رسالهء اول

 خانوادهء خوشبخت 

مقدمه

حمد و سپاس مر خدای را که به اسلام هدایتمان کرد و از پیروان آن آئینمان قرار داد که جز به هدایت او راه نمی‌یافتیم، به جهت منزه بودنش او را حمد، و به خاطر نعماتش او را سپاس می‌گذاریم و فزونی فضل و کرم از او مسألت داریم.

و شهادت می‌دهم به وحدانیتش بدون داشتن هیچ شریکی، و شهادت می‌دهم به اینکه محمد ص بنده و رسول او می‌باشد که وی را به همراه هدایت [اسلام] و دین حق برای انذار و تبشیر مبعوث کرد تا به سوی حق فراخواند و به سوی نیکی راهنمایی کند. درود و سلام خدا بر ایشان و آل ایشان و یارانشان باد و نیز بر کسانی که رهروان راه اویند، تا روز قیامت، اما بعد:

ای مسلمانان! تقوای خدا پیشه کنید و فرمان او را بزرگ بدارید و در حفظ دین و اماناتتان بکوشید و به ادای مسئولیت‌هایتان بپردازید، در مورد خود و خانواده‌تان پرهیزگاری پیشه کنید و به اصلاح روابط بپردازید.

تعداد زیادی از مردم سعادت را می‌خواهند و خواستار راحتی و طالب آرامش و آسایش روح و روان می‌باشند همچنانکه از اسباب شقاوت، اضطراب و عوامل ناآرامی، خصوصاً در خانه و در بین خانواده گریزانند.

و باید دانست که هیچ کدام از این موارد تحقق نمی‌یابد جز با ایمان به خدای یگانه و توکل بر او و تفویض کارها به او، به همراه استفاده درست از وسائل معیشت و پی بردن به قوانین حاکم بر این اسباب.

اهميت تشکيل خانواده و الفت در زندگي زوجين

و از مهمترين اسباب تحقيق اين سعادت براي فرد و جامعه، تشکيل خانواده و برپايي آن براساس حق مي‌باشد. چراکه خداي متعال با حکمت خود خانواده را جايگاه ارزشمندي قرار داده که در اختيار زن و مرد است تا در آن استقرار يابند و به آرامش برسند. خداوند ـ جل جلاله ـ به عنوان منتي بر بندگانش مي‌فرمايد: ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾. [الروم: 21].

و يکي از نشانه‌هاي خدا اين است که از جنس خودتان همسراني را براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد، و در ميان شما مودت و رحمت قرار داد، در اين نشانه‌هايي است براي گروهي که مي‌انديشند.

آري، همسر براي آرامش يافتن خلق شده، و آيه نفرموده «ليسکن معها» بلکه فرموده «ليسکن إليها» تا معني آرامش و آسايش را بيشتر و بهتر القاء کند، و راحتي و آرامش را در بالاترين معني ممکن بيان کرده باشد. بنابراين هر يک از زوجين به هنگام اضطراب از وجود زوجش آرامش مي‌يابد و به هنگام سختي شاد مي‌گردد.

اساس رابطه خانوادگي: همنشيني و مصاحبت است که بر دوستي، انس و الفت استوار مي‌باشد. رابطه‌اي که ريشه‌هاي طولاني و استوار دارد. و شبيه‌ترين چيز ممکن به رابطه انسان با خودش، همسر وي مي‌باشد. و خداوند اين مفهوم را چنين بيان مي‌فرمايد: ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ﴾. [البقرة: 187].  زنان لباس شما هستند، و شما لباس آنها.

علاوه بر اينکه خانواده و اين رابطه خانوادگي زمينه مناسبي براي تربيت فرزندان و ضامن پرورش يک سلاله است ... . سلاله‌اي که جز در سايه مادري دلسوز و پدري زحمتکش معني پيدا نمي‌کند. چه جامعه‌اي پاکتر از اين فضاي خانوادگي ارزشمند؟

پايه‌هاي تشکيل يک خانوادهء مسلمان

خوانندة گرامي! مسايل فراواني وجود دارد که نظام خانواده بر آن استوار بوده و رابطه خانوادگي از آن استحکام مي‌گيرد و به وسيله آن از باد جدايي و طوفان ويرانگرِ از هم دور شدن و از هم بريدن مصون مي‌ماند:  

 ايمان به خدا و پرهيزگاري

اولين و مهمترين اين مسائل ـ که پايه‌هاي خانواده‌اند ـ چنگ زدن به ريسمان محکم ايمان است. ايمان به خدا و روز آخرت و ترس از خداي آگاهي که به هر آنچه سينه‌ها در داخل خود مي‌پوشانند آگاه است. و استقامت بر پرهيزگاري و محافظت بر آن و دوري از ظلم و بي‌پروايي در راه طلب حق و حقيقت.

﴿ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ﴾. [الطلاق: 2- 3].

اين (احکام) چيزي است که مؤمنان به خدا و روز قيامت به آن اندرز داده مي‌شوند، و هركس از خدا بپرهيزد و ترك گناه كند خداوند براي او راه نجاتي قرار مي‌دهد * و او را از جايي كه گمان ندارد روزي مي‌دهد. و هركس به خداوند توكل كند (و كار خود را به او واگذارد خدا) كفايت امرش را مي‌كند.

تلاش براي اطلاعت از خدا و عبادت او و حرص بر اين کار و سفارش دوطرفه زوجين به اين کار باعث تقويت ايمان مي‌گردد، جا دارد در اين فرمودة پيغمبر ص تأمل کنيم: خدا رحمت کند بنده‌اي را که شبانگاه از خواب برخيزد و نماز بخواند و همسرش را بيدار کند تا نماز بخواند و چنانچه خودداري کند [و يا کسالت بورزد] آب به صورتش بپاشد، و رحمت خدا بر زني که شبانگاه برخيزد و نماز بخواند و شوهرش را بيدار کند تا نماز بخواند و چنانچه خودداري کند [و يا کسالت بورزد] آب به صورتش بپاشد»[1].

رابطه بين زوجين، رابطه دنيايي مادي و يا حيواني شهواني نيست، بلکه رابطه روحي ارزشمندي است که چنانچه رابطه درستي باشد بعد از فوت به آن دنيا نيز سرايت پيدا مي‌کند: ﴿جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ﴾. [الرعد: 23]. (اين عاقبت نيکو) باغهاي جاويدان بهشت است که هم خودشان وارد آن مي‌شوند و هم پدران و همسران و فرزندان صالح آنها.

 


[1]. اين حديث، حديث صحيحي است که امام احمد در «المسند» 2/250، 436 و ابوداود (1308) و نسائي (3/205) و ابن ماجه (1336) روايت کرده‌اند و ابن خزيمه (1148) و حاکم (1/309) آنرا صحيح دانسته‌اند و ذهبي با ايشان موافق بوده است.

 

2- معاشرت نيک و پسنديده

آنچه باعث حفظ اين رابطه و محافظت از آن مي‌شود معاشرت پسنديده مي‌باشد و اين امر محقق نمي‌شود مگر اينکه هر يک از زوجين به حقوق و وظايف خود آشنا باشند. و بايد توجه کرد که کمال خواهي در خانواده و اهل بيت امر دشواري است و آرزوي اينکه همه صفات پسنديده در آنها و يا غير آنها نيز، بايد باشد يک بلندپروازي است که در سرشت بشري وجود دارد.

نقش شوهر در محافظت از زندگي خانوادگي و معاشرت پسنديده

عقل سالم و انديشه پخته حکم مي‌کند که آدمي بايد بعضي از سختي‌ها و فشارها را به صورت يک امر طبيعي بپذيرد. و از بعضي از امور ناخوشايند چشم‌پوشي کند و مرد – که آقاي خانه است – بايد صبورتر از همسرش باشد زيرا مي‌داند که همسرش در خَلق و در خُلق ضعيف مي‌باشد و چنانچه به خاطر هر مسأله‌اي مورد محاسبه قرار گيرد از انجام همه چيز باز مي‌ماند و عاجز مي‌گردد، و زياده‌روي در راست گردانيدن وي باعث شکستن وي مي‌شود و همانا شکستن وي، طلاق دادنش مي‌باشد. پيغمبر برگزيده‌اي که از روي هوي و هوس سخن نمي‌گويد صلى الله عليه وسلم- مي‌فرمايد: «زنان را به نيکي سفارش کنيد زيرا آنها از استخوان پهلو خلق شده‌اند و خميده‌ترين قسمت استخوان پهلو، قسمت بالايي آن است، اگر بخواهي آن را راست گرداني مي‌شکند و اگر آن را به حال خود واگذاريد هميشه کج و خميده باقي مي‌ماند بنابراين آنان را به نيکي سفارش کنيد».[1]

پس كجي اصل خلقت زن است و بايد با او صبر پيشه كرد.

بنابراين مرد خانه نبايد با هر احساس ناخوشايندي که نسبت به اهل و عيالش به او دست داد، برافروخته شود، بلکه بايد از بعضي از جوانب نقص در آنان چشم‌پوشي کند و حتماً بايد جوانب خوب آنها را به خاطر بياورد که قطعاً اين جوانب بسيارند.

و پيغمبر -صلى الله عليه وسلم- در اين مورد فرموده است: «هيچ مرد مؤمني نبايد به خاطر اينکه يک خُلق و خوي ناپسند از همسرش مي‌بيند او را برنجاند و ناراحت کند زيرا اخلاق ديگري نيز دارد که مورد پسند او باشند»[2].

آري، مرد بايد در اين موارد آرام و خونسرد باشد و چنانچه کاري را ببيند که نمي‌پسندد بايد بداند که هيچ کس اسباب خير و نيکي و موارد صلاح خويش را نمي‌داند. خداوند در اين باره مي‌فرمايد:

﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً﴾. [النساء: 19]. و با آنها بطور شايسته معاشرت كنيد، اگر به جهاتي از همسران خود رضايت كامل نداشته باشيد و بر اثر اموري آنها در نظر شما ناخوشايند باشند (فوراً تصميم به جدايي نگيريد و تا آنجا كه قدرت داريد مدارا كنيد، زيرا ممكن است شما در تشخيص خود گرفتار اشتباه شده باشيد) و اي بسا آنچه را نمي‌پسنديد خداوند در آن خير و بركت و سود فراواني قرار داده باشد.

چنانچه آقاي خانه درشت‌خو، بد معاشرت، تنگ‌نظر و احمق باشد و عجله او را کور نموده، رضايتش به سختي فراهم شود و به سرعت خشمگين گردد، وقتي در خانه است منت بگذارد و وقتي بيرون است بدگمان باشد ديگر راحتي چه جايگاهي و آرامش و محبت چه معني خواهند داشت.

پس گفته شد که حسن معاشرت و اسباب خوشبختي جز در پرتو نرمخوئي و بدور از اوهام و بدگماني‌هاي بي‌اساس ايجاد نمي‌شود و غيرتي که براي بعضي باعث بدگماني است شخص را به تأويل سخنان و شک در رفتار [همسرش] گرفتار مي‌سازد و باعث تيره شدن زندگي و نگراني بي‌مورد مي‌شود.

خداوند مي‌فرمايد:  ﴿وَلاَ تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ﴾. [الطلاق: 6].

و بديشان زيان نرسانيد تا در تنگنايشان قرار دهيد.

ما بايد چگونه باشيم در حالي که پيغمبر -صلى الله عليه وسلم- مي‌فرمايد: «بهترين شما، بهترينتان براي خانواده‌اش مي‌باشد، و من نسبت به خانواده‌ام از همه بهترم».[3]


 


[1]. اين حديث را امام بخاري (5186) و امام مسلم (1468 و 59 و 60) نقل کرده‌اند.

[2]. اين حديث را مسلم در صحيحش (1469) نقل کرده است.

فائده: حافظ ابن حجر : چنين مي‌گويد: اين حديث اشاره مي‌کند به راست گردانيدن زن به نرمي به گونه‌اي که در اين کار مبالغه نشود چون نتيجه آن شکستن زن (طلاق) است و نبايد او را به حال خود واگذاريم که بر کجي‌اش مستمر باشد. و ضابط و معيار اين امر چنين است: که زن به حالت کجي و اعوجاج رها نشود به گونه‌اي که باعث تجاوز از حدود طبيعت و سرشت ضعيف وي گردد و دامن به گناه آلوده کند و يا ترک واجبات کند و بلکه در مورد امور مباح به حالت کجي و اعوجاج باقي بماند. نگا: فتح الباري 9/254.

[3]. اين حديث صحيح را ترمذي (3892)، ابن ماجه (1977) و ابن حبان (1312) روايت کرده‌اند.

 

نقش همسر در محافظت از زندگي خانوادگي و معاشرت پسنديده

 زن مسلمان نيز بايد در مقابل بداند که خوشبختي، محبت و مهرباني کامل نمي‌شود مگر با عفت و دينداري، بايد حقوق خود را بشناسد و از آن تجاوز و تعدّي ننمايد، آنچه را شوهر مي‌خواهد انجام دهد زيرا او قوّام [و مدبّر امور] خانواده است، از همسر صيانت و محافظت نموده و نفقه‌اش را مي‌پردازد، بنابراين اطاعت او و حفظ مال و ناموسش واجب است. در اين صورت است که شوهر کارش را به درستي انجام مي‌دهد وانگيزه‌اي براي آن مي‌يابد و به همسر و خانه‌اش اعتنا مي‌کند. در اين صورت زن، كار خانه را بطور كامل انجام داده و به خود و خانواده رسيده، و همسري نيکوکار و مادري مهربان است، نگهبان خانه شوهرش بوده و در قبال آن مسئول است، به کار خوب شوهرش اعتراف مي‌کند و بزرگواري و معاشرت پسنديده او را ناديده نمي‌گيرد. پيامبر -صلى الله عليه وسلم- از اين بي‌توجهي همسر نسبت به شوهر برحذر داشته و فرموده‌اند: «آتش جهنم به من نشان داده شد [و ديدم] که اکثر جهنميان زنانند که کفر ورزيده و حقيقت را پوشانده بودند». گفته شد: آيا به خدا کفر ورزيده بودند؟ فرمودند: «نه، بلکه به خانواده خود کفر ورزيده بودند، زيرا اگر با يکي از آنان [همسرت] روزگار طولاني نيکي کني سپس کار [ناپسندي] از تو سر بزند، گويد: هرگز خيري از تو نديده‌ام».[1]

بنابراين بايد نسبت به اشتباهات گذشت نشان داد، و از لغزشها چشم پوشيد، ... [همسر] هنگاميکه در کنار شوهرش است بدي در حق او روا ندارد و چون از او دور شد به او خيانت نکند.

به اين شيوه رضايت دوطرفه حاصل و زندگي توأم با الفت و محبت و مهرباني سيادت خواهد يافت. «و چه بسا زني که مي‌ميرد درحالي که شوهرش از او راضي است [و به همين خاطر] وارد بهشت مي‌شود».[2]

پس اي امت اسلام! تقواي خدا پيشه کنيد و بدانيد سعادت در پرتو سازگاري فراهم مي‌شود و به علاوه فضاي مناسب براي تربيت و رشد فرزندان در خانواده‌اي شايسته و مملو از مودت و آباد به خاطر تفاهم، در دامان مهربانيِ مادر و تلاشگريِ پدر فراهم مي‌آيد، فضايي که از فرياد اختلافات و کشمکش‌ها بدور و از تجاوز هر يک از طرفين بر ديگري در امان است بنابراين نه جدايي به آن راه دارد، نه کشمکش و نه بدي نسبت به هيچ کسي.

﴿رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً﴾  [الفرقان: 74].  پروردگارا! همسران و فرزنداني به ما عطا فرما که باعث روشني چشمانمان گردند، و ما را پيشواي پرهيزگاران گردان.

 


[1]. امام بخاري : اين حديث (5197) را نقل کرده‌ است.

[2]. اين حديث را ترمذي (1161) نقل و حديث حسن دانسته و نيز ابن ماجه (1854) نقل کرده و همچنين حاکم (4/173) نقل و صحيح شمرده است.

رسالهء دوم

 اختلافات زوجين

حمد و سپاس براي خداوندي که آفريد و برابر گردانيد، و اندازه گرفت و هدايت کرد و به راه آورد. او را سپاس و ستايش مي‌کنم و همو در ابتدا و در انتها شايسته تمجيد است. و شهادت مي‌دهم که هيچ خدايي بحق جز خداي يگانه وجود ندارد و او بي‌شريک مي‌باشد. و شهادت مي‌دهم به اينکه مولا و پيغمبر ما، محمد، بنده و فرستاده او، پيغمبري برگزيده و بنده‌اي منتخب است. درود و سلام و برکات خدا بر او و آل و اصحاب او و بر کساني که دعوت او را اجابت کنند و پيروان راه او باشند، اما بعد:

يکي از بزرگترين نعمتها و آيات خدا اينکه خانواده را محل آرامش و آسايش قرار داده است، در سايه آن جانها به محبت، مهرباني، مصونيت و پاکي و زندگي ارزشمند و پوشيدگي [در برابر گناهان] مي‌رسند. و در دامان آن نوزاد پرورش مي‌يابد، وقايع ترقي مي‌کنند، نسبتهاي خويشاوندي استوار مي‌گردند و عهد و پيمان کفالت محکم مي‌شوند.

روانها با همديگر مرتبط و قلبها در هم مي‌آميزند: ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ﴾. [البقرة: 187].   آنان لباس شمايند و شما لباس آنانيد.

و در اين روابط ناگسستني و خانواده‌هاي آباد خصال ارزشمند رشد مي‌کنند و مرداني پرورش مي‌يابند که براي سپردن بزرگترين امانتها به آنان شايسته‌اند و زناني تربيت مي‌شوند که بر استوارترين اصول پا مي‌گيرند.

 

اسباب اختلاف بين زوجين

البته همچنانکه واقعيت زندگي بشر و طبيعت او ـ چنانکه خدا خلق کرده و خود بر مخلوقاتش عالم‌تر است ـ نشان داده، حالتهايي بر او عارض مي‌شود که سفارشات بي‌تأثير مي‌شوند و محبت و آرامش نمي‌تواند در آن رسوخ کند، به گونه‌اي که چنگ زدن به ريسمان زوجيت باعث اذيت و مشقت شده، مقصود ازدواج تحقق نمي‌يابد و خير و صلاح فرزندان شکل نمي‌گيرد. اين حالات اضطراب و ناسازگاري مي‌تواند علتها و اسباب داخلي و يا خارجي داشته باشد.

اين اختلافات گاهي از دخالت غيرحکيمانه اوليا و نزديکان زوجين، و يا از دخالت در همه امور کوچک و بزرگشان ناشي مي‌شود و گاهي کار به جايي کشيده مي‌شود که اوليا و بزرگان زوجين مي‌خواهند مهرباني آن دو با يکديگر را با سيطره يافتن بر آنان از بين ببرند، که کار به دادگاهها کشيده مي‌شود و در نتيجه اسرارشان فاش و پرده‌هاي [پوشاننده‌شان] کنار زده مي‌شوند و اين همه به خاطر مسأله کوچک و يا چيز بي‌ارزشي بوده که دخالت نامناسب و دوري از حکمت، عجله و شتاب، تصديق شايعه‌ها و شايعه‌پردازان آن را به اينجا کشانده است.

و گاهي اختلاف از کمي بصيرت در دين و جهل به احکام باگذشت شريعت، فزوني رسم‌هاي نادرست و پيروي از افکار و ايده‌هاي رايج نشأت مي‌گيرد.

مثلاً بعضي از شوهران گمان مي‌کنند که تهديد به طلاق و يا تلفظ آن راه‌حل صحيحي براي رفع اختلافات خانوادگي و مشکلات زن و شوهر است و براي گفتگو با همسرش جز الفاظ طلاق چيز ديگري نمي‌دانند، درآمد و شد، در امر و نهي و بلکه در همه امورش جز اين الفاظ چيز ديگري نمي‌دانند. غافل از اينکه با اين کار آيات خدا را به سخره گرفته، کارشان گناه، خانه‌اشان نابود و اهلشان را از دست مي‌دهند.

اي مسلمانان! آيا اين فهم دين است؟

طلاق سنّت [به شيوه‌اي که شارع اجازه داده] و شريعت آن را جايز شمرده، براي بريدن ريسمان زوجيت نيست و بلکه تشريع آن براي به تأخير انداختن جدايي است و دوره‌اي براي آرامش يافتن، تدبّر در مسأله و معالجه و حل مشکل موجود.

﴿لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً * فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ﴾. [الطلاق: 1- 2].

زنان را (بعد از طلاق، در مدت عده) از خانه‌هايشان بيرون نکنيد. و زنان هم (تا پايان عده از منازل شوهرانشان) بيرون نروند، مگر اينکه زنان کار زشت و ..... آشکاري انجام دهند. اينها قوانين و مقررات الهي است و هر کسي از قوانين و مقررات الهي پافراتر نهد و تجاوز کند به خويشتن ستم مي‌کند. تو نمي‌داني چه بسا خداوند بعد از اين حادثه، وضع تازه‌اي پيش آورد * و هنگامي که مدت عده آنان به پايان رسيد يا ايشان را به طرز شايسته‌اي نگاه داريد و يا به طرز شايسته‌اي از ايشان جدا شويد.

اين طلاقي است که از طرف شارع وضع شده و بلکه مسأله به همين محدود نشده بلکه در طلاق سنّت [سنّتي] اين راه آخر براي حل مشکل بوده و قبل از آن انواع پيشگيري بايد مراعات شوند.

راه‌هاي حل اختلاف بين زوجين

برادر مسلمان! خواهر مسلمان!

چنانه نشانه‌هاي اختلاف و علايم ناسازگاري و نافرماني آشکار شد طلاق و يا تهديد به طلاق راه حل نيست. مهم‌ترين چيزي که براي حل مشکل لازم است: صبر و تحمل، شناخت اختلاف در احساسات و نظرات و تفاوت در خلق و خوي مي‌باشد به همراه ضرورت تسامح و چشم‌پوشي از تعداد زيادي از مسايل، چرا که خير و مصلحت هميشه در آن چيزي نيست که دوست داريم و آرزو مي‌کنيم، بلکه چه بسا خير و صلاح در چيزي باشد که نمي‌خواهيم و دوست نداريم: ﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً﴾. [النساء: 19].

و با زنان خود بطور شايسته معاشرت کنيد و اگر هم از آنان کراهت داشتيد (شتاب نکنيد و زود تصميم به جدايي نگيريد) زيرا که چه بسا از چيزي بدتان بيايد و خداوند در آن خير و خوبي فراواني قرار بدهد.

و زماني که خللي [در روابط] آشکار شود و روابط فرسايش يابد و نافراني زن و تجاوز از حد و حدود خود و ميل به عدم انجام وظيفه از جانب زن مشاهده گردد به گونه‌اي که الفباي نفرت، کوتاهي در اداي حقوق شوهر و بي‌توجهي به فضايل وي ديده شود راه‌حل اين مشکل در اسلام چه به ـ صراحت و چه به کنايه ـ طلاق نمي‌باشد. خداوند متعال مي‌فرمايد:

﴿وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً﴾. [النساء: 34]. و زناني که از سرکشي و سرپيچي ايشان بيم داريد، پند و اندرزشان دهيد و (اگر مؤثر واقع نشد) از همبستري با آنان خودداري کنيد (اگر باز هم مؤثر واقع نشد) آنان را بزنيد پس اگر شما را اطاعت کردند راهي براي (تبيه) ايشان مجوييد (و بدانيد که) بيگمان خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.

راه‌حل پند و توجيه کردن و بيان اشتباه وي و يادآوري حقوق [طرفين] و ترساندن از خشم و غضب الهي است با طي طريق فرزانگي و تحمل و وقار در ترغيب و ترهيب.

و دوري از همسر در بستر و تنبيه او، در مقابل تجاور وي از حدود خود و نافرماني‌اش مي‌باشد. بايد توجه کرد که خدا فرموده «في المضجع» در بستر از آنان دوري کنيد و نه فرموده «عن المضجع» به معني پرهيز از همبستر شدن با آنان.

آري، اين دوري، دوري در بستر است و نه ترک منزل و نه دوري در جلوي چشمان خانواده و فرزندان و نه در برابر بيگانگان.

هدف از اين کار حل مشکل است و نه شهرت يافتن و يا خوار کردن (طرف مقابل) و نه کشف اسرار و استار[1]. که در برابر نافرماني و تجاوز، دوري و تنبيه ضمانت حفظ و برابري هستند.

گاهي راه حل مشکل به مقداري قساوت و خشنونت نياز دارد زيرا گروهي از مردم وجود دارند که براي اصلاحشان معاشرت به نيکي و نصيحت مهربانانه کفايت نمي‌کند، اينان گروهي هستند که به خاطر مهرباني و بردباري زياد با ايشان دچار طغيان شده‌اند. چنانچه قساوت را ببينند سرکشي‌شان رام و جوش و خروششان آرام مي‌شود.

آري، گاهي پناه بردن به مقداري خشونت دواي سودمندي است، و چرا از آن استفاده نشود در حاليکه طرف مقابل به اداي وظيفه‌اش بي‌توجه بوده و از سرشتش تجاوز کرده است؟

نزد هر عاقلي يک امر بديهي است که قساوت، چنانچه باعث بازگرداندن نظام خانواده و روابطش باشد و الفت و محبت را به آن بازگرداند از طلاق و جدايي بدون نزاع بهتر است. پس اين يک راه حل ايجابي و معنوي و براي تأديب است، نه براي سختگيري و انتقام، و استفاده از آن فقط براي اصلاح نافرماني و رفع نگراني است.

در مقابل چنانچه زن از ستم و رويگرداني شوهرش ترسيد، در قرآن راه‌حل برايش قرار داده شده:

﴿وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْرَاضاً فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَيْرٌ﴾. [النساء: 128]. هر گاه همسري ديد که شوهرش (نسبت به او بدي مي‌کند و) او را آزار مي‌دهد و يا (از او) رويگردان است، بر هيچيک از آن دو گناهي نيست ميان خويشتن مصالحه کنند و صلح بهتر است.

راه‌حل صلح و آشتي است و نه طلاق و جدايي و اين، البته مقتضي گذشت از بعضي از حقوق مالي [مادي] و شخصي است براي حفظ نکاح.

«وَالصُّلْحُ خَيْرٌ» صلح بهتر است از جدايي، ستم، نافرماني و طلاق.

برادر مسلمان! خواهر مسلمان! آنچه گذشت بيان سريع و يادآوري اجمالي جنبه‌اي از جوانب فهم دين خدا و حرکت بر آن منهج است. ولي مسلمانان چقدر از اين حقيقت دورند؟

حَکَم قرار دادن دو نفر در اختلافات بين زوجين کجا رفته است؟

چرا اصلاح گران از اين راه حل منصرف شده‌اند؟ آيا به خاطر زهد در اصلاح درون است و يا رغبت در از هم گسيختن خانواده و پراکندگي فرزندان؟

جز ستم، سفاهت و ناداني، دوري از خوف الهي و مراقبت از آن، ترک بسياري از احکام و به بازيچه گرفتن حدود الهي چيز ديگري ديده نمي‌شود.

ابن ماجه و ابن حبان و غيره از رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- نقل کرده‌اند که فرمود: حال کسي که با حدود خدا بازي کند چگونه خواهد بود: (مکرّراً به همسرش) بگويد: تو را طلاق دادم، ... مراجعه نمودم؟ آيا حدود خدا به بازي گرفته مي‌شود در حالي که من بين شما هستم»[2].

 


[1]. پرده‌دري و آبروريزي.

[2]. سنن ابن ماجه (2017) و صحيح ابن حبان (4265).

آخرين راه حل اختلافات زوجين

هرگاه همه راههاي حل اختلافات با شکست مواجه شد و ماندن در آن زندگي سخت و ناخوشايند شد بگونه‌اي که باعث تحقق اهداف و حکمتهاي ارزشمندي که خدا در ازدواج قرار داده، نشد. خداوند از باب ساده‌گيري در قانونگذاري و جامعيت احکام گريزگاهي را براي اين تنگنا قرار داده، ولي متأسفانه اکثر مسلمانان از طلاق به شيوه درست [و سنّتي] که شريعت اجازه داده بي‌خبرند و لذا هميشه الفاظ طلاق را بر زبان مي‌رانند بدون مراعات حدود خدا و شريعت او.

طلاق در حال حيض حرام است، سه طلاق با هم حرام است و طلاق در حال طهر [حالت پاکي مابين دو حيض] بعد از نزديکي حرام است و همه اين انواع، طلاقهاي بدعتي و حرام مي‌باشند که صاحب آن مرتکب گناه شده است، با اين وجود بنابر صحيح‌ترين رأي از علماء طلاق واقع مي‌شود.

ولي طلاق مباح [و سنّي] که بر مسلمانان واجب است آن را بدانند بدين‌گونه است که در طهري که نزديکي روي نداده و يا به هنگام حامله بودن، همسرش را يک طلاق واحد بدهد.

طلاق به اين شيوه راه‌حل است، زيرا مدت زمان محدودي را در حالت بريدگي زوجين از هم فراهم مي‌کند که در آن آرامش و مراجعه مجدد فراهم مي‌شود.

مرد طلاق دهنده به شيوه‌اي که گذشت بايد مدت زماني را که طهر طول مي‌کشد منتظر بماند، چه کسي مي‌داند: درونها تغيير مي‌کنند و قلبها بيدار مي‌شوند و خدا هر کاري را که اراده کند واقع مي‌سازد.

و مدت زمان عده ـ عدة زن حائضه يا عده به حساب ماهانه و يا عده وضع حمل زن حامله ـ فرصتي است براي بازگشت دوباره و حساب و کتاب، در اين مدت ريسمان محبتي که پاره شده و رابطه زوجيتي که از هم پاشيده مي‌تواند اصلاح گردد.

و آنچه که مسلمانان نمي‌دانند اينکه: زني که طلاق داده شده ـ طلاق رجعي ـ بايد در خانه شوهرش بماند، نه اجازه خروج دارد و نه کسي اجازه اخراج او را دارد. بلکه خداوند آن خانه را خانه او ـ يعني زن طلاق داده شده ـ به حساب آورده: ﴿لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ﴾ آنها را از خانه‌هاي خودشان بيرون نکنيد.

و اين اسلوب براي تأکيد حق اقامت آنها در آن منزل است، زيرا اقامت آنها در منزل شوهرشان راهي است براي مراجعه دوباره، و گشايش اميدي است براي برانگيخته شدن عواطف دوستي و يادآوري زندگي مشترک. همسر در اين حالت به خاطر حکم طلاقي که گرفته دور به نظر مي‌رسد ولي نزديک و جلوي چشمان شوهر است.

و آيا اين قانون جز آرام کردن طوفان و برانگيختن درون و بازگشت به جايگاه اصلي و آرامش در بررسي احوال خانه و فرزندان و شئون خانواده هدف ديگري دارد: ﴿لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً﴾.

تو نمي‌داني، چه بسا خداوند بعد از اين حادثه، وضع تازه‌اي پيش آورد.

پس اي مسلمانان! تقواي خدا پيشه کنيد و از اهل بيتتان محافظت نمائيد و احکام دينتان را بياموزيد، حدود خدا را اقامه، و از آن تجاوز نکنيد و [روابط] فيمابين را اصلاح نماييد.

خداوندا! فهم دين و بصيرت در شريعت به ما ارزاني دار و ما را از هدايت کتابت سودمند گردان و به ما توفيق حرکت بر مسير پيغمبرت ص را عطا بفرما.

وصلي الله علي محمد وآله وصحبه وسلّم

براى ارتباط با مترجم مى توانيد به آدرس زير تماس بگيريد:

السعودية: الرياض ـ الرمز البريدي: (11757) ص. ب: (150103)

www.aqeedeh.com

 


[1]. سوره طلاق: آيه 1.

خاتمه

برادر مسلمان! خواهر مسلمان! صلاح خانواده راه امنيت کل جامعه است و بعيد است جامعه‌اي اصلاح شود در حالي که ريسمانهاي [روابط] خانوادگي‌اش سست باشند.

آري، چگونه اين امر ممکن است در حالي که خداوند به خاطر نعمت کانون خانواده و الفت و يکپارچگي آن منّت گذارده و مي‌فرمايد: ﴿وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ﴾ [النحل: 72]. 

خداوند براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد، و از همسرانتان براي شما فرزندان و نوه‌ها قرار داد، و (خداوند) از پاكيزه‌ها به شما روزي داد، آيا به باطل ايمان مي‌آورند و نعمت خدا را انكار مي‌كنند.

زوجين و ريسمان علاقه و پيمان مابين آن دو، و والدين و پسران و دختران در حال پرورش در دامان آن دو، حال و آينده امت اسلامي را تشکيل مي‌دهند، به همين خاطر شيطان، چنانچه موفق شود يک خانواده را از هم بپاشد، تنها يک خانه را ويران نکرده و باعث شر و فتنه کوچکي نشده، بلکه جميع امت را در اذيتي شعله‌ور و فتنه‌اي دامنه‌دار گرفتار ساخته، و واقعيت امروزي بهترين شاهد اين مسأله است.

بنابراين رحمت خدا بر مردي که سيره پسنديده و سرشتي پاک دارد، ساده گير، نرمخو، با نرمش و مهربان است، نسبت به اهل و عيالش رئوف و در کارش با اراده است، دچار افراط و مرتکب بدخويي نمي‌شود و در مسئوليتش کوتاهي نمي‌کند.

و رحمت خدا بر زني باد که عمداً اشتباه نمي‌کند، زياد خشمگين نمي‌شود، نيکوکار، پرهيزگار و در غيبت شوهرش از ناموس او نگهداري مي‌کند.

اي زوجها! پرهيزگار باشيد، و اي مسلمانان! تقواي خدا پيشه سازيد زيرا هر کسي تقوي پيشه کند خداوند کارهايش را ساده مي‌گرداند.

و درود و سلام خدا بر بهترين مخلوقاتش، پيغمبر ما، محمد -صلى الله عليه وسلم- و بر آل آن حضرت و همسران پاک و پاکيزه‌اش و نيز بر اصحاب پربرکت و نيک‌بختش و همچنين درود و سلام خدا ـ تا روز قيامت ـ بر کساني باد که به نيکي از آنان تبعيت مي‌کنند.

سبحانك اللهم وبحمدك، وأشهد أن لا إله إلاَّ انت أستغفرك وأتوب إليك.

 


[1]. سوره نحل، آيه 72.