يَسَّرَ عَلَى مُعْسِرٍ، يَسَّرَ اللهُ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ، وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ، وَاللهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا كَانَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ، وَمَنْ سَلَكَ طَرِيقاً يَلْتَمِسُ فِيْهِ عِلْماً، سَهَّلَ اللهُ لَهُ بِهِ طِرِيقاً إِلَى الْجَنَّةِ، وَمَا اجْتَمَعَ قَوْمٌ فِي بَيْتٍ مِنْ بُيُوتِ اللهِ، يَتْلُونَ كِتَابَ اللهِ وَيَتَدَارَسُونَهُ بَيْنَهُمْ، إِلاَّ نَزَلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكِينَةُ، وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ، وَحَفَّتْهُمُ الْمَلاَئِكَةُ، وَذَكَرَهُمُ اللهُ فِيمَنْ عِنْدَهُ، وَمَنْ بَطَّأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ).
رَوَاهُ مُسْلِمٌ بِهذَا اللَّفْظِ.
كسىكه از برادر مؤمن خود يك سختي و دشواري را در دنيا بر طرف كند، خداوند يك دشواري و سختي روز قيامت او را رفع مىكند، كسىكه بر فقير و بينوايي آسان بگيرد، خداوند در دنيا و آخرت بر او آسان خواهد گرفت، و كسىكه بدي و زشتي مسلماني را پنهان كند، خداوند در دنيا و آخرت، بدي و زشتي او را مىپوشاند، (اين زشتي و بدي براي كساني كه داراي كارها و مناصب بزرگ هستند مىباشد، از قبيل اميران كه به فساد مشهور نيستند و ممكن است اتفاقي آن را انجام داده باشند ؛ البته در صورت انجام آن كار، ولي اگر در حال انجام زشتي ديده شود، بايد منع شود و اگر توانايي بازداشتن از آن كار زشت وجود نداشت، به فرمانروا و حاكم شهر شكايت نمود) و كسىكه قدمي در آموختن علم بردارد، خدا راه بهشت را بر او آسان گردانـد، و هـرگاه گروهي از مـردم در خـانـه اي از خانه هاي خدا (مساجد) گرد آيند تا قـرآن بخوانند و درس هاي قرآن را به هم بياموزند، دل ها بر ايشان فرود آيد، و مهر و محبت و رحمت خداوندي بر آنان فراگيرد، و فرشتگان آنان را در برگيرند، و خداوند آنان را به كساني كه نزد او هستند ياد كند، و كسىكه عمل و كردارش بر او پيشي گرفت و او را به دنبال انداخت، به يقين نسب و قبيله اش او را به جلو نمىبرد.
حديث (37)
از عبدالله بن عباس رضى الله عنهما از رسول اكرم e در حديث قدسى از خداوند تبارك وتعالى روايت است كه خداوند فرمود: (إِنَّ اللهَ كَتَبَ الْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ، ثُمَّ بَيَّنَ ذلِكَ: فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَهَا اللهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كَامِلَةً، وَإِنْ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا كَتَبَهَا اللهُ عِنْدَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ إِلَى سَبْعُمِائَةِ ضِعْفٍ إِلَى أَضْعَافٍ كَثِيرَةٍ، وَإِنْ هَمَّ بِسَيِّئَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَهَا اللهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كَامِلَةً، وَإِنْ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا كَتَبَهَا اللهُ سَيِّئَةً وَاحِدَةً).
رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ وَمُسْلِمٌ فِي صَحِيحَيْهِمَا بِهذِهِ الْحُرُوفِ.
همانا خدا خوبىها و بدىها را نوشته، پس هركس قصد خوبي نمود و آن را انجام نداد، خداوند براي او نزد خود يك نيكي كامل مىنويسد، و اگر قصد خوبي كرد و آن را به انجام رساند، خداوند نزد خود ده خوبي تا هفتصد برابر تا چند برابر بسيار براي او مىنويسد، و اگر قصد بدي نمود و آن را انجام نداد، خداوند نزد خود براي او يك نيكي كامل مىنويسد، و اگر قصد بدي نمود و آن را انجام داد، خداوند يك بدي براي او مىنويسد.
پس اي برادر بنگر ـ خدا ما و شما را به سوي لطف عظيم توفيق دهد ـ و بر اين عبارت ها را خوب انديشه كن. عبارتِ ((نزد خود مىنويسد)) اشاره است به اهميت آن و لفظ ((نيكي كامل)) براي تاكيد آن عبارت و اهميت بسيار آن است. و درباره ((قصد بدي كردن ولي آن را انجام ندادن)) فرمود: خداوند يك نيكي كامل براي او مىنويسد و بر كلمه كامل تأكيد نمود و اگر بدي انجام داد، يك بدي براي او مىنويسد، و بر يك بدي تأكيد ننمود ؛ بنابر اين خدا را حمد و منت است سبحانه و تعالي كه ستايش او را نتوانيم كرد، براي اوست توانايي و توفيق در طاعت ها.
حديث (38)
ابوهريره t از رسول اكرم e روايت مىكند كه فرمودند: (إِنَّ اللهَ تَعَالَى قَالَ: مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ، وَمَا تَقَرَّبَ إِلَيَّ عَبْدِي بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيْهِ، وَلاَ يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّهُ؛ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، وَرِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا، وَلَئِنْ سَأَلَنِي لأُعْطِيَنَّهُ، وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لأُعِيذَنَّهُ). رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ.
خداوند در حديث قدسى مىفرمايد: كسىكه با دوست من دشمني كند، با او اعلام جنگ مىكنم، و بنده مؤمن با هيچ چيز محبوبي نزد من، بهتر از فرايض با من نزديك نمىشود، و او با انجام نوافل (عبادتهاي غير واجب) به من نزديك مىشود تا اين كه من او را دوست بدارم، هنگامي كه من او را دوست دارم، من گوش او مىشوم كه با آن مىشنود، و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند، و دستش مىشوم كه با آن مىگيرد، و پايش مىشوم كه با آن راه مىرود، و اگر چيزي از من بخواهد به او مىدهم، و اگر پناه بخواهد پناهش مىدهم.
حديث (39)
از عبدالله بن عباس رضى الله عنهما روايت است كه رسول اكرم e فرمودند: (إِنَّ اللهَ تَجَاوَزَ لِي عَنْ أُمَّتِي الْخَطَأَ وَالنِّسْيَانَ، وَمَا اسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ).
حَدِيثٌ حَسَنٌ رَوَاهُ ابْنُ مَاجَه وَالْبَيْهَقِيُّ وَغَيْرُهُمَا.
خداوند به خاطر من از خطا و فراموشي امتم و آن چه بر آن ها زور و اجبار شود، گذشت كرده است.
حديث (40)
عبدالله بن عمر رضى الله عنهما روايت مىكند كه: أَخَذَ رَسُولُ اللهِ e بِمَنْكِبِي فَقَالَ: (كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيبٌ أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ).
وَكَانَ ابْنُ عُمَرَ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا يَقُولُ: (إِذَا أَمْسَيْتَ فَلاَ تَنْتَظِرِ الصَّبَاحَ، وَإِذَا أَصْبَحْتَ فَلاَ تَنْتَظِرِ الْمَسَاءَ، وَخُذْ مِنْ صِحَّتِكَ لِمَرَضِكَ وَمِنْ حَيَاتِكَ لِمَوْتِكَ). رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ.
رسول اكرم e دوش مرا گرفت و فرمود: در دنيا چنان كه غريب يا رهگذري هستي باش، و عبدالله بن عمر رضى الله عنهما هميشه مىگفت: وقتي شب شد، به انتظار صبح مباش، و وقتى بامداد بر تو آمد، به انتظار شب منشين، و در موقع تندرستي و سلامتي، براي روزهاي بيمارىات توشه برگير، و در زندگي براي مرگ و مردنت توشه فراهم كن .
حديث (41)
از ابى محمد عبدالله بن عمرو بن عاص رضى الله عنهما روايت است كه رسول اكرم e فرمودند: (لاَ يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يَكُونَ هَوَاهُ تَبْعاً لِمَا جِئْتُ بِهِ). حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ رَوَيْنَاهُ فِي كِتَابِ الْحُجَّةِ بِإِسْنَادِ صَحِيحٍ.
هيچ يك از شما ايمان نمىآورد تا اين كه هواي او پيرو آن چه من آورده ام باشد.
حديث (42)
انس t گويد: شنيدم رسول اكرم e از باري تعالي مىفرمايد: (قَالَ اللهُ تَعَالَى: يَا ابْنَ آدَمَ، إِنَّكَ مَا دَعَوْتَنِي وَرَجَوْتَنِي، غَفَرْتُ لَكَ عَلَى مَا كَانَ مِنْكَ وَلاَ أُبَالِي، يَا ابْنَ آدَمَ، لَوْ بَلَغَتْ ذُنُوبُكَ عَنَانَ السَّمَاءِ ثُمَّ اسْتَغْفَرْتَنِي، غَفَرْتُ لَكَ، يَا ابْنَ آدَمَ، إِنَّكَ لَوْ أَتَيْتَنِي بِقُرَابِ الأَرْضِ خَطَايَا، ثُمَّ لَقِيْتَنِي لاَ تُشْرِكُ بِي شَيْئاً، لأَتَيْتُكَ بِقُرَابِهَا مَغْفِرَةً). رَوَاهُ التَّرْمِذِيُّ وَقَالَ: حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ.
اي بني آدم! هرگاه مرا مىخواني و به من اميد داري، تو را بر آن چه بوده مىآمرزم و از تو پروايي ندارم. اي فرزند آدم! اگر گناهان تو به ابرهاي آسمان برسد و آن گاه از من طلب آمرزش كني، تو را مىآمرزم و گناهان تو را خواهم بخشود. اي انسان! اگر به سوي من آيي در حالي كه زميني پر از گناه و خطا داري ولي به من شرك نياوردي، من با زميني پر از مغفرت و بخشايش به سوي تو مىآيم.